-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ بهمن ۳, چهارشنبه

بدخواه امرالله صالح، آموخته خوران اند؛ نه روشنفکران


دشمن اصلی امرالله، همان آموخته خوران داخلی است که احفاد و نورچشمی های شان درکابل، دوبی، دهلی و دو شنبه، اگر در سه وعده غذایی «سه تلی یا سه گلوله» را در کاسه شوربا حل کرده نخورند، حساب شب و روز از پیش شان در می رود. 





امرالله صالح عمدتاْ مخاطب سه گروه از مردم است.

  اول، آنانی که او را در ردیف «دشمن» می نشانند. مانند جهادی های میانه پایه ( از دولت مانده) و شماری قوماندانان دی دی آر شده واوقات تلخ، که او را همسان عصای هوشمند «موسا» در دست امریکایی ها برای تسخیر داروندار پنجشیر، از کاراندازی ماشین جنگی و سوداگری آرمان های مسعود می دانند.  اما همین قوماندانان به دلایل معلوم و نا معلوم، به چشم «آقسقال» های اصلی که مولود « بدِحادثه» بودند؛ انگشت فرو نمی کنند. 

دسته دوم، فرهنگیان، تحصیل یافته ها، خراسان گرایان و سکتاریست های سیاسی اند که هرچند از متن حوادث فاصله دارند، اما از آموزه ها و تاریخ استبداد به درستی مطلع اند. این ها که ازنظر دیدگاه، بین اندیشه های چپی، راستی، تبارشناس ها ، و هویت گرایان جهادی و مقاومتی دسته بندی می شوند؛ هماره برکلیت کردار پرلغزش، مفتضح و محکوم به شکست سیاستگران پس از ربانی و مسعود قلم انتقاد و گاه، بطلان کشیده اند.

 این گروه، امرالله را دنباله رو وفادار سیاستگران کلاسیک ضد همزیستی عادلانه به قلم می دهند؛ که قویاْ مخالف توسعه بنیاد های نظام سیاسی با روش های ساختار شکنانه اند. خودم شامل همین محفل می باشم. با قید این نکته که با دیدگاه های مشارالیه برای بقای افغانستان و هم پیوسته گی حتمی و حتمی تبارهای ساکن در کشور، به صورت کامل همسو می باشم.

سوم، منفرد شده های تخمیر گشته، شامل شکمباره های بی خبر از کون و مکان، درسطح قریه وقوم است که در پناه دیوار های سیمانی و بادیگارد ها درهم می لولند و با دیدگاه های تنگ و موذیانه، درمحافل پلوخوری و لاف زنی های محلی و بدوی دل خود را خالی می کنند.

گروه چهارم، شامل یک عده چموش شده های به ظاهر کله گنده است که باد حوادث و ایام آن ها را به قیمت تاوان های بسیار عظیم، بالا کشیده و اکنون که تاریخ استعمال شان قابل تمدید نیست؛ امرالله را حریف و مزاحمی می بینند که ممکن است در شاه نشین قدرت، جای شان را تنگ کند.

نتیجه کلام، دشمن اصلی امرالله، همان آموخته خوران داخلی است که احفاد و نورچشمی های شان درکابل، دوبی، دهلی و دو شنبه، اگر در سه وعده غذایی «سه تلی یا سه گلوله» چرس را در کاسه شوربا حل کرده نخورند، حساب شب و روز از پیش شان در می رود. کار برخی از نورچشمی ها به دیوانه گی کشیده. و ارجمندی های مؤنث شان، از گردن تا شکم درپوشش طلا سنگین بار شده اند.

 افزون برین، مورد بسیار مهمی که اکثر دوستان یا معاندان امرالله چندان به آن عنایتی ندارند این است که به غیر از استاد ربانی و احمد شاه مسعود، هیچ یک از بازمانده های کلاسیک جریان جهاد و مقاومت، از نظر داشتن اطلاعات و فمیدن « سُر ولی» شکننده گی های افغانستان زخمی با امرالله برابر گذاری نمی شوند. من نشنیده ام که وی درملاقات رسمی با یک نماینده خارجی یا داخلی تمام «دوساعت» جلسه را به شکایت از «مولوی گل عالم» یا فضل نمایی در شناخت عشقری سپری کرده باشد!