-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اسفند ۱۲, یکشنبه

من بین سردارنادر، دکترغنی و طالب، تفاوتی را نیافتم؛ شما چطور؟



طالب، بی پرده می گوید که اول با امریکا و سپس با «مردم افغانستان» گفت و گو می کنیم. یعنی چیزی به نام نیروی سیاسی و نظامی «ضدطالبانی» مجهز با یک تفکر، دیگر وجود ندارد. عین همان سخن پراکنی های دکترغنی است که برای آن که حضور عینی حریفان سیاسی خود را انکار کند، وی درحالی که مطلق امریکایی است، شروع می کند به گفتن این که من «مستقیم از طرف ملت انتخاب شده ام» یا مردم افغانستان باید در مسایل مهم فیصله کنند؛ نه « رهبرانی» خود خوانده و ...
نفی تاجرانی که تولیت « مقاومت» تاریخی را چندی در « نزد» خود نگه داشته، و هنر خود فروشی و جهالت تاریخی را افتخار «ملی!» خود قیاس کرده اند؛ یک فرصت مثبت است؛ اما این سیاست، بی هیچ کم و زیاد، همان سیاست سلبی نادرخان و هاشم در شرایط جدید است؛ سیاستی که دیگر نه به دردِ دکترغنی ها می خورد و نه برای شماری از « غلام بچه های دربار» وزن و اقتدار می آورد. غلام بچه ها به هر طریق ممکن به سنت منسوخ سیاسی کمک می کنند تا« گذشته» را درتعاملات امروز تطبیق  کنند. چون چنین کاری نتیجه معکوس می دهد؛ حاصلش، استمرار بی ثباتی است. اکنون عامل خارجی، کلید حل بحران افغانستان نیست؛ تصفیه حساب عادلانه و برادرانه در سطح داخلی، منتج به حفظ افغانستان می شود. فقط با تغییرات مثبت در دیدگاه همه جناح ها نسبت به توزیع قدرت سیاسی، هم پذیری تولید می کند. 
 همه جناح های سیاسی، شامل دکترغنی ها و داوطلبان خدمت به دربار است. هر دو مرجع به اصلاح دیدگاه راهبردی نیازمند می باشند. دکترغنی ها درکمال خلوص نیت، به محراب عدالت سرسجده بگذارند؛ مفتخرین خدمت به دربار دکترغنی ها بفهمند که با اطاعت محض از طرف مقابل عدالت پایدار تأمین نمی شود.