-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مرداد ۳, پنجشنبه

از کولاب تا کابل؛ تاجیکستان در افغانستان چه نقش دارد؟


رو گرفته از سایت روشنی- نوشته فخر‌الدین خالبیک 

احتمال صعود سیاسی و نظامی تاجیکان افغانستان در صورت واگذاری قدرت به طالبان



اشاره‌: در مسابقه ده ها کشوری که در افغانستان حضور دارند و« شریکان بین المللی و منطقه‌ای»خوانده می‌شوند، بدون شک، تاجیکستان برنده است. 

زلمی خلیلزاد، فرستاده خاص امریکا در امور افغانستان، یکی از چهره‌های تاریخساز دوران ماست. او تنها مسلمانیست، که در ایالات متحدة امریکا به بلندترین مقام های دولتی رسیده است -سفیر امریکا در افغانستان و عراق، یک مدّت نماینده امریکا در سازمان ملل متّحد بود و حالا فرستادۀ خاص ایالات متّحده در امور افغانستان می‌باشد. مأموریت خاص او هم رسماً آوردن صلح و خاتمه دادن به جنگ 40- ساله در این کشور جنگزده و مظلوم است. 

خلیلزاد از قریب یک سال به این سو از پایتخت به پایتخت کشورهای آسیا و امریکا و اروپا سفر می‌کند، تا صف پشتیبانان صلح در وطن آبائیش را افزاید. او در دوحه چندین دور با طالبان به مذاکره نشست. چون گفته می‌شد، کلید آنها در دست پاکستان و روسیه است، چند بار به اسلام‌‌آباد و یک بار به مسکو هم رفت. بریتانیا، بلژیک، آلمان، کشورهای خلیج، ترکیه، هند و غیره جغرافیای مأموریّت فرستادة خاص امریکا را تکمیل می‌کنند. 

خلیلزاد را در جایی، سرباز دیگر در« ‌بازی بزرگ»عنوان کرده بودند، که قریب 200 سال می‌شود میان روس و انگلیس، و حالا امریکا در منطقه ما جریان دارد. او همه جا از صلح در افغانستان می‌گوید، ولی هدف اصلی، که او پیگیری می‌کند، حفظ حضور و نفوذ امریکا در این کشور و در عموم آسیای مرکزی است. 

واشنگتن سال 2001 با شعار«جنگ علیه تروریزم» وارد افغانستان و منطقه شد. حضور و نفوذ خیلی مؤثر دارد، امّا برندۀ این جنگ نشد، هرچند بازنده هم نیست. حالا تلاش هایش بر این است، که یک اجماع جهانی را برای صلح در افغانستان به وجود آرد، تا از این راه نفوذ و حضور خود را حفظ کند. خلیلزاد، مهندس پیاده گر اصلی این طرح، محض به کشورهایی سفر می‌کند، که در افغانستان نقشی و نفوذی دارند. 

دوشنبه، پایتخت دوم پس از تاشکند در آسیای مرکزی بود، که فرستادۀ خاص امریکا چندی قبل آمد. او پس از ملاقات با مقامات بلندپایه تاجیکستان در جمع خبرنگاران گفت: «هیچ کشورهای دیگر آن قدر روابطی از نگاه تاریخ و زبان ندارند، که تاجیکستان و افغانستان دارند. تاجیکستان افغانها را خوب می‌شناسد. روابطی داشتند. از نفوذ می‌توانند استفاده کنند. تشویق کنند اینها هم افغانها را برای صلح. تشویق کنند همسایه‌‌های دیگر را، که به طرفداری از صلح کار کنند». 

دوشنبه تنها شهریست، که فرستادۀ ویژۀ امریکا به ترجمان نیاز نداشت (به استثنای کابل، که شهر جوانی های اوست و هم تهران، که احتمالاً به دلایل معلوم هیچ گاه نخواهد رفت). او زادۀ شهر مزار شریف است. بنا به برخی منابع، هرچند پشتون معرفی می‌شود، زبان مادری‌اش دری تاجیکی است، زیرا از مادر تاجیک به دنیا آمده است. گه گاه، جسته و کنده، به زبان پشتو هم صحبت می کند. 

این تفصیلات به آن خاطر بود، که بگوییم، خلیلزاد هم تاجیکان و تاجیکستان را خوب می‌شناسد. امّا او همانا یک دیپلمات امریکائیست. افغان یا پشتون هم باشد، از امریکا و منفعت هایش نمایندگی می‌کند، تا افغانستان و قوم هایش. 

اما سخنان یا اشاره‌های آشکار و پنهان او در دوشنبه چندین سؤال را خلق می‌کنند، که شاید مهم ترینشان این باشد: « دیپلمات امریکایی چه نوع نفوذ تاجیکستان در افغانستان را در نظر دارد؟»

دوست و دشمن 

قبل از همه، خلیلزاد این واقعیت را خوب درک می‌کند که صلح افغانستان به مصالحۀ تاجیک و پشتون - دو قوم بزرگ این سرزمین وابسته است. گلب‌الدین حکمتیار - رهبر جهادی افغان در اولین جلسه حزبش در کابل گفته بود: « جنگ افغانستان جنگ دو قوم است». او دقیق این دو قوم را نام نگرفت، اما از میان ده ها قوم این کشور معلوم بود، که حکمتیار عمده‌ ترین آنها- پشتون و تاجیک را در نظر دارد. او بعدتر تحت فشار هم حزبی های غیرپشتون و انتقاد و اعتراض های شدید حکومت و جامعه، از گفتۀ خود دست کشید.

با این وجود، واقعیت نانوشته این است، که صلح افغانستان به صلح پشتون و تاجیک وابسته است. همچنین اشتباهی را که امریکایی ها در آغاز مرتکب شدند، محض نادیده گرفتن این واقعیت بود. یک دلیل ناکامی آن ها در افغانستان محض این بود.

این قصه را از آن جا می آغازیم که سال 1992 در افغانستان حکومت برهان‌الدین ربانی تاجیک بر سر قدرت آمد و امریکا از آن حمایت نکرد. امریکا- که به جایش، حتی ایرانی، که هم فرهنگ و همزبان ربانی بود، نه فقط از او حمایت نکرد، بلکه هزاره‌های شیعه تحت رهبری عبدالعلی مزاری را علیه او بسیج ساخت. امریکا امور افغانستان را به اختیار پاکستان سپرد که از حکمتیار برای پشتون ها حمایت می کرد. همین طور، ازبک ها تحت رهبری ابدورشید دوستم، که از سوی ترکیه و ازبکستان حمایت می‌شد، نیز علیه حکومت ربانی دست به کار شدند. 

آمدن طالبان به قدرت در افغانستان محاسبه های بزرگ در افغانستان و منطقه را برهم زد. تا سال 2001 - زمان ورود امریکایی ها به افغانستان - در صحنۀ نبرد دو نیروی ثابت حضور داشتند. یکی، طالبان، که از سوی پشتون ها رهبری می‌شد و دیگری، جبهه متحد که عمدتاً غیرپشتون ها - تاجیک و هزاره، ازبک ها و قسماً از پشتون های ضدطالب را متحد می‌کرد، اما فرمانده احمدشاه مسعود تاجیک و نیروی اساسی اش نیز، تاجیکان بودند. 

طالبان نماینده گی از اسلام افراطی می‌کردند، که افغانستان را امارت اسلامی و ملّا عمر- رهبرشان را“« امیرالمؤمین» اعلان کردند. آن ها به جز افغان ها، افراطیان ده ها کشور، از جمله روسیه و چین، سعودی، پاکستان و آسیای مرکزی را تحت پرچم« القاعده» متحد کردند. از این« خلیفه و خلافت» امریکا و اروپا و هم پیمان های شان در عالم اسلام - پاکستان و سعودی و دیگر کشورهای خلیج آشکار و پنهان پشتیبانی می‌کردند.

ضدطالبان یا جبهه متحد از اسلام معتدل نمایندگی می‌کرد، که هیچ خارجی به جز خود افغان ها در صف آن ها نبود. آن ها را روسیه، ایران، هند، ایران و تاجیکستان و ازبکستان پشتیبانی می‌کردند. روسیه و چین، که در این تحولات دست امریکا را می‌دیدند، برای مقابله با آن، سازمان همکاریهای شانگهای را تأسیس دادند. 

اما واقعیت این بود، که پشتیبانان ضدطالبان سیاست های دوگانه داشتند. روسیه، چین، ایران و ازبکستان با طالبان نیز تماس هایی برقرار کرده بودند. مثلاً، ضمیر کابلوف، نمایندۀ وزارت خارجۀ روسیه (1996) و عبدالعزیز کامل‌اف، وزیر خارجۀ ازبکستان (1999) با ملّا عمر، رهبر طالبان ملاقات انجام داده بودند. ایران در کابل و هرات کنسولگری ها داشت. چین با طالبان سازشنامۀ تجارتی و صناعتی امضا کرد (1999). 

تنها دو کشور - هند و تاجیکستان - هیچ تماسی با طالبان نداشتند و پوره از جبهۀ متحد پشتیبانی می‌کردند. اما نقش هند به دلایل جغرافی در نبرد با افراطیان طالب و« القاعده» به سان تاجکستان مشهود نبود. 

این زمانی بود که تاجیکستان خود درگیر یک جنگ داخلی پیچیده بود. صلح تاجیکان اگر چه استقرار نسبی سیاسی به همراه آورد؛ اما کشور همانا در یک وضع ناگوار اقتصادی قرار داشت. اما دوشنبه آشکارا از جبهۀ متحد پشتیبانی می‌کرد. امام علی رحمان، پرزیدنت تاجیکستان آن زمان از انگشت‌شمار رهبرانی بود، که در تمام جلسه‌ های بین المللی از افغانستان می‌گفت و جامعۀ جهانی را دعوت می‌کرد تا به این کشور توجه کنند. 

فهیم دشتی، یکی از نزدیکان احمدشاه مسعود، به مؤلف این سطرها گفت که همسایه های شمالی هرچند به نیروهای مسعود سلاح و مهمات، گندم و دیگر مواد نیاز جبهه را می‌فروختند، در انتقال آن ها مشکل ایجاد می‌کردند، از جمله کاروان های اکمالاتی بدون سبب ماه ها در گمرکات مرزهای این کشورها در می‌ماندند. 

فهیم دشتی می گوید: « تاجکستان تنها کشوری، که حریم زمینی و هوایی اش را در اختیار جبهه گذاشت و فراریان جنگ را پناه داد، اما از بابت این اقدامات خود، مانند پاکستان از سازمان های بین المللی پول نمی‌گرفت. ما هیچ گاه این را فراموش نمی‌کنیم».

تاجیکستان تنها روزنه‌ای بود که جهان می‌توانست با جبهۀ متحد تماس بگیرد. تمام سفرهای مقامات و روزنامه‌نگاران خارجی به افغانستان از طریق دوشنبه انجام می‌شد. فرماندهی جبهۀ متحد از فرودگاه های دوشنبه و قُرغان تپه و کولاب و فرخار بدون ممانعت استفاده می‌کرد. زخمیان جبهه را در درمانگاه کوچکی که در فرخار تاجیکستان از سوی هند سرمایه‌گذاری می‌شد، تداوی می‌کردند. اکثر رهبران جبهه، از جمله فرمانده مسعود، خانوادهای شان را به دوشنبه کوچ داده بودند. 

در آن آوان نقش دوشنبه در امور افغانستان اهمیت ویژه داشت. مذاکرات مقامات خارجی با رهبران جبهۀ متحد در دوشنبه برگزار می‌شد. مهمترین اعلامیه‌های جبهه از دوشنبه صدا می‌دادند. 

اولین تیم امریکایی ( شامل کارکنان عملیاتی سازمان استخباراتی امریکا (در سال 1998 از طریق دوشنبه به پنجشیر رفت. این محض زمانی بود، که همان سال «القاعده» جهادش را علیه امریکا اعلان کرد و به سفارت هایش در کینیا و تانزانیا حملۀ تروریستی انجام داد (. 


پس از 2001 

سال 2001 پس از ترور احمدشاه مسعود و حمله‌های نیویارک اولین تماس های امریکایی ها با جبهۀ متحد فقط از طریق دوشنبه انجام شد. اما پس از آزادی کابل، امریکا راهش را جدا کرد؛ نه فقط راه های اکمالاتی، بلکه سیاسیش را نیز. سقوط طالبان و باز شدن راه های زمینی و هوایی به افغانستان، اهمیت تاجیکستان را منحیث یگانه روزنۀ ارتباط با افغانستان کاهش داد. 

حکومت تاجیکستان با حکومت هایی، که پس از سال 2001 با پشتیبانی امریکا در افغانستان سر کار آمدند، روابطش را بر پایۀ قانون و عرف پذیرفته شدۀ جهانی راه ‌اندازی کرد و هیچ گاه از سیاست دوگانه یا« پنتاجیکی» کار نگرفت. هیچ یک از ده ها گروه و سازمان و احزابی که در افغانستان فعالیت های عادی سیاسی و هم افراطی می‌کنند، از سوی تاجیکستان یا قلمروش اکمال نمی‌شوند. 

افغانستان آرمانی برای تاجیکستان یک افغانستان باثبات است. افغانستان به جز مشترکات فرهنگی و زبانی، دینی و تاریخی و همسایه  داری، کلید طلایی برای گشایش های نو اقتصادی در تاجیکستان است. حالا رشد اقتصاد تاجیکستان بیشتر از کشورهای شمال و شرق وابسته است. افغانستان راه امن و نزدیک تاجیکستان به جنوب و غرب خواهد بود. تاجیکستان راه آبی ندارد و قسمت طولانی ترین و نزدیکترین راه این کشور آسیای مرکزی به سوی« آبهای گرم» از افغانستان می‌گذرد. دوشنبه با دقت زیاد رشد بندرهای گوادر، طرح مشترک چین و پاکستان و چاه بهار، پروژخ مشترک هند و ایران، دو طرح بزرگ ژئوپلتیکی را به امید فراهم آمدن دورنماهای جدید تجارتی پیگیری می‌کند. 

طرح های بزرگ اقتصادی، نظیر خطّ برق کاسا - 1000، راه های آهن، یکی، « چین - قرغیزستان - تاجیکستان - افغانستان-ایران، خطّ برق تاجیکستان - افغانستان - ایران، لولۀ گاز افغانستان - تاجیکستان (که گاز شبرغان را به تاجیکستان انتقال خواهد داد) ، مطرح اند که برای رشد مشترک تاجیکستان و افغانستان و بازگشت امنیت و ثبات پایدار به آسیای مرکزی پیش‌بینی شده‌اند. 

تاجیکستان سال گذشته به ولایت های بدخشان و قندز افغانستان 1، 5 میلیارد کیلووت - ساعت برق صادر کرد. همزمان در مرز 1400 - کیلومتری دو کشور 5 بازارچه مرزی عمل می‌کنند، که مردم دو جانب مرز با هم داد و ستد اموال دارند. 

در مسابقه ده ها کشوری که در افغانستان حضور دارند و« شریکان بین المللی و منطقه‌ای»خوانده می‌شوند، بدون شک، تاجیکستان برنده است. 


پناهگاه برای همیشه 

اما آن چه حوادث سالهای 90 در افغانستان ثابت کرد، این بود، که تاجیکستان برای تاجیکان افغانستان در درازمدت یک پناهگاه راهبردی باقی خواهد ماند. 

صالح محمد ریگستانی، یکی از همرزمان احمدشاه مسعود باری قصه کرد، که روز شهادت فرمانده (9 سپتامبر) قریبی های بیگاه به حضور امامعلی رحمان، پرزیدنت تاجیکستان رفت و او را سخت جگرخون یافت. وی می‌گوید، واقعاً، همة ما نمی‌دانستیم، که چه به سرمان می‌آید. 

« آن روز نگرانی اصلی این بود که اگر جبهه متحد بدون مسعود نتواند با طالبان و «القاعده» مقاومت کند، سرنوشت جبهه و میلیونها نفری، که در ساحۀ تحت نفوذش (90% تاجیکان) زندگی دارند، چه خواهد شد؟ من به رئیس جمهور گفتم: « احتمال دارد، ما سقوط کنیم. اگر سقوط کنیم، به پناهگاه نیاز داریم. آیا تاجیکستان آن را به ما خواهد داد؟ رئیس جمهور گفت: محمد صالح! ما شما را هیچ گاه تنها نخواهیم گذاشت! ما به شما پناهگاه می‌دهیم!

دو روز پس-11 سپتامبر نگرانی های ریگستانی را پوره رفع شدند. امریکا به خاک افغانستان علیه طالبان و القاعده حمله کرد و جنگی، که انتظار می‌رفت، به سوی کولاب کشیده شود، مسیرش را به سوی کابل تغییر داد. در کنفرانس بم، تاجیکان افغانستان عملاً قدرت را به دست گرفتند و طی 18 سال اخیر نیروی مؤثر در سیاست های آن کشور بودند و هستند. با وجود برد و باخت ها نمی شود آنان را نادیده گرفت. 

حضور امریکا در افغانستان با پشتیبانی جبهخ متحد فراهم شد. هرچند آقای خلیلزاد باری رهبران تاجیک را طعنه زد که آن ها با زور امریکایی ها از کولاب به کابل آورده شدند؛ اما اگر نیروی زمینی جبهۀ متحد نمی‌بود، امریکایی ها و متحدان شان هیچ گاه روی کابل را نمی‌دیدند. اشتباه امریکا هم این بود، که متحدان اصلی‌اش را طی این 18 سال خواست از صحنه بیرون کند و متحدان نو را از جمله نهادهای رو به غرب و راهبران به نام دموکرات و تکنوکرات آمده از امریکا و اروپا تقویت بخشد. 

اما حالا؟ زلمی خلیلزاد زمانی به دوشنبه آمد، که طرح صلح امریکا و طالبان در حال نهایی شدن است. امریکا می‌خواهد طالبان را در قدرت سهیم کند. امّا واقعیت این است که طالبان اگر چه می‌گویند، دیگر به شیوۀ سالهای 90 دولت داری نخواهند کرد و با دیگر تنظیم ها، از جمله جریان های ضد طالبان کنار خواهند آمد، صلح با امریکا را پیروز‌ی مخصوص خود می‌دانند. تنها نیرویی هم، که علیه آن ها ایستاده‌گری خواهد کرد، همان تاجیکان خواهند بود؛ زیرا از لحاظ عقیده به هم آمدن آنها با افراطیت طالبان یک امر محال است. 

احتمالاً محاسبۀ امریکا این است، که تاریخ سالهای 90 دگرباره تکرار می‌شود. آن زمان، که تاجیکستان و تاجیکان در منطقه بار اصلی جنگ علیه تروریزم را به تنهایی می‌کشیدند و دنیا تماشاگرشان بود. این به آن معناست، که تاجیکستان دگرباره در امور افغانستان مهم می‌شوند، اما معلوم نیست به نفع که - امریکا یا رقیبانش؟