-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آذر ۳, شنبه

دفاع امرالله صالح از حکومت غنی در برابر خلیلزاد!

امرالله صالح می گوید: امریکا کسی را به نام زلمی خلیلزاد که قبلا سفیر بود در افغانستان تعین کرده که با طالب مذاکره کند.
زور ما نمی کشد، امریکا کشور پر قدرت است.
صالح به مخاطبان خود طوری افاده می دهد که خلیلزاد یک «کس» ناشناخته است و ممکن است اکثر حضار او را بشناسند یا نامش را شنیده باشند. درحالی که خلیلزاد معمار سیاسی افغانستان در قرن بیست و یک است. او بود که از سال ۲۰۰۲ به بعد، خط و نقشه انداخت که چه کسی رئیس جمهور و معاونین باشند و چه کسانی وزیر و والی. کدام والی از صحنه برداشته شود کدام چهره به جایش برود. 
امرالله صالح در برابر خلیلزاد از دولت غنی دفاع می کند. یعنی که دولت غنی یک دولت ملی و از حوزه اختیار خلیلزاد خارج و مستقل است! او می گوید که خلیلزاد با همه کشور ها مذاکره می کند تا برای ما سرنوشت تعیین کند. مگر خلیلزاد در زمانی که نماینده بوش بود، برای همه رهبران دست اول، دوم و سوم به شمول خودش، سرنوشت تعیین نکرد؟ کدام عقل می پذیرد که بدون موافقت امریکا و خلیلزاد، امرالله صالح در یک مقام کلیدی منتصب می شد؟
شاید بگوید که چنین تعیین سرنوشت در آن زمان امری مبارک بود و تغییر آب و هوای کنونی  اوقات ما را تلخ کرده است. 
با وجود این، انتظار می رفت که امرالله بگوید که نیروها و لایه های اجتماعی که سالیان سال علیه طالب واشغال پاکستان جنگیده و یک نفس هم از رزمیدان نه ایستاده اند؛ باید به عنوان یک طرف منازعه یا اجندای صلح در نظر گرفته شوند که بدون رضایت آنان هر نوع مصالحه یی یک بازی کوتاه مدت و بی فرجام است. او یک قلم جنبش مقاومت ضد طالبان را نادیده گرفته و عوض آن، در دفاع از دولت غنی دست تکان می دهد که به غیر از مردم افغانستان، می تواند از هر مرجعی مانند طالب، داعش، امریکا و استخبارات منطقه نماینده گی کند.  
این که موعظه می کند که حکومت غنی یک حکومت مشروع است اما عمل امریکا نا مشروع است، چه پیامی را به مغز مردم ارسال می کند؟ او با دفاع رایگان از حکومت فاسد غنی شعور اجتماعی را دست کم می گیرد. 
حال آن که صالح اول تر از دیگران می داند که همه مراجع قدرت وابسته به کمک مالی امریکا است و خلیلزاد می تواند این چشمه را برای هرکسی که خواسته باشد، بخشکاند.