-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ دی ۲۱, جمعه

ملا عبدالرحمان فاتح، با مشت زد؛ به لگد گیرآمد

شفیع برای مناظره با عبدالرحمان هیچ شرطی ندارد؛ جز این که زمان ومکان مناظره اعلام شود. 



گفتار تصویری یکی از فقیهان جوان اهل هرات ساکن جده عربستان را دیدم والساعه پیش نظرم درجالِ چالِ خودش گیر کرد. اول فکر کردم مشارالیه یک امتیاز دارد که حاضر به مناظره با شفیع عیار شده است و نفس این آماده گی یک گام به جلو است؛ اما چون به شروط ارتجاعی موصوف دقت کردم، صد گام از مناظره دور شده بود.
  وی گفت به این سه شرط حاضر به مناظره در مباحث اسلامی هستم. 
۱. با ادب باشی
۲. یک صفحه قرآن را پیش من تلاوت کن
۳. تو کافر هستی... اول ثابت کن که مسلمان هستی و بعد...

این درجازنی پیشاپیش، صرفاً خنده آور نیست؛ عمیقاً اسفبار، ساده لوحانه و ایجاد انارشی برای ناممکن سازی بحث دو جانبه است؛ تلاش نه چندان ماهرانه،  برای فریفتن گذرای عوام است؛ درعین حال، بازکردن مشت خود در انظار ناظرانی است که دست کم چهره ای را که در پسِ غبار این نوع چال های تاریخ زده در نوسان است، رؤیت می توانند.

شرط سومی، گنده تر است. شرط سومی، در گذشته برای اصحاب عقل و فهم هزینه داشت و گلیم همه آدم ها را بی زحمت به نفع تکفیری ها جمع می کرد؛ اما درزمان ما تکفیر لفظی، بهترین وسیله برای فهم ماهیتِ پریشان خود گوینده است. تکفیر، شاید در مناطق تحت تسلط طالبان و داعش در حواشی دور دست افغانستان و همچنان در شهرهای به هم ریختۀ رقه، حواشی تخریب شدۀ موصل یا متروکه های حلب و دیرالزور هنوز هم کار آمد باشد؛ اما در گسترۀ شبکه اجتماعی، به عامل بی رحم برهنه سازی بضاعت فکری گوینده اش تبدیل می شود.
این آقا اشتباه کرد که باردیگر شفیع عیار را متوجه خودش ساخت. شفیع عیار به گفته خودش، « غضب نازل شده خداوند بر ملا های عوام فریب» است. 
وقتی فرمایشات ملاعبدالرحمان را شنیدم؛ دو سوال در ذهن منِ مخاطب پدیدار گشت. اول، وقتی شفیع کافر است، چه مرض داری برای مناظره؟ دوم، شفیع چه نیازی دارد به تو اثبات مسلمانی کند؟ سوم، مسلمانی طرف مناظره که ثابت شود؛ چه نیازی برای مناظره باقی می ماند؟ 
شرط گذاری پیشاپیش، فرمایش کابوس ترس است؛ نه برخاسته از الزامِ عقل پذیر. به نظر بنده، این شرط گذاری نوعی دست و پا زدن ناکام برای ساختن یک توجیه فرار آبرومندانه برای فرار از مناظره است. او می خواهد هرگز چنین مناظره ای اتفاق نیفتد؛ شاید به مصداق این بیت:
عهد کردم که دگر، می نخورم در همه عمر
به جز از امشب و فردا و شب و شبهای دگر
شفیع، ردِ عبدالرحمان را رها نخواهد کرد. او برای مناظره با عبدالرحمان هیچ شرطی ندارد؛ جز این که زمان ومکان مناظره اعلام شود.