-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آبان ۳۰, چهارشنبه

«حوزه‌ی مقاومت»: یک گذرِ از یادرفته

غرزی لایق



نحوه‌ی آغازینِ گفت‌وگوهای صلح با طالبان مزاجِ نازکِ داونده‌های تازه‌نَفَسِ «حوزه‌ی مقاومت» را دارد زخم می‌زند. این فرداد که گویا گفتگو‌های صلح میانِ جناح‌های ستیزه و جنگ در افغانستان، البته، جدا از پادرمیانی بیرونی‌ها و تنها میان افغان‌ها اجرا گردد، یک اصلِ بنیادین و مشروع است، در آوندی که این بیان اما، با خودنمایی و نازشِ شهری پیش‌کش می‌شده است، سببِ دودلی، بدگمانی و گم‌راهی می‌گردد. پیشینه‌ی نه چندان دورِ سرگذشتِ زادگاه ما نمونه‌های خشن‌تری از چنین لغزش‌های پردرد را به یاد دارد که با دریغ با نامِ مهندسانِ «حوزه‌ی مقاومت» و دادِ بی‌داد شان پیوند ناگسستنی خورده است.

ندای‌های آنانی‌که به ویژه از تیرکشِ «حوزه‌ی مقاومت» فرآیندِ برگشت صلح را به بهانه‌ی حضور پویای امریکا و غیابت دولت و «مردم» افغانستان در گفت‌وگوهای صلح با طالبان بی ارزش معرفی نموده و در لابلای ژاژخایی‌های روزمره، کم از کم به‌حاشیه‌رانده‌شدنِ ذات خود شان از پروسه‌ی رأی‌زنی‌های صلح را وارونه تشهیر می‌کنند، در لایه‌ی پرداز‌های زیرکانه و باور زدا نقشِ نیرومندِ عنصر افغانی در این پرسمان را تحریف کرده و خصومت درونی خویش با پروسه‌ی کنارآمدن با تحریک طالبان را برهنه‌تر می‌سازند. میانجی‌گری امریکا در روند برگشت صلح به افغانستان و نقشِ این کشور در نزدیک‌ساختنِ طرف‌های خصومت در این روند، بی‌گمان مبرم و حیاتیست. آن‌چه به جایگاه دولت افغانستان در این مذاکرات پیوند دارد، بیگمان، حضور آن با تدبیر و بدون شتاب‌زده‌گی، چنان‌که ویژه‌ی چنین گفت‌وگوهاست، گویاتر و برجسته‌تر می‌گردد.

هرگاه پاسی به گذشته‌ی نه چندان دور نگاه کنیم، پیشقراولان «جهادی»، به ویژه چهره‌هایی‌که پسانترها، در عهدِ امارتِ طالبان دژنشینِ «حوزه‌ی» خویش گردیده و در گه‌نامه‌ی رنگ‌باخته‌ی جنگ و گریز خویش با جنگجویان طالب پاژنامِ «مقاومت» را بخیه نمودند، خود گفتگوی‌های روراست با حاکمیت دکتور نجیب‌الله را به اتهام «دولت کفر و دست‌نشانده» مردود شمردند و به جای گزینه‌ی خردمندِ نشست با کابل، دق‌الباب به درگاه روسیه‌ی نصرانی را کوتاه‌ تر و ارزان‌ تر یافتند. آن‌گاه، حاکمیتِ حزب وطن، در تلاشِ برپایی گفتگوهای مستقیم میان افغان‌ها، منجمله، شش ماه کرسی وزارت دفاع ملی را به رسمِ  تبارزِ نیت نیک خویش برای احمدشاه مسعود خالی گذاشت.‌ در فرجام، آقای برهان‌الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی نشست با کابل را با بی میلی دَور زده و در نخستین فرصت نزد روس‌ها شتافت و با فرودآوردنِ سر تعظیم در برابر مقبره‌ی سرباز گمنام در جوار کاخ کریملین، کلید حکومتداری کابل را نه به برکت مذاکرات مستقیم با دولت افغانستان، بل با تگدی و افگنده‌گی از همان دولت «ملحد» روسیه به دست آورد. 

سبب بهت‌زده‌گی می‌شود، آنانی‌که خود در غیابِ مردم و نبودِ نماینده‌گی گسترده‌ی افغان‌ها در نشست بنِ نخست، مجوزِ یکه‌تازی را به یاری همین امریکای «قوی» و ناتو از آن خود ساخته، «حوزه‌ی» تنگِ «مقاومت» را بالای شانه‌های یک وطنِ آتش‌گرفته بار زدند و حتی نقش و حقوق هم‌باوران «جهادی» و برادرانِ دینی خویش را با بیباکی پامال نموده و رأی «ملت» افغانستان را از یادبردند، چه‌گونه در امروز، زمانی‌که افغان‌ها در پیآمد اراده‌ و نیت جهان دارد به صلح نزدیک می‌شوند، واویلای گفتگوهای صلح افغان‌ها با افغان‌ها و حضور مردم در پروسه‌ی صلح را در ارزانی  آمیزه‌های واژه‌گانی و فریبِ خلق‌الله به مدد می‌طلبند؟ آن‌‌چه در امروز پروسه‌ی دست‌یابی به صلح را در یک زایمان پردرد و عذاب میسر می‌سازد، مایه‌های آن هنوز در دهلیز‌های بنای نشستِ بن نخست، در غیابِ تمام جوانبِ افغانی معضل کشور به سودِ «حوزه‌ی مقاومت» تخمه‌گذاری گردیده بود.

مغازله‌ی «جمعیت اسلامی» با دولت روسیه در دیروز و گفتگو‌های جاری صلح با طالبان در امروز، البته، دو پدیده‌ی جدا از یک‌دیگرند، در غایله‌سازی فتنه‌گسترِ جاری اما، به دوانده‌های «حوزه‌ی مقاومت» و سخن‌گویانِ جدایی و سکتاریسم شایسته اینست تا در روشنی آموزه‌های ناگوارِ پارینه‌ مغز سرد را به یاری طلبند و به جای به‌راه‌اندازی غوغای صلح‌ستیز و مهندسی بیهوده‌ی تهدابِ یک«حوزه‌ی مقاومت» تازه، پروسه‌ی برگشت صلح را که بی این هم پیچیده و چندمرحله‌یی است، بی اعتبار نه ساخته، سهم خویش در ختم جنگ را نه در قالبِ شعار‌های فریبنده و گمراه‌سازی شنونده‌های بی خبر خویش، بلکه در گفتارِ مسئولانه و کردار وطندارانه ادا نمایند. 

۲۰ نوامبر سال ۲۰۱۸
هالند