-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آذر ۱۷, شنبه

نغارۀ صلح؛ رزمایش و بازی و دیگرهیچ


غرزی لایق

آشتی با طالب: یک گذر کوتاه



هرگاه خبرها و گزارش‌ها پیرامونِ گفت‌وگوها و تپنده‌گی‌های صلح مایه‌ی دلگرمی و خشنودی می‌گردند، هم‌زمان ریزشِ ترس و سرگشته‌گی بر دل‌ها و دماغ‌های افغان‌ها اوج‌گرفته و همپا با آن، پدیده‌های ندانم‌گرایی و گمانه‌زنی بر بحث‌ها و رسانه‌ها چیره‌تر می‌شوند. صلح با «تحریک طالبان» در ناگزیری آمد آمد خویش وجدانِ جامعه‌ی زخمی افغانستانِ جنگ‌زده را در یادمانده‌های خشن و انسان‌ستیزِ حکومت‌داری امارت اسلامی طالبان، به ویژه قصابی افغان‌ها پس از دفنِ امارت و طرد طالب از روزمره‌گی‌های کشور، به بهانه‌ی حضورِ عسکر بیگانه بیدارباش می‌دهد. مردم بلاپرورده‌ی زادگاه ما حق دارد از «مژده‌ی» چنین کارزار و برگه‌های گنگ و بی‌تأ‌ویل آن بهت‌زده و پرسنده بوده و از حاکمان کشور چشم‌به‌راه تابانی و راستی در چنین پرسمانِ سراسری وطنی باشد.

آن‌چه در این گفتگو‌های آغازین سببِ سرریزشدنِ بیش‌ترین دودلی می‌شود، ناپیدایی چبود پدیده‌ی طالب و شناسه‌ی چونی و چندی این عجوبه در بیان‌‌های رسمی و متعارف دو طرف است. تا کنون گویا نه‌شده‌است که از میان انبوهه‌ی گروه‌بندی‌ها و دسته‌های دهشت‌افگن و آدم‌کشِ فرو و فرا افغانی کدام چهره‌ها و ساختارها جانب گفتگوها با دولت را رقم می‌زنند. از بیانیه‌ی برگزیده‌های «امارت اسلامی» در همایش ماسکو و شرط‌نامه‌ی شان چنان برمیآید که دفتر طالبان در دوحه(قطر) را به مثابه‌ی طلایه‌دارِ مذاکرات صلح با دولت افغانستان برگزیده اند. این دفتر و داعیه‌ی آغازین آن اما، چون «مشتِ پوشیده، هزار دینار»، هنوز برای وطن‌داران ما رمزگشایی نه‌گردیده و سببِ دل‌گرمی نه می‌شود. اندیشه‌ی القای تخمه‌ی دهشت‌افگنی به هدفِ به‌دنیاآوردنِ حزب نوزادِ طالب از میانِ جنگنده‌های رنگارنگ، پراگنده، ناهم‌سوی طالبان که در نسخه‌ی دولت یادشده است، خیلی فرمایشی و خیلی خیالپردازانه و حتی ناشدنی است. 

نبودِ ساختارِ واحدِ طالبی و گونه‌گونی گسترده‌ی لشکرِ جنگ‌جویان ضد دولت و ضد حضور بیگانه‌ها که با گویه‌ی «طالب» به شهرت رسانده شده است، سری پیش‌شرط‌های ارائه‌شده از جانب دولت و «امارت اسلامی» برای گفتگو‌ها را غش‌دار، بی‌جوهر و سماوی نمایش داده و باور به دست‌یابی به سازش و آشتی را خدشه‌دار و لنگان می‌سازد. خیلی هوش‌مندانه می‌بود هرگاه پیش از به صدادرآوردنِ نغاره‌ی صلح و تبادله‌ی بایسته‌های آغازین و تاکتیکی جانبین، از طالبان خواسته می‌شد تا در حیطه‌ی جایز و شدنی جنگ‌جویان پراگنده و ساختار‌های جهنمی چندگانه‌ی خویش را در مسیرِ یگانه سمت‌وسو می‌بخشیدند و از ستاد واحد باب گفت‌وگو با دولت را می‌گشودند. 

برگزیده‌های نام‌نهادِ «امارت اسلامی» طالبان در همایشِ گفت‌وشنیدهای صلح به روز ۹ ماه نوامبر سال‌جاری در ماسکو، به گونه‌ی مثال، با عنوان‌نمودنِ «معلومات و موقف امارت اسلامی»، اقتدا برای پیوستن به پروسه‌ی مذاکرات را، پیش از هر گفتنی دیگر، در قیدِ فورمول‌بندی «گام‌های مقدماتی برای صلح» منوط به چهار گزینه‌ی زیر ساخته اند:

۱. رهایی نخبه‌های طالبان از چنبره‌ی لست سیاه؛
۲.آزادی زندانی‌های طالبان
۳.قطع تبلیغات خصمانه علیه طالبان
۴.ایجاد دفتر نماینده‌گی طالبان برای سهولت گفتگوها

در بیانیه‌ی «امارت اسلامی» در همایش یادشده، البته، فهرستِ چشم‌داشت‌های دوحه‌نشینان از عمیله‌ی صلح تا مداخله و بازبینی قانون اساسی کشور چنان در قیدِ کلی‌پردازی‌ها بازتاب یافته است که رمزگشایی بندهای «نوزایی‌های» طالب هر جوینده‌ را گمراه و گیچ می‌سازد. به گونه‌ی مثال، به باورِ برگزیده‌های «امارت اسلامی»، دست‌کاری قانون اساسی کشور از این ناگزیری برمی‌خیزد که «قانون اساسی اداره‌ی کنونی قابل اعتبار نیست، زیرا از غرب کاپی شده است و بر جامعه مسلمان افغانستان که زیر چتر اشغال قرار دارد تحمیل شده است، نه به خواسته های افغان‌ها جواب داده می‌تواند و نه هم عملی شده می‌تواند، زیرا مواد آن متضاد و مبهم است…» به نگرٍ طالب‌های دوحه، «امارت اسلامی افغانستان چنان قانون اساسی را…ضرورت می‌داند که بر اساس اصول دین مقدس اسلام، منافع ملی، افتخارات تاریخی و عدالت اجتماعی استوار باشد…» بسته‌ی پیشنهادهای دولت افغانستان برای صلح با طالبان که در سخنرانی رییس جمهور افغانستان در گردهمایی ژینو به روز ۲۸ ماه نوامبر این سال گوشزد گردید، بازبینی در قانون اساسی کشور را با چنین آمیزه‌ی عام و جزمی چراغ سبز داد:«…در صورت خواست، بر اساس پروسه‌ی قانونی پیشبینی شده در قانون اساسی، بر قانون اساسی تجدید نظر صورت خواهد گرفت…»

برگشت صلح به افغانستان و راست‌نمودنِ کژی‌های برخاسته از کنفرانس بن نخست، بیگمان در سرخطِ اولویت‌های زادگاه جنگ‌‌زده‌ی ما جادارد و هرگونه سهل‌انگاری و کم‌بهادادن به فرآیندِ آغازشده‌ی گفتگوها‌ سببِ به درازاکشیدن سوگ افغان و ادامه‌ی جنگ و خون‌ریزی در افغانستان می‌گردد، مهمل‌گویی در بیانِ پیش‌شرط‌ها و پنهان‌کاری چشم‌‌داشت‌ها در لفافه‌های رمزی و گمراه‌کننده، به ویژه پیرامون پرسمان‌های کلیدی و ارزش‌های مردم‌سالاری ذهنیت افغان‌ها را برای پذیرشِ پندارهای ناروا و مضر آماده نموده و عرصه‌ی رزمایشِ ترفند و حیله را برای خصمِ کشور باز می‌گذارد.

۶ دسامبر سال ۲۰۱۸
هالند