-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اسفند ۲۱, سه‌شنبه

دفاعیه های آبکی و یک بار مصرف از سمیع حامد

این بار از قلم روح الامین امینی شاعر

اشاره: مشاوران دکترغنی به زخم های بی خطر انگشت گذاشته و خود تماشا می کنند!

حکومت امروزِ افغانستان دولتی بحران‌زده است در این شکی نیست؛ آغشته به فساد است در این هم شکی نداریم؛ کج مداری‌های قومی و زبانی هم دارد باز هم قبول داریم اما بدیل این حکومت کیست و کجاست؟ 
پاسخ به این سوال نه سخت است و نه آسان. به این دلیل که می‌توانیم به سادگی از نیروهای بدیلی یاد کنیم که یا هنوز هیچ امتحانی در این کارزار نداده‌اند و یا اگر داده‌اند نمره‌ای به نزدیکی صفر باید به آن‌ها داد و جای تأسف بیشتر این جاست که تا آینده‌ای نه چندان نزدیک بدیل این حکومت یا نابسامانی مطق و هرج و مرج است یا طالب به معنایی که در یک دوره چند ساله آن را تجربه کردیم.
با وصف توضیحاتی از این دست به من حق دهید حکومت افغانستان را حتی با توجه به همۀ کج مداری‌ها، کوته اندیشی‌ها و من ستیزی‌ها بر هرج و مرج و نابسامانی‌های دیده و نادیده ترجیح دهم.
امروز خبری فیس بوک را در نوردید مبنی این که داکتر سمیع حامد چون مشاور رییس جمهورِ مستبدِ قوم‌گرای فلان و فلان شده چرا چندی پیش در مورد او و حکومت روغنی‌اش فلان متن را نوشته؟
اما کمتر کسی نوشت که به اندازه نقدی که بر او وارد است اقدامش اهمیت دارد به این دلیل که بدون حضور او جایش را می‌‌توانست آدمی اشتباه پُر کند. من قصد قضاوتِ پیش از موقع ندارم و نمی‌خواهم سمیع حامد را از هر گونه خطایی مبرا بدانم ولی وقتی کسی مانند من باور داشته باشد با حذف حکومتی مانند حکومت غنی یا کرزی در این مملکت طالب حاکم می‌شود (ولو که حامد و غنی طالب را برادر بخوانند یا نخوانند) به جز دخالت اهل فهم و فرهنگ با قصد اصلاح در امور، راهی برای اقدام صلح‌آمیز نمی‌بینم.
در این نوشته قصد من بیشتر از دفاع از دکتر حامد این است که ضمن آرزوی موفقیت در این پست جدید به ایشان یادآوری کنم:
دو رهبر خفته بر روی دو بستر
دو عسکر خسته در بین دو سنگر
دو رهبر پشت میز صلح خندان
دو بیرق بر سر گور دو عسکر
امیدوارم هیچ وقت دکتر حامد را پشت میز صلحی که پوف و پتاقش بیرق گور سربازان این سرزمین را تکان بدهد نبینم.