-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مرداد ۱, سه‌شنبه

غنی با 29 میلیون دالر اکت «خدای لیبیا» را در می آورد


 همه امور در دست یک نفر متمرکز شده است. مابقی همه برده های اداری اند. زمانی قذافی در نقش خدای لیبیا ظاهر شده بود؛ اینک، مردی حقیر در یک کشور جنگ زده و گرسنه، اکت قذافی را در می آورد.




 لیبیا کشوری ثروتمند و دارای میدان گستردۀ نفتی درجهان است. 
پیک نت می نویسد که در دوران قذافی نوعی سوسیالیسم دراین کشور برقرار بود. آموزش مجانی، درمان مجانی، تحصیل دانشگاهی مجانی، کمک هزینه زندگی به زنانی که فرزند بدنیا می آوردند، طولانی ترین شبکه جاده ای با بهترین آسفالت، نه تنها همه مردم لیبی کار داشتند بلکه 2 میلیون نفر از کشورهای افریقائی در لیبی کار می کردند. همه اینها در ارتشی قوی که مجهز به مدرن ترین هواپیماهای ساخت شوروی وقت و فرانسه بود، اما ساختار حاکم بر کشور متکی به یک نفر و یک خانواده بود. 

قذافی و خانواده اش. او تاب هیچ نوع تقسیم قدرت را نداشت و همه باید کارگزار سیاست های او می بودند. حتی سرگرد "جلود" را که سال ها درکنارش بود از خود راند و طرد کرد. مردم لیبی درجریان هیچ رویداد حکومتی نبودند و سیاست در خیمه بزرگ و صحرانی قذافی تعیین می شد و فدائیانش با مشت های گره کرده در اطراف همین چادر با شعار "الله واحد، قذافی قائد" او را تائید و تشویق به حکومت فردی می کردند. 

چنان که قذافی خود را خدای لیبیا میدانست و درست از همین پاشنه آشیل امریکا و کشورهای بزرگ اروپائی او را از پای در آوردند و لیبی را تکه تکه کردند و نقتش را غارت. این آن "کیک"ی شیرینی است که پس از تصرف لیبی، نقش آفرینان سقوط قذافی آن را میان خود تقسیم کردند. حالا بیایید تصور کنیم که قذافی «افغانی» درچه موقعیتی هست؟
کشور همه ساله توانمندی رشد اقتصادی را از دست می دهد؛ صف میلیونی بیکاران و کارباخته ها دراز تر شده، و یک جوان برای سیر کردن شکم خود جوان دیگری را به خاطر یک موبایل، مثل مرغ حلال می کند. اما غنی بودجه را در جرگه سازی و رشوه های انتخاباتی خرج می کند؛ قصر کمپاینی می سازد و حفره های قومیتی ایجاد می کند.
هرچه به تاریخ حاکمیت دکترغنی فکر می کنیم، همسانی های شگفت انگیز موصوف با قذافی در نظر ما مجسم می شود. اما تفاوت اساسی بین وی و قذافی این است که غنی وابسته گی مالی به سوبسایدی های خارجی دارد؛ اما قذافی به دیگران یارانه می داد. غنی از جنرال دوستم تا جنرال جرأت همه را بعد از بهره برداری، حقیرانه از خود طرد کرد. با نیروهای پر وزن سیاسی در جدال و با جامعه جهانی در ستیز افتاده است. کله شقی را به جایی رسانده که بعد از انکار و ملاحظات خاص جامعه جهانی در تأمین هزینه انتخابات، بدون مشوره با مردم از بودجه نحیف بیت المال 29 میلیون دالر جدا کرده است. سه انتخابات قبلی دست کم بیش از یک صد میلیون دالر مخارج می گذاشت؛ با آن هم هنگامه تقلب بر پا می گشت و غیر از دور اول انتخابات، دو انتخابات دیگر کاملاً در کشمکش و سایه فریبکاری برگزار شد. غنی بدون ضمانت امنیتی همسایه ها و امریکا خودش را به سرنوشت قذافی برابر می کند. قذافی خودش را خدای افریقا و اعراب می دانست؛ غنی، بردۀ امریکا و بی ریشه ترین چهره تاریخ سیاسی افغانستان است. تصویر آینده موصوف در نظر شما چه گونه است؟