-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اسفند ۳, جمعه

جنگ آخرالزمانی گلبدین با افکار عمومی و تاریخ

برخلاف قیاس پردازی گلبدین، بدون اعتقاد به عدالت اجتماعی در سراسر افغانستان، صلحی درکار نیست؛ جنگ برای هزار سال دیگر می تواند ادامه داشته باشد.



گلبدین حکمتیار گفته است تا زمانی که دو عامل اصلی جنگ در این کشور - حضور نیروهای خارجی و "حکومت دست نشانده" - از میان نرود، صلح پایدار تامین نخواهد شد.

این سخن عین همان گفتاری است که وی و دیگر نورچشمی های آی اس آی مستقر در پشاور، در سال های حاکمیت دکترنجیب الله، به منظور اثبات مشروعیت مکتب سوزی، قتل معلم، تخریب زیرساخت ها، ایجاد دهشت در شهر ها و راکت پراگنی های اسلامی، پیوسته بیان می کردند.
در افغانستان، تاریخ کمتر تکرار می شود؛ بیشتر استمرار دارد.

ما به نسلی تعلق داریم که ناظر و شاهد بودیم که «حضور نیروهای خارجی» در زمان دکترنجیب پایان یافت و دکتر نجیب الله و دسته جات متضاد داخلی در حزب وطن با یک اشتباه نا بخشودنی، داوطلب زود هنگام کنارکشی از قدرت و اعلام مصالحۀ ملی شدند؛ ما شاهد بودیم جای شوروی را پاکستان گرفت؛ اما نه صلحی پا گرفت؛ نه اقطاب «تنظیمی» از جمله شخص گلبدین اجازه دادند نظامی شکل بگیرد که دست کم زخم های جنگ ده ساله را التیام بخشد و افغانستان با کم و بیش خودش حق زنده گی پیدا کند.

حالا چه کسی محاسبه کرده است که تلفات انسانی و خسارات وارده به زیرساخت های ملی افغانستان بعد از اسقاط ناگزیر، مصلحتی، یا داوطلبانۀ حکومت دکترنجیب، چند مرتبه نسبت به دورۀ شوروی افزون تر است؟
حزب وطن انتظار داشت که بالاخره راهی برای ختم عصر انهدام و خون پیدا شود؛ اما نشد.

سخنان دکترنجیب الله در بارۀ این رهبران، این اعجوبه های جنگ سرد، آیات لایزال تاریخ سیاسی افغانستان است. وقتی آدم به دیدگاه های گلبدین دقت می کند، از غیابت ابدی یک تغییری بالنسبه متفاوت نسبت به تجارت عبرت بار گذشته، از فرط حیرت به کفیدن می آید. با این حال، درحق گلبدین از بهر کانکریت اندیشی اش نباید زیاد سخت گیری کرد. او برخلاف گذشته به « حکومت دست نشاند» کابل به رهبری دکترغنی تسلیم گردید!