-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ بهمن ۱۹, جمعه

در مسکو، گردن خمان تاریخ، سفیر بربریت را ستاره ساختند

- روایت طالبانی و سر افکندگی دموکراتیک در مسکو- رو برداری از نمایۀ عبدالله وطندار



نماینده طالبان در مسکو، سخنان مشخص، خالی از مصلحت و حساب شده داشت. نه از اشخاص اشتراک کننده نام گرفت، نه به کسی ادای احترام کرد، نه کسی را "دوست عزیز" خواند و نه "برادر محترم". نه سخن کسی را تایید کرد، و نه رد. واضح و مشخص، روایت طالبانی اش از جنگ و صلح را بیان کرد، دیدگاه های طالبان را بدون هیچ پرده پوشی توضیح داد، و با تاکید معنادار به نمایندگی از "امارت اسلامی افغانستان" سخن گفت.
در روایت طالبانی که ایشان پیش کشیدند، اشغالگران خارجی و "همکاران داخلی" این اشغالگران، مسوول تمام بدبختی ها، عامل اصلی تلفات ملکی، وضح دردناک زنان افغانستان، گسترش تولید مواد مخدر و استفاده از آن و ... نمایانده شد. در این روایت، طالبان حامی حقوق زنان، مدافع آزادی و استقلال کشور، عاشقان بازسازی مملکت، خبره و آزموده شده در نظام سازی عادلانه و ملی، شیدای پیشرفت افغانستان، و گسترش علم، دانش، هنر و ... نمایانده شدند. در سخنان او، لحن و اعتماد به نفس یک برنده نهایی، صاحب حاکمیت و کشور، و مرجع تقسیم قدرت، منابع و امتیازات موج می زد. او آمده بود تا پیام امارت اسلامی افغانستان را به جهان و به بازندگان سر در گم، پراکنده و بروت از پشت گوش پایین کشیده، برساند. او خواست های مشخصی را پیش کشید، و شرایط امارت اسلامی اش را برای صلح و تسلیمی طرف مقابل، بدون شرم و خجالت از کسی بیان کرد.
بسیاری از آن "همکاران داخلی" اشغالگران خارجی، دور میز نشسته بودند، و با احساسی که ما نمی دانیم، اما با تسلیم طلبی و سر افکندگیی آشکار به این روایت طالبانی گوش دادند، و هیچکس شهامت آن را نیافت که غیر از حرف های کلی و بی ضرر، گوشه ای از روایت حوزه ها، آدم ها، مردمان و نیروهای ضد طالب را هم بازگو کند. هیچکس روایت انسان ضد طالب را از جنگ و صلح، جنایت های بی شمار طالبان، و توحش مثال زدنی این گروه بیان و پیشکش نکرد. هیچکس از حملات انتحاری نگفت، از راهزنی های طالبانی نگفت، از ستم قومی طالبانی نگفت، از قتل عام های طالبانی نگفت، از کیبل کاری های طالبانی، از بربریت سیاه طالبانی، از زن ستیزی طالبانی، از جنگ طالبانی با موسیقی، دانش، علم، تکنولوژی، موی جوانان، جهان مدرن و ... چیزی نگفت. هیچکس از اندازه گیری ریش مردم با شیشه هریکین به دست طالبان نگفت. هیچکس از نابود کردن یکی از مهم ترین آثار تاریخی افغانستان و جهان به دست طالبان حرفی به میان نیاورد. هیچکس یادی از سرزمین های سوخته نکرد، و کلمه ای از رنج شمالی، درد یکاولنگ و فاجعه قتل عام شدن نیروهای امنیتی به زبان نیاورد. کسی از تحقیر نفرت انگیز و نژادپرستانه که در دوره طالبان بر هندو باوران تحمیل شده بود نگفت.
همه هیجان زده، دست از پا گم کرده و تسلیم طلبانه به "طلبای کرام" ادای احترام کردند، و با ستاره ساختن استانکزی، بارها و بارها از این "برادر محترم" و "دوست عزیز" تشکر کردند، و نسبت به "نکات مشترک" میان دیدگاه های خودشان و این طالب که هنوز در لیست سیاه ملل متحد است، ابراز خوشی و احساسات نمودند.
بیچاره آنهایی که در وحشت طالبانی، رنج های بسیار بردند و داشته های ارزشمندشان را برای همیشه از دست دادند. بیچاره آنهایی که در مقابل این گروه، استادند و قربانی شدند، و هنوز هم هر روز و هر ساعت قربانی می شوند.