-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آذر ۱۹, دوشنبه

وجدان و عقیده ای که مثل ماهی از آب کشیده و فاسد شده است


این موتر دولتی است. قیمت موتر چهل یا پنجاه هزار دالر است. هرگاه ضد زره باشد، از موتر هایی است که بهایش کمتر از صد هزار دالر نیست. در هندوستان پر ثروت امروز هیچ یک از مقامات دولتی چنین موتری را سوار نمی شود. تمام موترهای شان فیات های مدل کهنه است، اما کسی که درونش نشسته یک هندوستان وزن واقتدار دارد!

کسی که درون این موتر مفشن نشسته، همتای آشغال های کوچه های کابل است. با پول بهای این موتر می توان سرنوشت پنج خانواده بی سرپرست شهدای نیروهای امنیتی را تضمین کرد.

این خاین نیم خروار چوب بلوط در داخل سیت هایش بار زده و طرف خانه اش روان است. آقایی که این خبط و خیانت را آشکارا مرتکب شده، هرگاه بحث وطن پرستی، جهاد یا صداقت مطرح شود، بی گمان چنان لاف و پتاق می زند و دهانش کف می کند و حتی شاید آخ و اووف کند که اخلاص و روحیه خدمت در افغانستان بیخ کن شده است. این خاطی مادر زاد سهل می توانست با پرداخت سه چهار صد افغانی محموله را به خانه اش برساند، مگر نی... از پدر پدر آموخته است تیل سرکاری را به دامن بگیر! صد درصد ایمان دارم که این آقا به حدی ضد کمونیست است که خلقی و پرچمی را سزاوار نفس کشیدن هم نمی داند. از همان هایی است که عقیده داشتند که باید کابل را بیل دربیل کرد. چرا که یک مسلمان زبده است و خدا را در اعمالش حاضر می بیند!
حکومت کابل، مبارزه با افراد غیر مسوول را شعار می دهد. این بی خدا، مگر مسوول است؟ نیازی نیست بگویند دروغ است. تحقیق می کنیم. شناسنامه موتر گواه همه چیز است. آیا شما فکر می کنید که دولت به همین مساله که مشت نمونه خروار است «مسوولانه» رفتار خواهد کرد؟