-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

سرمایه گزاری بر نسخۀ پاکستانی صلح تباهی می آورد


غرزی لایق

شتابی بر وضع جاری 




عمر «حکومت وحدت ملی» در آوند آزمایش پرعذابِ «دموکراسی توافقی» دارد در چنان اوضاع پیچیده به پایان خود نزدیک می‌شود که پرسمان‌ِ جنگ‌وصلح وارد دور پردرد سر و ماجراساز خویش گردیده است. گفت‌گوهای صلح با طالبان، انتخابات ریاست جمهوری، فراخوان لویه‌جرگه‌ی مشورتی و سرنوشت آقای اشرف غنی و «هم‌پیمانش» آقای عبدالله عبدالله سببِ پرسش‌های گونه‌گون و آماج گمانه‌زنی‌ها، داوری‌ها و پیش‌داوری‌های روا و ناروای همبود آگاه افغانی قرار گرفته است. 

دوام ریاست جمهوری آقای اشرف غنی البته، در نمونه‌ی سلف وی، آقای حامد کرزی، با حکم دادگاه عالی الی ختم انتخابات ریاست جمهوری تسجیل گردید. چنین حکم، هم‌چنان در سال ۲۰۱۴ بر دوام ریاست جمهوری آقای کرزی نیز مُهر صحه گذاشته و دنباله‌ی زمام‌داری وی را از ماه اپریل تا ماه سپتامبر همان سال «قانونیت» بخشیده بود. هم‌پا با این حکمِ دادگاه عالی، گام نخست برای پیش‌گیری از ایجاد خلای قدرت برداشته شد. بی‌گمان، این گام دادگاه عالی در بیان تکرار خویش باعث سرزدن هزارو یک پرسش و گویش و ژاژخایی می‌گردد، مصلحتی که درون‌مایه این گزینه‌ی جبری را می‌سازد، دولت‌داری افغانستان را از فاجعه‌ی برنامه‌ریزی‌شده رهایی داد. 

با دریغ، تافته‌ی این فاجعه، در چند قدمی ارگ، هنوز از آغاز گفت‌وگوهای صلح با طالبان تنیده شد و با همدلی تمام زاغ و زغن جنگل «جهاد» و «انقلاب» در راه پیاده‌سازی نسخه‌های بیگانه‌، پروسه‌ی مذاکرات صلح میان دولت و طالبان را با سد سکندر قفل زد. در انجام این بازی بدگهر، اینک بر طبل فرسوده‌ی پذیرش نسخه‌ی پاکستانی صلح با طالبان، ختم صلاحیت‌های رییس جهمور اشرف غنی پس از موعد پیشبینی‌شده در قانون اساسی، فراخوان حکومت مؤقت و یا عبوری برای برگزاری انتخابات و تحریم شرکت در لویه جرگه‌ی مشورتی با سفاهت و کراهتِ آشنا می‌کوبند.

گویه‌ی نخبه‌ها و شخصیت‌های سیاسی افغانستان که با سخاوت از حنجره‌ی ولی‌نعمت‌های چنین چهره‌های پرونده‌دار و ماجراسازِ نوزده سال اخیر گه‌شماری زادگاه ما گردان می‌شود، سبب دل‌سردی، انزجار و نفرت می‌گردد. آنانی‌که بالای امید واهی صلح پاکستانی با طالبان سرمایه‌گذاری نموده و در خمار احیای سلطنت، سود ذاتی کشور و ثبات آن را با چالش‌های نوبتی تهدید می‌کنند، از جوهرِ نخبه‌بودن و شخصیت سیاسی تا استخوان تهی اند و نه می‌توانند از مردم بلا پرورده‌ی افغانستان و کشور زخم‌خورده‌ی ما نماینده‌گی کنند. صلح مطلوب با طالب فقط زمانی قابل دید است که از شاهراه دولت موجود افغانستان عبور کند. 

در برهنه‌گی و شرمساری بیانِ تحریم کننده‌گان صلح و لویه‌جرگه‌ی مشورتی بار دیگر رگه‌های مشمئزکننده‌ی همان بازی لعنتی به چشم می‌خورد که در پیآمد آن دولت‌داری دیرینه‌ی افغانستان در ثور سال ۱۳۷۱ به سود پاکستان فروپاشید، ساختار دفاعی، امنیتی و قضایی آن نابود گردید، گلیم معنویت جامعه برچیده شد، فرهنگ دزدی و آدم‌کشی بر روزمره‌گی‌های مردم دردمند ما چیره شد و افغانستان به تخته‌ی مشق درنده‌های ترور و دهشت منطقوی و جهانی مبدل گردید. این بازی کثیف البته، با پشتوانه‌ی مالی و عسکری کشورهای هم‌جوار، مانند همیشه، تأمین تمویل و پیش برده می‌شود. 

نه‌باید دودل بود، ایجاد ریزترین شگاف در هستار حاکمیت و رخنه در پایداری و ثبات آن در لحظه‌ی پرآشوب کنونی، در بدترین حالت، برگشت به روزگار خون‌ریز پس از سقوط دولت دکتور نجیب‌الله و چیره‌شدن پادشاهی تحجر و نابودی دستآوردهای مردم‌سالاری و مدنی‌گرایی را بدون چون‌وچرا ضمانت می‌کند. تکرار چنین وضع، بی‌گمان، با منافع درازمدت چهره‌ها، گروه‌ها و ساختارهای متهم به آدم‌کشی و چپاول، دزدان دارایی‌های مردم و جنایت‌کاران جنگی هم‌خوان است. همین منافع سبب گردیده است که همین گله‌ی درنده  را، در رنگارنگی کنش و منش شان از «چپ» تا «راست»، زیر سقف واحد قرار داده و با اقدام مشترک علیه دولت، رییس جمهور و برنامه‌های هوشمندانه‌ در مسیر صلح، ثبات و سازنده‌گی به سفربری وادار سازد. 

باور دارم، همبود آگاه کشور و توده‌ی بیدارشده‌ی افغانستان در روشنی تجربه‌های تلخ و آموزه‌های گران‌بهای دهه‌های سپری‌شده اجازه نه‌می‌دهند که تاریخ در یک دور باطل تکرار گردد و افغانستان و هستی مادی و معنوی آن بار دیگر به یاری هم‌سری جهادی-طالبی با نیستی یک‌سان گردد! 

هالند
۲۳ اپریل سال ۲۰۱۹