-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۲, یکشنبه

در رابطه به پاكستان

نویسنده: محراب مستان 

در اين شب و روز اظهارات شنيده ميشود كه گويا در كشور ما طى سى سال اخير با پاكستان دشمنى صورت گرفته است. اين ادعا كاملا اشتباه و نادرست بوده بلكه؛ آگاهانه يا ناآگاهانه، در تاييد تبليغات سياسى و پروپاگند پاكستان ميباشد. دراينجا توضيحات كوتاه از مراحل مختلف روابط پرچالش ميان دو كشور را تذكر ميدهيم.

اول : دوره مخالفت يا دشمنى
- بعد از پارچه شدن هندوستان بزرگ به دو كشور و تاسيس كشور پاكستان، رهبران سياسى ما ضعف سياسى و ناتوانى جبران ناپذير تاريخى را در قبال واقعيت جديد به نمايش گذاشتند.در چند هفته اول به عضويت كشور جديدالتشكيل پاكستان در سازمان ملل راى ممتنع دادند كه بعداً مشكل رفع گرديد. اين اشتباه ميتواند يگانه مخالفت يا دشمنى با در قبال پاكستان به حساب آيد.

دوم: سوء تفاهمات و مداخلات
در سه دهه اول (١٩٤٨-١٩٧٨) رهبران كشور ما به جاى جستجو راه حل هاى معقول سياسى و ايجاد روابط نيك، سالم، شفاف و سازنده، به بهانه هاى مختلف در امورات داخلى پاكستان به مداخلات و تحريكات ادامه دادند. البته در اين دوره سياست ها و برخورد هاى ناسنجيده، احساساتى، بلند پروازى هاى عوام فريبانه سردار داوود اثرات منفى زياد به جا گذاشت.

سوم: جهادافغانستان دفاع پاكستان
كودتاى هفت ثور و عمليات نظامى ارتش سرخ در افغانستان كشور هاى منطقه و جهان را به ترس و هراس مواجه ساخت. پاكستان كه در آن زمان نهايت ضعيف و آسيب پذير بود، از همه بيشتر وحشت زده شده بود. فلهذا طى ده سال حضور ارتش سرخ در همسايه گى شان، هر انچه در قبال كشور ما انجام ميدادند، در واقعيت امر به منظور دفاع از خود شان محاسبه ميشد.

چهارم: ستراتيژى عمق ستراتيژيك
بعد از خروج ارتش سرخ، با مشاهده ضعف هاى گوناگون رهبران مجاهدين و تفرقه ميان نخبه گان سياسى، ستراتيژيست هاى سياسى- نظامى پاكستان روى برنامه عمق استراتيژيك در كشور ما تمركز نموده اند. در برنامه عمق استراتيژك روى چندين طرح تلاش هاى فراوان نمودند:
طرح اول: كمك به ايجاد يك حكومت؛ كاملا يا قسماً، وابسته در كابل تحت زعامت حكمتيار يا شخصيت مشابه به آن ،
طرح دوم: تلاش به خاطر ايجاد "امارت اسلامى طالبان"؛ كه از نگاه سياسى، نظامى، استخباراتى، عقيدتى و.... كاملا وابسته به اسلام آباد باشد، 
طرح سوم: ايجاد كانفدراسيون افغانستان - پاكستان كه در حقيقت كشور ما جز اراضى باشد كه سرنوشت سياسى و رهبرى آن از اسلام آباد باشد.
به همين ترتيب طرح ها فورمول هاى مشابه و موازى كه بعضاً علنى، نيمه علنى و بعضاً كاملا سرى باقى مانده است.
گفته ميتوانيم كه سردمداران پاكستان هنوز هم خواب حاكميت در كشور ما را در ذهن دارند.
بدبختانه اكثر مطلق رهبران جناح هاى سياسى نظامى موجود در كشور ما به شمول طالبان، حزب اسلامى حكمتيار، تيم حامد كرزى، تيم اشرف غنى و اكثريت مطلق گروه هاى سياسى مجاهدين وابسته به پاكستان ميباشند.

بدين ترتيب در سى سال اخير هيچ سياست مدار و جريان سياسى مقتدر اعلان دشمنى با پاكستان نداشته و نه توان آنرا داشته است. برعكس هميشه توقع وجود داشته تا زمامداران پاكستانى نقش مثبت در روند صلح و ثبات داشته باشند. شعار عمده فرمانده مسعود در دوران جهاد و مقاومت همواره اين بوده است كه:
"كشور و مردم ما ميتوانند بهترين دوست و متحد بسيار خوب به پاكستان باشند؛ اما اگر زمامداران پاكستان ميخواهند كه ما نوكر و غلام شان شويم، اين خواب است و خيال است و جنون".
همه برنامه ها و مبارزات دوران مقاومت دور همين محور ميچرخيد.

در شرايط فعلى در كشور ما هيچكس و هيچ جناح سياسى با هيچ كشورى؛ به شمول پاكستان، دشمنى ندارد. اما برعكس از تغيير سياست "فارورد پاليسى و عمق استراتيژيك پاكستان" خبر تاييد شده به نظر نميرسد.