-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اسفند ۱۴, سه‌شنبه

خطری که امرالله صالح را تهدید می کند


حافظ وظیفه تو گفتن است و بس 
دربند آن مباش که نشنید یا شنید

امرالله صالح عملیات بسیج محافل منتقد عمدتاً جوان را به موقع شروع کرده است. اگر اشتباهی بازدارنده پیش نیاید، خشت های اساسی که ستون های اعتباری یونس قانونی، عطا نور، ضیاء مسعود و... را به زحمت نگهداشته اند، دانه دانه فرو می ریزاند؛ اما خطری لجوج تر و خیلی بزرگ تر که اتوریته و کردار امرالله را تهدید می کند، علاقه به تسلیم گرایی و حل شدن بیش از حد به شریک سیاسی و کم نظری به درس های تاریخی است. او آن قدر خودش را به شریک مفتن درهم می آمیزد؛ که خودش گم می شود و شریک درصحنه باقی می ماند!
 این تسلیم گرایی با تسلیم اعتقادی و عامیانۀ امیرحبیب الله خان کلکانی مشابه نیست؛ ضد آن و مضر تر از آن است. از حبیب الله یک باراتفاق افتاد، اما مال این دومی یک پروسه پایدار است. دلیلش این است که هنوز اعتقاد به عدالت سیاسی و اجتماعی در روح ایشان نهادینه نشده است. عدالت طلبی را درتسلیم میجوید نه در مساوات. عدالت طلبی و برادری برشناک را مایۀ قهر شریک سیاسی تلقی می کند. اگر این شکسته گی ذاتی مرمت نشود، اول این که وزنه اش در محاسبات شریک سیاسی، روزتا روز فرسوده و بی اهمیت می شود. ثانیاً سنت گرایان جمیعت و شورای نظار، درمدت اندک می توانند او را دربستر زیستی اصلی اش- باشگاه مقاومت ضد طالبان و بستر قومی- به طور کامل قرنطین و مایه عبرت بسازند.
با این حال، مشکل هر دو جناح این است که به جای قیام و ایستاده گی در برابر تاریخ ناکام سیاسی گذشته، داوطلبانه و از روی خلوص، خود شان را به نتایج چنین تاریخی عرضه می کنند.