-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آذر ۱۴, چهارشنبه

کارمل: من قربانی اشتباهات تاریخی اتحاد شوروی شدم

مصاحبهٔ تاریخی فقید ببرک کارمل بامجلهٔ شپیگل

اشاره: من در سراسر دورۀ کارمل در زندان بودم. به آدم های داخل زندان، پاسبان ها، خیره می شدم.  به یگانه تلویزیون داخل اتاق ۲۵۰ نفری زُل می زدم. شاهد دهشت های عصری بودم که همه را به جوش آورده بود.  اما هماره یک سوال در ذهنم می چرخید: آیا من واقعاً با افکار و نگاه این حکومت پرچمی نسبت به افغانستان و آینده، از تۀ دل مخالف هستم؟ ندایی از روحم بالا می آمد: نه! 
- پس چرا این جا هستم؟
سی سال بعد، همان سوال من پاسخی خاکستری پیدا کرده است...همه- این سوی خط و آنسوی خط، سپر بلا بودیم.
( رزاق مأمون)




کارمل: ماباید انتقام وکینه را دفن نماییم؛
شپیگل 
شماره ۳۸,سال ۱۹۹۱
برگردان: محمد عارف عرفان
ببرک کارمل که درسن۶۲ حیات اش به سر میبرد، همزمان باتهاجم نیروهای شوروی دردسامبر ۱۹۷۹، به حیث رهبر افغانستان انقلابی زمام اموررا به دست گرفت ودر سال ۱۹۸۶با نجیب الله تعویض شد؛ اخیراً از مسکو به کابل برگشته است.
[][]

اشپیگل: بعد ازین که ازقدرت برکنارشدید، آیا شمابه میل خود برای مدت چهار سال، دراتحادشوروی زندگی نمودید؟
کارمل : این انتخاب به ارادهٔ این جانب نبود؛ من فقط قربانی وسپر بلای اشتباهات تاریخی وجبران ناپذیر تهاجم اتحاد شوروی درافغانستان شدم.
اشپیگل: اما، این شما بودید که همزمان باتهاجم ارتش اتحادشوروی به قدرت رسیدید. چه کسی مسئول رنج مردم افغانستان است؟
کارمل: جنگ درافغانستان باتهاجم اتحاد شوروی طوری که ادعامی‌شد به خاطر حفظ سرحدات جنوبی اتحاد شوروی به راه افتید، آغاز نگردید‌. این جنگ با کودتای شهزاده محمد داوود درسال۱۹۷۳علیه محمد ظاهرشاه آغازگردید و این درگیری پس از اپریل ۱۹۷۸با قیام نظامی تحت نام سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا که باروش های استالینیستی اجراشد، شدت گرفت. اسلاف من قبلاً از اتحاد شوروی بیش از۱۴ بارتقاضای مداخله فوری نظامی نمودند. 
اشپیگل: وقتی که شکست این سیاست برای همگان روشن شد، پس چراکناره گیری نکردید؟
کارمل: من همیشه وبه طرز مصمم مخالف حضورنیروهای اتحاد شوروی بودم.درهرفرصت، من اصرارداشتم که ارتش شوروی دراسرع وقت، کشور را ترک نماید. اما حتی بعد از استعفای من، شوروی ها برای مدت سه سال باقی ماندند.
اشپیگل: آیا شما نسبت به زندگی تان نگران نبودید؟
کارمل: این برای یک افغان وطنپرست عادی‌است تا به خاطرمیهن اش جان دهد.با این وجود، من بارهامخالفت خویش را نسبت به سیاست اتحاد شوروی اعلام داشتم.
اشپیگل: چه انگیزه باعث شد تا شما از مسکو برگردید؟ آیا می خواهید تادوباره به فعالیت های سیاسی در افغانستان بپردازید؟ 
کارمل: من میخواهم تا برای احیای صلح وامنیت در افغانستان مبارزه نمایم.آرزو دارم تا از حاکمیت وتمامیت ارضی کشور، حقوق اقوام وقبایل، ارزشهای دموکراسی وحقوق بشردرکشوردفاع نمایم. شخصاًهیچ آرزوی برای خود ندارم.
اشپیگل: این تحول دروجود ببرک کارمل چگونه واقعی است، شما درگذشته پیروانترناسیونالیسم مارکسیستی بودید؟
کارمل: باوجود رژیم توتالیتر و روش های استالینیستی، اتحادشوروی بر اساس دکترین برژنیف، بر بسیاری از نیروهای مترقی و میهنی در جهان تأثیرگذاربوده است. نباید فراموش کرد که مردمان اتحاد جماهیرشوروی همیشه از جنبش های آزادیبخش ضد استعماری حمایت نموده اند. این مبنای دوستی با افغانستان بود. علاوه بر این، کشورهای غربی، به ویژه ابرقدرت ایالات متحده آمریکا، علاقه زیادی به کشور ما نداشتند واین رویکرد همچنین توازن سیاست خارجی افغانستان را مختل کرد.
به هر حال، حزب ما هرگز حزب مارکسیست نبود. ما دموکرات های ملی هستیم و به اسلام احترام گذاشته ایم.
اشپیگل: وقتی که درینجا دیگر تفاوتهای ائدولوژیک و آشتی‌ناپذیر بامخالفین یی که هنوز باجانشین شما نجیب الله درجنگ اند، نیست، پس همه چیز به خاطر قدرت است؟ 
کارمل: دلیل اصلی تفاوت، مداخلات تحریک آمیز کشورهای خارجی است. تا زمانی که این مداخله ادامه می یابد جنگ دوام خواهد داشت. هیچ سیاستمدار افغان نمی تواند خود را دررخداد های گذشته تبرئه نماید. برای دست یابی به صلح مانیاز داریم تا بر سنت های اسلامی میانجیگری برای پایان این کشمکش ها تمرکز نموده وقضاوت را برنسل های بعدی واگذار نماییم.
اشپیگل: آیا شاه سابق محمد ظاهر شاه برای استقرار صلح موفق خواهد شد؟
کارمل: درآخرین دههٔ دوران حکمروایی او، من مناسبات خوبی باوی داشتم.درآن زمان من برای مدت هشت سال عضو پارلمان بودم. باوجوداشتباهات پیروانش،افغانستان تحت رهبری ظاهر شاه، سیاست خارجی بیطرفی را تعقیب می‌نمود.احیای اقتصاد شکل می‌گرفت.
امروزظاهر شاه میتواند نقش مهمی را برای استقرار صلح درکشورایفا نماید.این وجیبه شامل مسئولیت دیگر شخصیت های لیبرال نیز میگردد که درتبعید بسر میبرند.آنها باید برگردند.زمان آن فرارسیده است تاانتقام وکینه ،عطش قدرت واختلافات خُرد رادفن نماییم. 
نیروهای لیبرال ودموکرات باید باهم متحد شده وافغانستان را بسوی آرامش سوق دهند؛

پایان
دسامبر ۲۰۱۸
لندن