-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ دی ۷, جمعه

گزارش جدید گاردین از اتاق خاص کرام الدین کریم









او را در یک اتاق پنهان درگوشه دفتر کارش مورد تجاوز جنسی قرار داد و به او هشدار داد که هرگاه این موضوع را با رسانه های در میان بگذارد خودش و خانواده را خواهد کشت. 



روزنامه گاردین درتازه ترین گزارش خود پیرامون اتهامات وارد شده به سارنوال کرام کریم رییس فدراسیون فتبال به خاطر تجاوز جنسی و بدرفتاری با اعضای تیم فتبال دختران جزییات تازه را منتشر کرده است.

در گزارش به نقل از یکی از بازیکنان تیم فتبال که بنا به ملاحظات امنیت خود و خانواده اش از ذکرنامش پرهیز کرده، از موارد جدی تجاوز جنسی، بدرفتاری فزیکی و تهدید به بازیکنان و یا اعضای خانواده های شان از سوی کرام الدین کریم پرده برداشته است.
یک بازیکن دختر به گاردین گفته است که کرام الدین کریم بعد از آن به صورتش مشت کوبید،  لوله تفنگچه را به سرش گذاشته و سپس او را در یک اتاق پنهان درگوشه دفتر کارش مورد تجاوز جنسی قرار داد و به او هشدار داد که هرگاه این موضوع را با رسانه های در میان بگذارد خودش و خانواده را خواهد کشت. 
.
یک بازیکن دیگر مدعی است که وقتی وی از هم خوابه گی با کرام الدین فرار کرد، او درمقابل اعضای تیم او را به قطع زبانش تهدید کرد و در موردی دیگر تلاش کرد که لباس های او را از تنش بیرون بیاورد. بازیکن سوم ادعا دارد که کرام الدین می خواست لب ها و گردن او را ببوسد اما وقتی وی از چنگش در رفت او را از تیم ملی اخراج کرد و به او اتهام زد که هم جنس باز است.

بازیکن دیگری هم مدعی است که کرام الدین تهمت هم جنس بازی بر وی وارد کرده است. گاردین می نویسد که کرام الدین به هیچ یک از موارد اتهامی خود به گاردین صحبت نکرده اما بعد از نشر گزارش اول وظیفه اش به تعلیق آمده است.

یکی از بازیکنان به گاردین گفته است که وی بعد از انجام تمرینات برای دریافت هزینه حمل و نقل به دفتر کرام الدین رفت. او می گوید من از وی کمک خواستم اما او از جا برخاست و خودش را به من نزدیک کرد و گفت: می بدنت را از نزدیک ببینم. 
من مودبانه سعی کردم حرکات او را نادیده بگیرم و گفتم: ببین من پول حمل ونقل ندارم، کمک کنید، اگر نمی توانید لطفاْ اجازه دهید بروم.  کرام الدین گفت کمک می کنم و همین جا منتظر باش. گفتم که من خانه می روم. او گفت: نگران نباش، من برایت پول می دهم. 
کرام الدین گفت که بیا به اتاق دیگر برویم. به اتاق دیگر داخل شدیم. فکرمی کردم به من کمک خواهد کرد. دنبال وی به اتاق دیگری رفتم، او طرف یک اتاق بعدی رفت که به یک اتاق تاریک دیگر راه داشت. داخل اتاق یک دروازه بود که به آسانی به چشم دیده نمی شد، مثل یک دیوار معلوم می شد که درست چشم کار نمی کرد اما دروازه باز بود. آن جا مثل یک اتاق هوتل بود با تخت خواب و هرچیز دیگر به شمول تشناب. او برایم گفت که بیا داخل و دروازه را قفل کرد. به من گفت روی تخت دراز بکش. ترسیدم و تکان خوردم. اوگفت: امروز می خواهم آن چیزی را ببینم که در پشت لباس هایت است. من برایش گفتم: مره ایلا کو... خانه می رم.
از جا بلند شدم و گفتم که خانه می روم. او گفت: هرقدر می خواهی چیغ بزن، درین جا صدایت به گوش هیچ کسی نمی رود. سپس مرا طرف تخت تیله کرد. من دو باره ایستاده شده گفتم: مره ایلا کو... مه فقط بره کمک پیش تو آمده بودم. چیز دیگری نمی خایم. لطفاْ ایلایم کو که بروم.
او گفته می رفت که امروز معلوم خواهد شد که تو هم جنس گرا هستی یا نی. به خاطری تو در بین دختران مثل یک پسرک معلوم می شدی. 

بخش اول/ ترجمه گزارش ادامه می یابد.