-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۴, سه‌شنبه

حیران مانده اند «نعش عزیز» رحمانی را کجا دفن کنند؟

چرا رحمانی، نارسیده به میز ریاست پارلمان، از صحنه بیرون رانده شد؟ 
به قول فروغ... و بدین سانست که کسی می ماند و کسی می میرد.




به دور از ارجیحیت بخشی احساسات شخصی، باید مشخص بیان کرد که از نظر وفاداری به تعهد سیاسی و اجتماعی، بین ناصراصولی و رحمانی از زمین تا آسمان تفاوت است. 

کسی که جان مایۀ روحیاتش در حدی مضبوط است که با 53 رأی، امتیاز قریب دونیم برابری حریف را باطل می کند؛ معلوم است که صفات عدیده ای دارد که در آینده به کمک آن قادر است هواخواهان بیشتر و حتی بدخواهان خود را به دور خود جذب کند. 

میر رحمان رحمانی از بیم آن که از لب بام بلند ناگه به زیر سربه تالاق نشود، آن قدر عقب عقب رفت که از لبه عقبی بام به زیر افتاد! او ریکورد دکترعبدالله را هم شکستاند. این آقا اثبات کرد که نه سیاستگر است؛ نه بارزگان جسور؛ ونه از قوانین نافذه در کشور تصویری روشن در ذهن دارد. نماینده هایی که در تریلر وی نشسته و طماع داشتند در صورت تکیه زدن وی به کرسی پارلمان، «کارشان جور شود» و یک رشته قرار داد های دولتی را بقاپند و یا راه شان به جرگه کنتراکتچی های ناتو و بگرام باز شود؛ اکنون مأیوس شده اند. وضعیت برخی از وکلای پشتون و غیرپشتون ماننده به احوال آن هندویی است که شیفته باغ های سرخ و سبز منادیان بهشت شده و به دین اسلام گرویده بود. هادیان او را ختنه کرده وبرایش جشن گرفته بودند. اما عفونت جراحات در بدن آقای تازه مسلمان، او را به فغان رسانده بود که ندامت می کشید:  چی بیچاره شدم... هم دین رفت... هم غِین!
اکنون آن ها شتابان قبله عوض کرده اند.
اما وضع رحمانی خان از نوع دیگر است.  بیش از نیمی از اعضای پارلمان در پنج دوره به نفع وی رأی دادند و ( از بس بی تحرک بود) او را مثل یک تابوت سر دست ها این سو و آن تا و بالا کردند؛ اما از تابوت صدایی برنخاست. اکنون تاجران دنبال یک رئیس شخ گردن، با تلخه و سخنور هستند که روی زبانش جواری بریان شود. تقریباً نیمی از فعالان پارلمانی بنا به هرانگیزه ای که دور مشارالیه حلقه بسته بودند؛ دور او را خالی کرده و مثل دانه های تسبیح آه و فسوس درمسیرهای متضاد لولیده اند.
کنش وواکنش رحمانی یک درس مهم تاریخی است.