-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ خرداد ۱۱, شنبه

فقط با میراث مسعود می توان طالب را لگام زد

یک بار دیگر این حقیقت وضاحت می یابد که همه راه ها بازهم به دکتاتوری ارتجاع مذهبی- آی اس آی می انجامد.



از ورای دو جلسه « سیاسیون و طالبان» درمسکو تصویری بیرون آمده است که ضرورت مقاومت و ایستاده گی ملی برضد پاکستان و لشکر نیابتی اش امری ملی و حیاتی است.

به گفتمان صلح و جنگ با طالبان، هرچه تعمق کنی، به یک درک روشن تری می رسی که کنار آمدن با قرائت مذهبی و نظم اجتماعی بدوی از جنس طالبانی برای همه طوایف افغانستان نا ممکن است.

در مواجهه با طالب که مطلق از پاکستان می آید، ایجاد قدرت متوازن که بتواند جلو تخطی و تجاوز بر حقوق دیگران را سد شود؛ اگر به طور کامل محال درنظر نیاید، نزدیک به نا ممکن است. علتش در آن است که رهبری طالب هم در سطح داخلی و هم در محفل بازیگران خارجی، یک دست و زنده نگهداشته شده؛ در عوض، رهبری جبهه مقاومت ضد طالب در هجده سال پیسن، در چندین مرحله، از چند جا شکسته و متفرق گشته است. عاملان رده اول چنین انحطاط و تجزیه، شناخته شده اند؛ و نیازی به تکرار اسامی شان نیست. درچنین وضعیت، طالبان ایمان آورده اند که در عرصه داخلی با کدام جبهه و فشار جلوگیر، رویارویی نیستند و یگانه مانع، نیروهای امریکایی است که به محض خروج آن ها، بی درنگ آب طالبان در همه جا جاری خواهد شد و به انگاره خود شان «پایان تاریخ» فرا می رسد.

این خواب و توهم، از بیخ و بنیاد آشفته و مستعد به تباهی است. طالبان در ازاء این خواب، ده ها هزار تن را در بستر شمالی و شمال از دست داده اند؛ بعد ازین نیز، شمار محکومان به عدم در سیاهی لشکر آنان، بی شمار خواهد بود. این یک درس تاریخ است. مقاومت مردم از بین نرفته و از بستر همین قدرت شناور، رهبری جنگ و سیاست شکل می گیرد. تروریزم، باردیگر دستار به سر زده و با لبخند به ریش های خود دست می کشد. هرگاه امریکایی ها میلان بیشتر به سوی طالبان نشان دهند، راهی جز مقاومت در برابر ارتجاع و عصبیت وجود ندارد.
در صورت تصمیم به ایستاده گی در برابر تروریزم، قدرت طالبی نیز هرگز نمی تواند روی پا شده یا دمِ خوش بزند. عطا نور به زودی در مسیر همان جنگ مقدسی اقتداء خواهد کرد که زمانی احمد شاه مسعود آن را رهبری می کرد. برای مهار طالب، دادن درس منطق و جنگ، و قانع ساختن طالبان و پاکستان و مزدوران نکتایی پوش آن به امر توازن، تمکین به واقعیات و عدالت، راهی جز چنگ زدن به میراث سترگ احمد شاه مسعود سراغ نمی شود. شماری لجوجانه سعی دارند راهی را اختراع کنند؛ اما آن راه، همانا طریق تسلیم داوطلبانه و پذیرش «امارت اسلامی» است.