-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ فروردین ۲۳, جمعه

دادن تقدیر افغانستان به نازی های طالبی، مقاومت می زاید


نجات افغانستان، بقای افغانستان، فقط و فقط به مبارزه همه جانبه با اجندای نامیرای پاکستان- امریکا وابسته است. همه راه های دیگر به گرداب ختم می شود.



خبرهایی می رسد که هسته های ضد طالب در داخل و خارج از دولت به مقناطیس فریبنده مصالحه با طالبان جذب شده می روند. اما در ذات و کردار نازی های امارتی و پاکستان هیچ تغییری مثبت رونما نشده است.

نظام ضد ملی به رهبر دکترغنی، ظرف بیش از چهار سال، با اقداماتی خرابکارانه، صفوف دفاع متفق القول از دست آورد های ۱۸ ساله را شق کرده و طالبان با بهره گیری ازین انقطاب و خمودی، کار «مقاومت» را تمام شده انگاشته و دو باره به رؤیای یک نظام نازی- اسلامی امیدوار شده اند. 

اکنون گزارش می شود که طالبان به پول دولت، تانک ها و رنجر های دولتی عملیات بهاری الفتح را علیه لشکرهای مقاومت در اردوی ملی و پلیس پلان کرده اند. مذاکره سیاسی یک پوشش نرم برای تحویلی قدرت به طالبان است. این اقدام، روسیاهی دو باره تاریخ افغانستان است و از سویی هم گروه کوچک ضد طالب در حکومت غنی درحاشیه رانده شده و مابقی طالبان دولتی در حال پیوستن به طالبان «امارتی» هستند.
 سخنگوی امارت نازی ها خود می گوید که مقامات عالیه دولتی برای برقراری تماس با امارت اسلامی در صف ایستاده و سروشانه همدیگر می پرند.
 اکنون نشانه های مشخصی به چشم می آید که در پس همه چیز، یک توطئه بزرگ تر از زمان شادروان احمد شاه مسعود در حق مردم افغانستان به خصوص اردوگاه مقاومت در جریان است. طالب مورال هم پذیری با هیچ یک از طوایف و فرقه های سیاسی را ندارد و صلح فرضی با آنان یک خیال خام است. 
موازی با این، صف اجماع کشورهای منطقه در رابطه به طالبان شکسته شده و درمحور های مختلف درحرکت اند. در پروژه نو، مرحله جدید جنگ استراتیژیک لباس تفاهم و مذاکره پوشانیده شده است. بنا برین مقاومت ملی در افغانستان بازهم ابتداء فقط در یک نقطه از کشور محوریت خود را شکل داده و خصلت سراسری به خود خواهد گرفت. آن محوریت دیر یا زود دو باره سر بلند می کند. این تقدیر افغانستان است که نمیرد و بمیراند هر نیرویی را که از بیرون می آید. نیمه بحران خونبار افغانستان صبغه داخلی دارد و پوشش خارجی بر آن کارگر نمی افتد.