-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳, جمعه

نقش «روبل» و «ریال» و «کلدار» و «درهم» از «بسته‌های دالر» کم‌تر نیست


غرزی لایق

مکثی بر «جرگه‌ی مشورتی صلح»



به مردم گوش‌زد می‌شود که جرگه‌ی مشورتی جاری ناتوان‌تر از آن است که بتواند برای پرسمان جنگ و صلح نسخه‌ی بایسته تولید کند. یکی از براهینِ چنین غوغای رسانه‌یی در نبود «رهبران سیاسی» قدمه‌ی نخست کشور در کرسی‌های مخملی رده‌ی اول خیمه‌ی جرگه‌ها تفسیر می‌شود. پافشاری می‌کنند که «چهره‌های میانه» در سیاست‌های کشور با اخذ «بسته‌های دالر» قادر نیستند این بار گران را بالای شانه‌های لاغر شان بردارند. یک دادِ غرض‌آلود و بیگانه از جوهر هستی امروز ما! 

بیان چنین فرنودآوری‌ها، آن‌هم در تن‌پوش زیبانگاری‌های رایجِ رسانه‌یی و تکیه بر فریبنده‌ترین نمونه‌ها و کژترین سنجه‌ها وامی‌دارد پنداشت که نگارنده‌گان این‌گونه رونوشت‌ها از سیر تند دگرگونی‌ها دورمانده، در فهم فرآیندهای جاری عاجز بوده و بیداری مردم و آموزش‌یافته‌گان وطن را نه‌می‌بینند. جامعه‌ی کنونی افغانی و ریختِ نیروهای تپنده‌ی آن حتی با روزگار فرمانروایی آقای کرزی هم‌سان و هم‌رنگ نبوده و از چنگ رابطه‌ها و ضابطه‌های خون‌بارِ پارینه بیرون جهیده است. 

حرف از اصراف «بسته‌های دالر» و هزینه‌ی ۳۲۰۰ تن فراخوانده‌شده‌ به جرگه‌ی مشورتی داغ‌تر از پرداختن به درون‌مایه‌هاست. هرگاه این گفته‌ی رسانه‌یی که هنوز هیچ‌گونه پایه‌ی مستند نه دارد، درست باشد، گویای قاصر این راستینه‌گی است که نشرکننده‌گان دالر در ماورای اقیانوس‌ها به برآیندهای دل‌خواه این جرگه خیلی دل بسته اند. تولیدکننده‌گان دالر «بسته‌های دالر» را، چنان‌که خامه‌داران نگارش‌های فرمایشی قلم‌داد می‌نمایند، به هوا باد نه‌می‌کنند!

جرگه‌ها، همایش‌های بزرگ، ریشتنِ پارلمان‌ها و حکومت‌ها، ساختار‌های سیاسی-نظامی و پروسه‌ی ملیشه‌سازی در اُستان‌ها و روستاها، به ویژه پس از پاگذاشتن نیروهای عسکری ناتو و امریکا به زادگاه ما از سال ۲۰۰۱م به این سو. به برکت همین «بسته‌های دالر» و «پوند» به سود چشم‌داشت‌های پول‌پردازان به دوران انداخته‌شده و فیصله‌های فرمایشی را انجام داده اند. فراموش نه‌شود که طی چهاردهه‌ی جنگ و کشتار نقش «روبل» و «ریال» و «کلدار» و «درهم» نیز از «بسته‌های دالر» کم‌تر نبوده اند. بیگمان، فردادِ ناشیانه‌ی عروسک‌ِ «سپیدار» مبنی بر حیفِ بودجه‌ی دولت برای هزینه‌ی جرگه‌ی جاری، آوازه‌ی بخششِ «بسته‌های دالر» را واهی و بی‌پایه می‌نمایاند.

آن‌چه جرگه‌ی مشورتی جاری را در سنجه‌ی جرگه‌های پیشین برهه‌ی پس از  سال ۲۰۰۱م. چاق‌تر ساخته است، جدا از چونی و چندی شرکت‌کننده‌ها، راندنِ گارد کهنه‌‌کاران «جهادی» و چهره‌های مخوف و بدنامِ جنگ‌های چهار دهه‌ی اخیر گه‌شماری خونین کشور از عرصه‌ی تصمیم‌گیری‌های وطنی است. غیابتِ این عجوبه‌های چور و ویران‌گری که رسانه‌ها و نگارنده‌های مرموز بر پیشانی آن‌ها مُهر «سیاست‌مداران درجه اول» کشور را خال‌کوبی می‌کنند، نشان‌دهنده‌ی بدون چون‌وچرای هوش‌مندی افغان‌ها و پخته‌گی نسل نو سیاست‌مردان جامعه‌ی آشوب‌زده‌ی ماست که با حضور خویش در این جرگه خط درشت میان امروز و دیروزِ وحشت و دهشت «جهادی» کشیدند. 

گذر شتابنده روی نام‌هایی‌که فهرست گارد کهنه‌ی نازپرورده‌گان «جهادی» را زینت می‌بخشد مایه‌ی نفرت و انزجار می‌گردد. گاهی که به این چهره‌ها لقبِ رایگانِ «سیاست‌مدار» را می‌بخشند، بی‌گمان، سیاست و حرفه‌ی سیاست را تمسخر می‌کنند. در منش و کنش این آدم‌واره‌ها طی تمام زمانِ سیطره‌ی جهالت‌بار شان، فن سیاست و وفاداری به سود ذاتی سرزمین آتش‌گرفته‌ی ما غیرحاضر بوده است. امروز نیز، زمانی‌که افغان‌ها برای طرد برنامه‌ی صلح پاکستانی با طالبان به‌پاخاسته و در جرگه‌ی جاری نسخه‌‌ی افغانی صلح را خط‌اندازی می‌کنند، خصومت و کارشکنی همین لایه‌ی دزدان جان و مال و شرف مردم قد راست می‌کند و در بستر منافع بیگانه‌ها، افغانیتِ ماهیتِ پروسه‌ی صلح را آماج تیر کین خویش قرار می‌دهد. فهرستِ یاغی‌ها و باغی‌های جنگلِ «جهاد» که جرگه‌ی جاری را تحریم نموده و به یاری رسانه‌های دروغ‌پرداز این همایشِ ویژه را مزاحمت میکند، گواه این واقعیت ساده است: کی‌ها در هم‌نوایی با پاکستان و خصم افغانستان پروسه‌ی افغانی صلح را آسیب می‌زنند. پاکستان در بازی کثیف جاری خود آخرین پَرهای سوخته و رسوای خویش را در وجود درنده‌های «جهادی» به آزمایش گرفته است.

برآیندهای جرگه‌ی مشورتی هر چه باشد، یک اصل زرین را جاودانه‌گی بخشید که جامعه‌ی افغانی و نسل روینده‌ی وطن‌داران ما راه خویش را برای ابد از جنگ‌سالارها، جاسوس‌ها، وطن‌فروش‌ها، آدم‌کش‌های حرفوی، سلطنت‌طلب‌ها و تمام زاغ و زغنِ بیابانِ تحجر و جهالت «جهادی» و طالبی جدا نمودند. این یک چرخش کیفی در آگاهی مردم و یک خیزش ارزش‌مند در کارگاه دولتی‌داری نو در افغانستان است.

هالند
۲ می سال ۲۰۱۹