-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ بهمن ۸, دوشنبه

چرا از پهن کردن فرش سرخ بر مقدم طالبان پشیمان شده اید؟


کابوس ترس و وهم دور سرِ نفاق افگنان در چرخش است.



تمام سال های ریاست جمهوری دکترغنی درنفاق افگنی  برنامه ریزی شدۀ قومی گذشت. تمام دارایی مملکت را برضد کسانی به کار انداختند که سالیان سال با طالب و تروریزم جنگیده بودند. میلیون ها نفر را تحت همین بهانه به زیر خط فقر سوق دادند.

حالا که ناگهان قضایا درهم و برهم شده و امریکا شروع به روایت سرچپه از جنگ و صلح کرده است؛ کابوس مرگ دکترنجیب الله و سردار داود خان دور سرش به چرخش آمده است. تنها دکترغنی ها به سنگباران نیروهای مقاومت دست نزدند؛ این سنگباران ها به یک مود بدل شده بود. آنانی که در موجودیت طالب و تروریزم، تا دم مرگ پای شان از اروپا و امریکا به کابل نمی رسید و امید و جرأت را مطلق از دست داده بودند؛ بیشتر از دیگران، گاهی برای خوش ساختن حلقاتی معین، بر حذف و اضمحلال نیروهای مدافع افغانستان شاهدی می دادند.

اکنون که سرنوشت و فرجام مذاکرات هنوز روشن نیست؛ ترس و وهم دسته جات بی ریشه و چپاول گران «متخصص!» مشخص و روشن به چشم می خورد. مقاومت علیه طالبان زمینه را مساعد کرد که  این دسته جات، از زنده گی های تحقیرآمیز و غرق در عسرت زده گی در خارج، به کابل فرار کنند. وظیفه همه شان، چپق زدن کمک های بین المللی، دوشیدن بیت المال خلاندن شمشیر زهری نفاق و شقاق بر پیکر افغانستان بود.
حالا که روح منافقان دو باره در حال قبض شدن است،  همان اردوگاه فکری و اجتماعی ضد طالب درسنگر دفاع از دست آورد های هفده سال اخیر ایستاده است.