-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ دی ۱۰, دوشنبه

آرامگاه بیدل در دهلی نیست؛ درخواجه رواش کابل است

مدرسه سلطان العلماء در بلخ ویرانه مانده؛ اما فیل فرهنگ پروری حکومت کابل یک باره چطور یاد هندوستان کرده است؟




در شبکه اجتماعی شایع شد که دولت کابل به یاری بنیاد آغا خان تصمیم دارد آرامگاه ابوالمعانی حضرت بیدل را در شهر دهلی بازسازی کند. بنیاد آغا خان چرا تا به امروز به بازسازی آبده های تاریخی بلخ به خصوص در نوسازی اولین مدرسه فکری مولانا جلال الدین کدام اقدامی نکرده است؟

پرسش بعدی: این که فیل فرهنگ پروری حکومت کابل یک باره چطور یاد هندوستان کرده، به ماهیت سالوسانه رژیم بر می گردد. اگر دغدغه پاسداشت ارزش های معنوی وتاریخی در میان است، یکی از اماکن کلیدی تاریخ فرهنگ و عرفان افغانستان در حاشیه بلخ برای بازسازی و حفاظت زار می زند:
مدرسه سلطان العلماء والد سردار سالکان- مولانا جلال الدین محمد بلخی.

 بازسازی مدرسه خانواده گی مولانا هم از نظر مصالح ملی و هم از منظر حرمت به مکتب معنویت و عرفان که تاریخ افغانستان با آن عجین است؛ فوریت دارد.

عطا محمد نور که شماری به دلایلی مجهول، از وی بت امپراتور خراسان تراشیده بودند، در ظرف یک و نیم دهه قدرت در حوزه بلخ و شناوری در سرمایه های باد آورده، حتی یک روز به فکر بازسازی آن مدرسه تاریخی که بیخ  و بنیاد مولانا را با سرزمین اصلی اش تسجیل می کند؛ نیفتاد! مشارالیه سهل قادر بود با گذاشتن یک صندوق اعانه، ظرف دو سال، بدون خرج از پول شخصی خودش، نخستین مدرسه مولانا را دو باره بسازد... هیهات!
دولت کنونی کابل وظیفه اش حضور گاه گاهی در تئاتر سیاسی است و اماکن تاریخ و فرهنگی منسوب به افغانستان را در داخل کشور به کلی نادیده گرفته و برمصداق « آب در کوزه و ما تشنه لبان می گیردیم» برای ایجاد یک هلهلۀ رسانه ای به سوی دهلی دست دراز کرده است. اما آیا آرامگاه حضرت بیدل در دهلی قرار دارد؟

من حدود پنج سال در دهلی بودم و فاصله خانه ام از مرقد بیدل کمتر از دونیم کیلومتر بود. درآن جا متوجه شدم که میدان و آبادی هایی که آرامگاه بیدل در ناحیه متهرا رود در آن واقع بود؛ در آخرین جنگ بین لشکر نادر شاه افشار و بازمانده های درحال فرار وفاداران شاه اشرف هوتکی در چاندنی چوک دهلی کهنه، زیر سم ستوران و ارابه های نادرشاهی کامل ناپدید و زمین آن جا تقریباً از سر قلبه شده بود.

 در همان ایام که احمد شاه درانی فرمانده گارد خاصه نادر شاهی بود، در همان ساحه شاه جهان آباد وضع الجیش برپا داشته بود.  افراد و خویشاوندان مادری حضرت بیدل در لشکر زیر فرمان احمد شاه درانی درهمان شب ها و روز ها پیکر بیدل را با عز و حرمت پیدا کرده و آن را روی تخت مخصوص سوار بر فیل و بعداً ارابه های اسب کش به کابل انتقال داده و در خواجه رواش کابل مدفون کرده اند. هیچ تردیدی نیست که این اقدام با مجوز و عنایت شخص احمد شاه ابدالی صورت گرفته است. احمد شاه ابدالی با وصف آن که سردار جنگ بود، دیدگاه صوفیانه داشت و سالکان را حرمت می نهاد. حتی در برخی روایات آمده است که به پیرو مرشد عقیده داشت. درفتوحات وسفرهای جنگی وی به هند، معمولاً جنگ سالاران محلی به حضور او حاضر شده و خدمات خود را در طبق اخلاص نهاده پیشکش می کردند. وی باری در نخستین ساعات فتح لاهور جماعتی را که به تبریک آمده بودند خطاب کرد وگفت: لاهور شاعری هم دارد به نام واقف... او را حاضر کنید!
علاوه برین، موقعیت فعلی قبری سبز رنگ منتسب به بیدل در متهرا رود در موقعیت اصلی اش زمانی که بیدل در آن خوابیده بود؛ قرار ندارد. در سالیان اخیر، قبر بیدل در نتیجه تطبیق جاده سازی و نقشه شهری از بین رفت و جاده ای از آن عبور کرد. شهرداری دهلی دست کم برای حفظ ظاهری آرامگاه منتسب به بیدل، محلی را تقریباً در دوصد متر فاصله آنسوتر در حاشیه باغ بزرگ نواب شکران تعیین کرد. نواب شکران همان کسی است که بعد از انفصال جبری حضرت بیدل از مقام فرماندهی یک غند جنگی در اردوی اورنگزیب، از نظر اقتصادی به فاقه گی افتاده و نواب منطقه شاه جهان آباد یکی از خانه های خود را در اختیارش گذاشت و بیدل تا آخر عمر اندرآن جا به سر برد و موقعیت قبر سبز رنگ هم در حیاط همان خانه است. 

القصه که در روایت انتقال پیکر حضرت بیدل به کابل کمترین شبهه ای نیست و برخی ناظران ایرانی سعی در بطالت این حادثه کرده اند که سخت بی بنیاد است و روایات مرتبط با این جریان را نزد خود دارم که دم نقد در دسترس نیست و هرگاه منابع رسمی لباس آلوده به دروغ را از تن بیرون کرده و اندرین باب طالب استفسار باشند؛ من می توانم همکاری کنم.