-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ دی ۷, جمعه

بخش دوم گزارش گاردین از اتاق خلوت کرام الدین کریم


بازیکن دختر که در اتاق خلوت کرام الدین برده شده بود، چنین ادامه می دهد:

من برای مقابله با او از جایم بلند شدم مگر او به صورتم مشت کوبید و من روی تخت افتادم. سعی کردم بلند شوم طرف دروازه بروم؛ مگر چون دروازه ( اتومات) صرفاً با تماس انگشت خودش باز می شد، امکان باز شدنش نبود. بنا برین من نمی توانستم بیرون بروم. او به صورت و دهانم به مشت زد. او او مرا می زد تا آن که روی تخت افتادم و بعد از آن همه چیز در نظرم تیره شد. 
وقتی به هوش آمدم، همه لباس ها از تنم کشیده شده و خون همه جا را گرفته بود. تکان خوردم و نمی دانستم چه اتفاقی برایم افتاده است. تخت، مالامال از خون بود؛ خون از دهان، بینی و مهبل ( دهانۀ آلت تناسلی) من جاری بود. به تشناب رفتم و صورتم را شسته و لباسهایم را پوشیدم. من برگشتم و برایش گفتم: من این مساله را به رسانه های خواهم گفت که درین جا چه کاری در حق من شد. او میله اسلحه را روی شقیقه ام گذاشت و گفت:
سیل کو همی حالی مه چه کاری درحقت کردم؟ می تانم ده فرقت بزنم و هر جا که باشی مغزت را بکشم. عین همین کاره می تانم به فامیلت بکنم. اگر زنده گی فامیلت ره میخایی، زبانته مُهر کو!
سپس یک مقدار پول را به رویم زد و گفت بگیر و برو. او گفت که نمی خواهم طرف چهره ات سیل کنم. در را گشود و من از آن جا بیرون شدم. 
او نمی توانست به خانواده اش درین باره چیزی بگوید. زیرا این مساله به ورزش صدمه می زد. 
سپس قربانی می گوید: احساس خوبی نداشتم. بعد از طریق اعضای تیم خبر شدم که رئیس فدراسیون فتبال آوازه انداخته که من هم جنسگرا هستم و مرا با کدام دختری گرفتار کرده است و به همین خاطر مرا از فدراسیون اخراج کرده است. این برای من عصبانی کننده و خیلی خطرناک بود. من می دانم که خانواده ام در خطر است و می خواهم به خاطر آینده دیگر دختران سخن بگویم. می خواهم دختران یک محیط امن داشته باشند. 
گاردین می پرسد که چرا این واقعه به مقامات حکومتی گزارش نشد؟
همین دختر می گوید که کرام الدین در داخل نظام و دولت از قدرت برخوردار است. او والی سابق پنجشیر و در سال 2004 رئیس دفتر وزیر دفاع بود. کسی نمی تواند دربرابر وی بیایستد. او بسیار قدرت دارد. امروز دختران از ترس نمی توانند صدای خود را بلند کنند؛ آن ها ممکن است کشته شوند. 

بخش سوم ترجمه خواهد شد.