-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

مارشال فهیم، ضرارمقبل را سورجرنیل می گفت

شبی من و چند تن دیگر به دیدن مارشال فهیم رفته بودیم. در یک دستش ریموت تلویزیون بود و تلفن در دست دیگرش به گوش چپ ایشان چسپیده بود. با طرف مقابل که معلوم نبود کی بود، به قهر صحبت می کرد. با دیدن ما ریموت را روی میز گذاشت و از جا برخاست و احوال پرسی کرد و سپس به طرف راست اشاره کرد که بنشینیم. با لبخندی تعارف آمیز افاده داد که به زودی صحبت تلفنی را تمام می کند. اما صحبت تلفنی تمام نشد؛ برعکس فهمیدیم که در باره ضراراحمد مقبل با کسی گپ می زند.. مقبل در آن وقت به اساس اقدام تحریک آمیز کرزی به وزارت داخله آورده شده بود. فهیم خان آخرالامر از کوره به در رفت و گفت: 
به سورجرنیل بدبخت بگو که زیاد خوده تا و بالا نزنه. از بغل یکی خوده ده بغل دگه می اندازی. ما خود تا حالی بدته دیده نتانستیم... نه به خاطر تو که به خاطر مردم ما که سرنوشت ما یکی است.
اشارۀ مارشال فهیم به «سورجرنیل» مرادش از عمرخان سورجرنیل ناصری فرمانده اعتمادی امیرحبیب الله خان بود که جبهه کابل و جنوبی را به نادرخان تسلیم کرد و وعده گرفته بود که صدراعظم شود. وی صدراعظم نشد و روانه محبس گردیده بود.