-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۲, یکشنبه

چالش پدرام

لطیف پدرام به مرحله ای حساس سرنوشت سیاسی اش قدم گذاشت. او فهمیده است که کاروان های سیاسی افغانستان از راه پاکستان می گذرد. افغانستان و پاکستان دو بدنه ای اند که ستون فقرات شان از نظر جغرافیایی و اقتصادی، واحد است. دو بدن با یک ستون فقرات امنیتی زنده هستند.

پدرام، پیش ازین، نخستین کسی بود که در رابطه به مبحث انحصاری « دیورند لاین» تابو را شکسته و مغز ها را به جوش آورده بود. اینک در یک فرآیند حساس، لطیف پدرام با انتقاد از سیاست های استاد ربانی و احمد شاه مسعود، ورق بازی جدیدی را به میدان رها کرد.

 سخنان کُلی پدرام یک اندازه به صاف کاری نیاز دارد. استاد ربانی هیچ گاه سینه به سینه در برابر سیاست های پاکستان قرار نگرفت. بعد از سرنگونی دکترنجیب الله و تشدید مبارزه داخلی بر سر قدرت، پاکستان خودش را در خط اول جنگ برای تخریب کابل و فتح ارگ از سوی حکمتیار قرار داد و به یکی از بازیگران مسلم و فعال در حکومت سازی و کابل سوزی تبدیل شد.

در آن آوان دشوار، فقط جناح پرچم حزب وطن و شورای نظار تحت رهبری احمد مسعود، جنگ تلخ و رنجبار به هدف شکستاندن پلان آی اس آی را برعهده گرفتند. مسعود ده سال تمام، این مأموریت تاریخی را به دوش کشید. در آن سال ها پاکستان هیچ تمایلی به قبول مسعود نداشت. مسعود بارها اظهار داشت که پاکستان محاسبات یک جانبه را کنار بگذارد؛ اما پاسخ پاکستان همواره، حمله و تهاجم بود. مسعود ماهیت جنگ ناگزیرعلیه پاکستان را به درستی تشخیص داده و یک وجب از آن عقب نشینی نکرد. گرفتن انگشت ایراد به سوی مسعود درین زمینه بی پایه است.