-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۷, سه‌شنبه

با کلمه « جلالت مأب» قدرت ایجاد نمی شود

روایتی مکرر از بیچاره گی های دکتر عبدالله

دکترعبدالله از بیکاری ردِ شاه حسین مرتضوی را گرفته. اگر این آدم کمی درایت می داشت، خودش را با یک مأمور معذور برابر نمی کرد. وی امکانات بالقوه و بالفعل بسیاری دارد که استفاده از یک گوشه آن، مزاحمت مرتضوی را که سخنانش را دقیقاً از شخص غنی تحویل می گیرد؛ برای همیشه خاموش می کرد.  یک مرتضوی تمام لشکر مشاوران و تبلیغاتچی های عبدالله را پیش انداخته است. علتش این است که لشکر « جلالت مأب» از نظر عملی حضور ندارند وفقط وقت معاش فعال می شوند. حال خودش مجبور شده با یک مآمور پائین دست اداره ای که در آن شریک است، یک و دو کند! فقط یک هفته جمع آوری اطلاعات خاصه در باره مرتضوی و یک روز کار روی متن نهایی آن، همه چیز را حل می کند.
با خرج یک روزه مصرف تنقلات و اسراف دفتری دفتر سپیدار، تمامی پلان گذاری های اپراتیفی دکترغنی را می توان نابود کرد.
اما همه گی ذوات بی تاریخ در فکر جیب های شان و مزمزه کردن کلمه «جلالت مأب» اند. شخص عبدالله هیچ گاه برشخصیت های مبارز تکیه نکرد؛ تا توانست به اکسپایر شده گی های محمدزایی و طرزی و چاپلوس های حرفه ای و اغلب تا مغز استخوان فاسد خدمت کرد؛ به کسانی که از نظر فکر و وفاداری به هر چیز بیخی خنثی هستند. مشارالیه تشنه این مطلب است که با کلاس و نجیب زاده در نظر آید. این آقا تمام ارزش های تاریخی مقاومت را به یک حرف و مشوره عمرصمد یا اختر حیدر برابر نمی کند.