-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳, جمعه

رنج های خواص در متن تاریخ

با دریغ و بسیار دریغ....! 
نوشته: سعادت موسوی


بی‌تردید، یکی از ملت‌های تیره‌روز جهان هستیم. در همه عرصه‌ها تهی‌دست استیم. تا جای که عقل من کار می‌کند، ریشه این فلاکت، در تعلیم و تربیت ماست. نه در خانواده‌ها تربیت سالم وجود دارد، نه در دانشگاه‌ها به اندیشیدن و تفکر کردن بها می‌دهند. آرزو و امیال استادان ما، در نهایت مشاور شدن در حکومت است. حساب مشاوران بی‌شمار حکومت نیز معلوم است. در کلاس‌های درس خبری از پژوهش و تفحص نیست. هزار و یک مساله برای تحقیق وجود دارد، اما نسل‌ ما، مشغول جرگه‌سازی و سیاست‌بازی است. سیاست‌بازی کشنده و ویران‌گر.
این نکبت مستولی بر اندام ما، رخت بر نخواهد بست، مگر این‌که در اندیشه و تفکر ما دیگرگونی رخ دهد. از یونان باستان تا سده‌های میانه و در نهایت تمدن امروزه، اگر در سرزمینی سعادت و خجستگی بوده‌است، محصول تفکر و عقلانیت انسان است. محصول سخت‌کوشی‌ها و ریاضت‌های بی‌دریغ. اما ما، دنبال فراغت‌ها و تعطیلات طولانی هستیم. تعطیلاتی که روزها و هفته‌ها ادامه یابد. با این تنبلی و بی‌خیالی، در انتظار معجزه نشسته‌ایم، معجزه‌ای که بیایید و ما را از این وضع اسف‌بار رهایی ببخشد. اما با دریغ و بسیار دریغ، هیچ معجزه‌ی در راه نیست. و این تیره‌بختی حق ما بوده و است.
منی که این سطور را می‌نویسم، تهی از تنبلی و بی‌خیالی نیستم. تهی از وقت تلف کردن‌هایی بی‌مورد و بی‌جا. آری همه‌ای ما مقصریم، این کُشتی به گِل نشسته را، هیچ ابر قدرتی نمی‌تواند نجات دهد و نمی‌خواهد نجات دهد. مشکل ما بی‌ثروتی نیست، مشکل ما بی‌تکنالوژی بودن نیست، مشکل ما بی‌سرکی و این چیزها نیست. مشکل در نوع اندیشه و تفکر ماست. این میهن ویرانه خواهد ماند، تا زمانی که ذهن‌ها و باورها ویران و آوار است.