-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اردیبهشت ۹, دوشنبه

رحم کردن به طالبان، ظلم به مردم افغانستان است

چهارشنبه ۱۹ سنبله ۱۳۹۳ - سخنرانی در هفته شهید

اشاره: اما سخنان امروز استاد سیاف، برآمده از دپلوماسی خلیلزاد برای مدیریت بحران است.



عبدرب الرسول سیاف در محفل بزرگداشت از هفته شهید، گفت که دشمنان وطن و کسانی که با آنها همکاری دارند به حکم اسلام از دین خارج هستند.
وی گفت:"رحم کردن به طالبان، ظلم به مردم افغانستان است".
به گفته سیاف، كساني كه در مسجد براي طالبان دعا مي كنند به حكم پيغمبر از دین اسلام خارج هستند.
آقای سیاف از تمام مردم افغانستان خواست همانگونه که بر ضد تروریست ها مبارزه را آغاز کرده اند، مبارزه را علیه لانه های جاسوسی در کشور نیز آغاز نمایند و آنها را ویران کنند.
آقای سیاف اظهار داشت که دشمنان باید بفهمند که افغانستان لقمه خاردار است و گلوی دشمنان را پاره می کند.
وی افزود:"در برابر افغانستان بادارهای شان به زانو درآمده، چه رسد که مزدوران شان بیایند ادعای رهبری کنند. مردم افغانستان مطیع مزدور دست چهارم نمی شوند. کسانی که با طالبان همکاری می کنند مزدورِ مزدورِ مزدورِ مزدور هستند".
آقای سیاف پیش از این نیز بارها در برابر طالبان و ایدئولوژی طالبانیزم موضع گیری های تند و شدیدی داشته است.
مخالفت های شدید او در برابر رویکرد مذهبی و توجیهات شرعی عملکردهای تروریستی طالبان، شاید تفاوت زیادی با آنچه همه مسلمان از اسلام می دانند و در مقایسه آنها با عملکردهای طالبان به نتایجی شبیه موضع گیری های او می رسند نداشته باشد؛ اما این موضع گیری ها از چند جهت، حایز اهمیت است. یکی اینکه خود او از رهبران جهادی است و جهاد را از اصلی ترین شیوه های مبارزه مشروع با دشمنان دین و وطن می داند و به کارنامه اش در این زمینه، مباهات می کند.
از این نظر، او خود را محق می داند در برابر همه کسانی که داد از جهاد و شهادت می زنند؛ ولی عملکردی برخلاف نصوص و اصول صریح اسلام در امر جهاد دارند، بایستد، موضع بگیرد، آنها را به شدت نکوهش کند و چه بسا آنان را از دایره دین خارج بداند.
برای او این امر، نوعی سودجویی مزدورمآبانه از مفهوم جهاد برای خدمت به ارباب و باداران تروریزم طالبانی است و سبب بدنامی نه تنها جهاد؛ بلکه خود او و همفکران و همسنگرانش می شود.
دوم اینکه آقای سیاف، به روایتی شیخ الحدیث است و در مسایل مذهبی و درک و تفسیر و استنباط های شرعی، خبره و کارآزموده است و خود را صاحب شأن و مرتبت نظریه پردازی و تمییز و تشخیص نیک از نحس می داند و معیارهایی برای ارزیابی و سنجش مدعیان دین و شریعت دارد که براساس آن معیارها، طالبان و همه کسانی که از آنها حمایت یا برای آنها دعا می کنند و یا کمک مالی فراهم می کنند از دایره دین خارج اند.
نکته سوم هم این است که آقای سیاف، سه وجه مشترک عمده و اساسی با طالبان دارد؛ زبان، قومیت و مذهب. او هم پشتون است و هم از نظر رویکرد مذهبی، معتقد به اسلام سنی است. شاخصه اول، زبان و قومیت مشترک او با طالبان را نشان می دهد و شاخصه دوم مذهب و رویکرد مذهبی او را. سه شاخصه عمده ای که طالبان نیز با آنها نسبت دارند؛ بنابراین، طی سال های اخیر، این باور به میزان محسوسی در فضای سیاست و جامعه افغانستان گسترش یافته که طالبان، پیش از آنکه یک حرکت دینی باشند، بیشتر رویکرد زبانی و قومی دارند و کسانی را که در این دو وجه با آنها شریک نباشد، کافر می دانند؛ اگرچه کفر در برابر دین است نه در برابر زبان یا قومیت!
از سوی دیگر، در میان غیر سنی ها نیز ممکن است بعضا به این نکته توجه کنند که طالبان، نمایندگی از یک قرائت خاص از اسلام می کنند و نمی توان آنها را به کلیت اسلام نسبت داد.
بنابراین، کسانی مانند آقای سیاف، خود را مسئول می دانند که با این دست موضع گیری ها، در قدم اول، دامن جامعه زبانی و قومی پشتون ها را از لوث طالبان و طالبانیزم پاک کند و از جانب دیگر، تصویری متفاوت از آنچه طالبان ارائه می کنند از اسلام سنی به نمایش بگذارد. به این ترتیب، او اصالت ایمان دینی طالبان را زیر سؤال می برد؛ تا با یک تیر چند نشان را بزند و خیال همه را راحت کند.
اگرچه مواضع اخیر و پیشین او در این خصوص، عین همان حقایقی است که در این باره وجود دارد؛ اما اینکه آیا این موضع گیری ها می تواند تغییری در پایگاه قومی و مذهبی طالبان ایجاد کند یاخیر، جای تردید و تأمل دارد.
سیدعلی حسینی- خبرگزاری جمهور