-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مرداد ۷, دوشنبه

حمله بر صالح احتمالاً از یک نظر واقعی است

حمله انتحاری ها بر دفتر امرالله صالح تا اندازه ای مشکوک و دست کارش شده معلوم می شود که هدف از آن زمینه سازی برای هیاهوی تبلیغاتی است. اما این دستکاری نه از سوی پاکستان است؛ نه از سوی تیم غنی؛ کار بازیگران منطقه ای متضاد المنافع است. در آستانه امضای پیمان امریکا با طالب، این حادثه به هیچ وجه به سود پاکستان و طالب نیست؛ به زیان حلقاتی است که ازین مذاکرات در حاشیه مانده اند.
این حمله از شروع تا فرجام به صورت دقیق تحت مدیریت قرار داشت؛ یک انتحاری به هدف فشار برای تغییر معادله بود. چیزی بود شبیه پیامک خاص از طریق انفجار و تولید صدا.
اگر قرار بود طالب یا پاکستان، امرالله را از سر راه بر می داشتند؛ در زمانی که وی مارش بایسکل رانی راه می انداخت و بی خیال به هرجایی که می خواست می رفت؛ این کار را انجام می دادند.

دکترغنی گفت این یک « حمله پیچیده» بود؛ ولی این حادثه از اول تا آخر نسبت به همه حملاتی این چنینی که تا حال دیده شده، خیلی ساده طراحی شده بود؛ هیچ پیچیده گی نداشت و خیلی زود (ظاهراً) مهاجمان از هستی ساقط شدند. درعوض، انعکاس صدایش زیاد بود که از نظر کمپاینی ها امری مطلوب است.
 به نظر می رسد کشیده گی شدید بین محور ایران- هند در برابر پروژه امریکا- امریکا و تلاش برای مهندسی صلح و جنگ کماکان وجود دارد.  تضاد منافع بین این دو محور، به حفظ غنی در قدرت - هرچند موقتی و فاقد ضمانت می انجامد. شانس برآمدن لاتری به نام غنی- امرالله برای باقی ماندن در قدرت به قیمت تشدید جنگ وجود دارد. هند و ایران  از پیشرفت یک سویه و انحصاری پروژه تحویلی قدرت به طالبان خشمگین اند و مطابق منافع شان وارد قضیه شده اند.