-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۱۶, یکشنبه

گفت وگوی بین الافغانی با چه کسانی؛ کی ها با طالبان جنگیدند؟

اشاره: ماهیت پیروزی زلمی خلیلزاد و طالبان در مذاکرات دوحه هنوز در لفاف ابهام است. این تفاهم نیست؛ دستکاری و مهندسی جنگ و به موازات آن، جا گذاری یک حاکمیت مطلقه است.



زلمی خلیلزاد، سرانجام از "پیشرفت‌ اساسی" در دور هفتم مذاکرات در دوحه اطلاع داد. وی افزوده است که پس از پایان نشست بین‌الافغانی در نهم جولای، مذاکرات طالب- امریکا استمرار می یابد. مراد نشست بین الافغانی، همین سی نفری است که از سوی آلمان و قطر گزینه شده اند؟ مگر این ها بوده اند که در سال های هفتاد درکوه ها و دره ها برضد پروژه مشترک عربستان، کمپنی یونوکال با پیش قراولی طالبان سر ریز شده از پاکستان به خاک افغانستان قدم به قدم جنگیدند و افغانستان از خطر تبدیل به «صوبه پنجم» پاکستان رهایی یافت؟
اگرچه یکی از جوانب سرنوشت ساز این انکشافات، برچیدن بارو بستره خونتای ارگ است؛ اما این راه حل نیست؛ گره در گره انداختن است.

نیروی رزمی ضد طالب در چهارچوب اردوی ملی و پلیس درهم تنیده و از نظر اجرایی در دست خونتای ارگ است که برای بقا در قدرت نا مشروع، شب و روز، به طور سیستماتیک سرگرم پرورش غده های عفونت زای قومیت است. همه نیروها در داخل و خارج باید به هوش باشند که چقرچُقری های یک بنای سمنتی را با خاک نمی توان پُر کرد.

سهیل شاهین، سخنگوی هیات طالبان در قطر نیز از « گفت‌وگوهای بین‌الافغانی» سخن گفته که ما از نتایج گفت وگو ها راضی هستیم. وقتی طالب از فیصله ها راضی شده، می توان قیاس کرد که همه چیز حال و آینده افغانستان در دوحه فدای طالبان شده است. ظاهراً درین حیص وبیص، اجماع قدرت های منطقه ای حاصل آمده است؛ آن ها روی صورت مساله تا تاریخی معین یا معین با هم کنار آمده اند؛ اصل مسأله کماکان لاینحل است.
 این سازوکار تاریخی مشابه به اجماع روس و انگلیس در اواخر قرن نوزده در رابطه به افغانستان و نصب امیر نیابتی - عبدالرحمان خان- در شاه نشین کابل است. درین تعاملات، مردم به طور عام و نیروهای ضد طالبان به شمول تمام نهاد های مدنی و شهرنشینی و همه آنانی که از افراط گرایی بیزار اند؛ غیرحاضر دایمی فرض شده اند. به نظر می رسد که تاریخ و جامعه افغانستان یک بار دیگر باید در میدان آزمون از بهر حیات و ممات، بگذارد و پوست بیاندازد.