-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ فروردین ۱, پنجشنبه

سوء استفاده دکترغنی از نام شاه امان الله

خشمگین نباشید. او رئیس جمهور یک تیم کوچک دزد و ماکیاولیست است. او نه پشتون است؛ نه غیر پشتون. نام مسعود چرا باید بر زبان مکروه وی جاری شود؟




بعضی افراد از سخنان دکترغنی در بلخ و سوء استفاده از نام شاه امان الله برافروخته شده اند. از نظر تاریخی باید ازین هوسباز سیاسی سوال کرد که شما به شاه امان الله مگر چه کرده اید؟! اجداد دکترغنی از خوست تا شینوار، شاه امان الله را خون بینی کردند؛ مگر حالا چیزی تغییر کرده؟ خودش چند روز پیش اشپلاق جنگ کهنه درانی وغلزایی را پف نکرد؟

این به نحوی علامت نمی دهد که روح ملای لنگ در کالبد غنی درجریان است؟ فقط یک صد سال بعد کمی هشیار شده و به جای دشمنی با امان الله، بزنس سیاسی اش را چاق می کند.

غنی پایگاه ملی ندارد؛ و حمایت کشور های منطقه را هم از دست داده و منتظر است امریکا چه سرنوشتی را برایش رقم بزند. یعنی از هر طرف مانده. من تعجب می کنم که شماری از مردم انتقاد دارند که وی با سوء استفاده تحریک آمیز از نام امان الله، نادیده انگاشتن عمدی احمد شاه مسعود را به رخ مردم می کشد. این یک جنگ کثیف سیاسی است.

مسعود به همان اندازه ای که حضور حجمی در تاریخ افغانستان دارد؛ به همان اندازه غنی دربرابر آن عظمت، کوچک و گُم است.
چرا انتظار دارید غنی از مسعود با احترام و شوکت یاد کند؟

چرا او باید از اعمالی دست بکشد که شما را به خشم می آورد؟ او باید و طبیعتاً مأموریت دارد چنین کند. هر جماعتی به دور قیاس های خودش می چرخد. هنوز هم باور دارید وی رئیس جمهور برای قاطبه مردم افغانستان است؟ دوستان! بیائید اول این مشکل را در ذهن تان حل کنید.

 از صفات ممتاز و تاریخی و همچنان از لغزش های محاسباتی شاه امان الله نه چیزی کم می شود؛ نه با گفتار دروغین غنی، چیزی اضافه می شود. فقط روی خود را پیش نسلی که در قرن ۲۱ زنده گی دارد، سیاه می کند. دکترغنی عملاً در نقش یک دشمن، در نقش سردارنادرخان، برضد دیگر اقوام تیغ کشیده است.

هرکسی در نقش سردار نادر ظاهر شده و به سرکوب دیگران می رود؛ دشمن است و دوست پشتون هم نیست. این خائن ها به پشتون چی کرده اند که دیگران گلایه کنند به ما چرا نکرده اند.

تاریخ به ما گواهی می دهد که این ماکیاولیست های بدوی، فقر، ظلم، خیانت و زنده گی زیر صفر را به طور مساویانه بین پشتون و غیر پشتون تقسیم کرده اند. گویا برای او نیز یک «عبدالخالق» نیاز است یا ...نمیدانم!

 بین یک ستم دیده در هزاره جات، در خوست، بلخ و بدخشان و قندهار و وردک، و دیگر نقاط کشور هیچ فرقی نیست.  تیغ کشی عامدانه این مردک بی ریشه، ممثل اراده همه پشتون های افغانستان نیست؛ فقط ابقا در قدرت است که زنش بسته های بیشتر دالر را به پسرانش پس انداز کند و به کمپنی های لبنانی، قرار داد های بزرگ را اختصاص بدهد. غنی نماینده عزت پشتون نیست؛ عزت در اتحاد پشتون با غیر پشتون است. او برای اشتعال یک جنگ قومی ۴ سال عرق ریخت مگر چه به دست آورده؟ هیچ! این ناکامی، نشان می دهد که افغانستان خودیت خود را در اختیار هیچ مزدوری قرار نمی دهد. او به همان جایی می رود که از همان جا دیسانت شده. مردم ما در کنار هم جاودانه اند.