-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ دی ۴, سه‌شنبه

امرالله صالح و خالد، واقعاً به طالبان و پاکستان کدام ضرری رسانده اند؟

انتصاب این دو نفر، بخشی از اقدامات مصلحتی و برای عوام، جنبه صوری دارد. وزارت دفاع و داخله بدون سرمایه امریکا فقط یک مجموعه بنا های فیشنی و مسقف فاقد اهمیت اند.




گروهی باور کرده اند که انتصاب صالح و خالد، تلاش برای دیوار اندازی در برابر طالب است و حتی می گویند که این اقدام سبوتاژ جریان مذاکرات است. هردوی این تصور صائب نیست. فقط سه هفته منتظر باشید، تیرک این پردۀ هیاهو خود به خود می افتد.

ارگ بالذات، همزاد طالب است و جرأت این کار را نیز ندارد. با افزایش فشار عملیاتی و اطلاعاتی محور روسیه- ایران و پاکستان، واشنگتن و کابل به جبهه سازی جدید نظامی و سیاسی علیه روسیه آغاز کرده اند. یعنی، همان فارمول بریژنسکی در فاز جدید.

اما غنی و اطرافیان با این ترفند خیال « میده بازی» دارند و به آرای گروه های مجاهدین چشم دوخته اند. خروج نیمی از قوای امریکایی ساده ترین پیام دپلوماتیک به روسیه و پاکستان و ایران است که با ایجاد احتمالی خلاء جنگی در منطقه، ( درصورت خروج احتمالی) آن ها را می ترسانند که با استفاده از ضدیت اکثریتی مردم علیه پاکستان، روسیه و ایران، اول دیوار یک جنگ تازه را در برابر شان بنا کرده و حتی می توانند موج جنگ را از سرحدات هم بگذرانند. این، البته یک خیال بافی است.

این که امرالله صالح درجنگ طالب آموزه های بی مثالی دارد یا اسدالله خالد که معلوم نیست چرا اتهام ضدیت با پاکستان را بروی الصاق می کنند؛ مواردی است که ارگ و امریکا کمترین اعتقاد و علاقه ای به آن ندارند.
این گزینش درظاهر امر، به همین هدف صورت گرفته تا صف آرایی جدید علیه پاکستان و طالبان تعبیر شود اما واقعیت امر این است که آوردن امرالله و خالد، نمایش توازن در مذاکرات صلح است؛ نه ضدیت با کسی، تا به پاکستان وطالبان لااقل حالی کنند که صحنه به طور کامل برای آن ها خالی نیست.

از سوی دگر، گروه های جهادی نسبت به مأموریت خلیلزاد خُلق تنگی را شروع کرده و ترسیده بودند که پروسه تعامل با طالب و پاکستان، قبر آن ها را خواهند کند. انتصاب امرالله و خالد در دو پست امنیتی هیچ چیزی را نسبت به گذشته متحول نمی کند؛ آن ها اگر درخط اول هم بستره بیاندازند، هیچ چیزی نسبت به مصلحت هایی که تا حالا در سطح دولت و مقامات امریکایی مرعی بوده؛ بهتر نمی شود؛ ای چه بسا که بدتر شدن وضعیت، جنبه پنهان این اقدام باشد. این مساله فقط یک قرص مؤقتی تسکین التهاب در افکار اجتماعی است. یک پاسخ دروغین به یک توهم غیر واقعی اما کم و بیش عمومی ( البته درمیان گروه های جهادی؛ نه عام مردم) که گویا فلانی در مسایل امنیتی قطب زمان است و دیگرش، تاریخ را سرچپه می کند!

البته، بحث رحمت الله «نبیل» جداست. درزمان او، پاکستان ضربات سختی را متحمل شد و حتی درسطح رسمی وی درمظان اتهام قرار دارد که در پس ترور بی نظیر بوتو- مادرطالبان- قرار داشته است.

هرگاه ناظران خوش نیت جریان های جهادی- دولتی به طور مشخص و بسنده بخواهد نشان دهند که کارنامه های نظامی و امنیتی امرالله و خالد دقیقاً از چه نوعی بوده و یا هست؛ چه کارنامه هایی بوده که مردم از آن بی خبر مانده اند و نتایج کارنامه های آن ها در کجا و چه زمانی توانسته بوده که طالبان را در همه جا نابود و دو باره به پاکستان تارانده باشد؛ متوجه دشواری کار خود خواهند شد که واقعاً هیچ چیزی وجود نداشته است. می ماند؛ گفتن این که آن ها «منتقدان» حکومت و «دشمنان» پاکستان اند. مورد اول، کاملاً غیر واقعی است. درحال حاضر، هزاران نفر «منتقد» حکومت اند. این دو فرد، همواره مأمور حکومت بوده اند؛ امرالله نوبت اول ( یکی درحقیقت یابی کندز) و بار دوم با فراز آیی در سکتور امنیتی اثبات کرده است که ریزرفی حکومت ضد ملی غنی است؛  
واما اسدالله خالد؛ ظرف هجده سال، مخالف هیچ حکومتی، منتقد هیچ فردی نبوده است و هرگز چنین ادعایی نکرده و حتی دشوار است اتهام ضدیت با پاکستان را بر وی زد. هیچ سندی درین باره وجود ندارد. مشارالیه سال های طولانی در پاکستان به سر برده و در افغانستان نیز پاکستان با وی کار و غرضی نداشته است. حمله انتحاری بروی کار پاکستان نبود. یک مساله کاملاً شخصی بود.

انتصاب این دو نفر، بخشی از اقدامات مصلحتی و برای عوام، جنبه صوری دارد. وزارت دفاع و داخله بدون سرمایه امریکا فقط یک مجموعه بنا های فیشنی و مسقف فاقد اهمیت اند.
از زاویه ای دیگر، درپس اعلام خروج پنجاه درصدی قوای خارجی، احتمالاً سه هدف مکتوم است: ترسانیدن طالبان و پاکستان که از زیاده خواهی سرسختی در مذاکرات انصراف جسته و کمی منصف باشند. دوم،  یعنی امریکا می تواند زیرساخت نظامی طالبان را با به میدان آوردن دو بارۀ قوت های جهادی طوری زیر فشار قرار دهد که به خط سال های 2001 برگردند.
مورد سوم، اعلام خروج قوا همان گونه که خلیلزاد چند روز پیش از آن به حلقات ضد طالبان هشدار داده بود، هشدار جدی تر به رهبران مجاهدین و حلقه کوچک خزیده در ارگ است که با پروژه گسترده منطقه ای به منظور ادغام طالبان در نظام آینده، مشوش شده و همراه با گروه غنی ناخنک زنی را شروع کرده بودند.