-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ دی ۷, جمعه

قسمت سوم گزارش گاردین از خلوتگاه ریاست فدراسیون فتبال


اشاره: این دختر ها چرا با پای خود به اتاق سکس می رفتند؟


یک دختر دیگر فدراسیون فتبال گفت که از وی خواسته شد که همراه با یک عضو دیگر فدراسیون به دفتر کار کرام الدین کریم بروم.  من از شخصیت وی شناختی نداشتم. کرام الدین روی یک کوچ کنارم نشست و شروع کرد به صحبت و عشقبازی بامن. دست در بدنم برد و سعی کرد از من بوسه بگیرد. من به گریه درآمدم؛ ترسیده و هیجانی شده بودم و تلاش کردم او را از خود دور کنم. 
دختر می گوید که فریاد کشیدم؛ بروی حمله کرده و از دستش فرار کردم. وی می گوید بعد از آن مدت یک ماه خودم را از دیده ها پنهان کردم. احساس ضعف داشتم و قادر به همرسانی این داستان نبودم. درعین حال فدراسیون فتبال به خصوص شخصی رئیس فدراسیون ( کرام الدین) پیوسته به من زنگ می زد. بر من فشار می آورد و مرا مجبور کرد دو باره برگردم؛ به خاطری که این مساله می توانست تصویر او را در انظار دیگران مخدوش سازد.
 هر زمانی که به تمرینات می رفتم، کرام الدین هم می آمد و درمحضر دیگران صدا می کشید که من آدمی بی ادب هستم. من زیاد با اش صحبت کردم اما مستقیم مرا تهدید کرد و گفت زبان مرا قطع کرده و مرا برای همیشه خاموش خواهد ساخت. از بدرفتاری و آزار و اذیت من دست بردار نبود.

 باری برای تمرینات، زود تر به فدراسیون رفتم. روی چوکی نشسته منتظر اعضای تیم بودم. او دید که من در ساحه کمره های امنیتی نشسته بودم. پس به من از طریق تلفن تماس گرفت. من نادیده گرفتمش اما خودش آمد و از من دعوت کرد نزدش بروم. کاری از دستم پور نبود. به دنبالش راه افتادم. او پیش رفت و از چهار دروازه گذشتیم. خودش جلو می رفت و از طریق تلفن گفته گفته رهنمایی می کرد که من باید به کجا بروم. 
بعد از عبور از چهار دروازه، به یک اتاق خواب رسیدم. آن جا مانند هوتل پنج ستاره بود با یک آئینه و مبلمان فیشنی، یک تخت خواب، لوازم خانم ها، عطر و چیزهایی ازین دست در الماری چیده شده بودند. از دیدن آن چیز ها قصه هایی را به یاد آوردم که درین باره شنیده بودم. ترسیدم و به گریه درآمدم. فکر کردم که آن لحظه پایان زنده گی من بود. 
کرام الدین لچ و برهنه در انتظار من بود. وقتی شروع به گریه کردم، او به سوی من دوید و مرا گرفت و شروع کرد به کشیدن پیراهنم. من چیغش کرده و با وی در کشاکش بودم. من خوش شانس بودم. در آن لحظه تلفنش زنگ زد و من به چیغ و فریادم دوام دادم. مرا مرا به سختی تیله داد که ساکت شوم مگر من از چیغ و فریاد دست بردار نشدم. او گزینه ای نداشت جز این که دروازه را گشود و من از آن جا بیرون زدم. 

سومین بازیکن دختر ادعا کرد که من زمانی این حالت را تجربه کردم که برای گرفتن امضای کرام الدین کریم به دفترش رفتم. سعی کردم او را از خودم دور کنم اما وی برای گرفتن یک بوسه از لب ها و گردنم در تقلا بود. برایش گفتم که تو درجایگاه پدر بزرگم هستی و چطور می توانی این کار را کنی؟ او گفت پس نمی فهمم چرا در بیرون رفتار تو با من یک رقم عجیب بود ... چرا که من با او رفتار صمیمی داشتم. من گفتم که او فقط یک دوست من است. او آدم اجتماعی بود. برایم گفت که رابطه دوستی ما به رابطه جنسی می انجامد. من گفتم از شنیدن این چیز ها نفرت دارم. بمان که بروم. او را هل دادم و از اتاق خارج شدم.
اولین کار او بیرون کردن نام من از لیست تیم ملی بود که قرار بود برای یک دوره آموزشی رهسپار خارج از کشور شود. از آن پس او مرا در انظار دیگران توهین می کرد و مرا به هم جنس گرایی متهم می کرد و سرانجام مرا از فدراسیون فتبال بیرون انداخت.
گاردین در پایان می نگارد که حمایت سراسری از دستور تحقیقات درین باره از سوی دکتر غنی وجود دارد اما خود سه بازیکن نسبت به نتایج آن باور اندک دارند. یکی از آنان گفت که به دولت اعتماد ندارد. دیگرش اظهار داشت که کرام الدین یک فرد قدرتمند در حکومت است. او بسیار نفوذ و سرمایه دارد. او می تواند آدم ها را بخرد. او از فیفا و فعالان حکومت های خارجی درخواست کرد که درین باره دست به اقدام بزنند.
پایان ترجمه گزارش روزنامه گاردین