-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۱۶, یکشنبه

چرا احمدولی مسعود پیشرفت ندارد؟ جواب این جاست:

اشاره: نظری پریانی ظاهراً مطلبی برابر به هنجارِ بی باد و بی بخارِ احمدولی نوشته؛ اما ضعف مسلم او را با عباراتی نرم افزاری برجسته کرده است. درهرحال به باور بنده، در حکومت پسا غنی، به احمدولی وزارت خارجه خواهد رسید؛ مصدرخاندانی اش معتبر است.



فقط بگویی احمد ولی مسعود در جنت سیاست می‌کند.

در این روزها که نزدیکی های کمپاین های رسمی انتخاباتی است، تیم های انتخاباتی یکی پی دیگر به کارزار های انتخاباتی قبل از وقت می پردازند. البته این قانون شکنی اول از رییس جمهور غنی شروع شد. او که همه کارزارهای انتخاباتی اش را انجام می دهد و قانون را به رسمیات نمی شناسد. 
حالا از سایر نامزدان هم در این زمینه گلایه نیست. 
در بیشتر تکت های انتخاباتی در کمپاین های پیش از وقت شان، وعده های چرب، پول دادن های وافر به افراد و گروه ها، دروغ پرانی ها و صحبت های قومی برای تحریک هواداران شان حرف اول را میزند.
برخی از نامزدان هم نه دنبال کمپاین اند و نه هم مکلف به آن. فقط وارد میدان شده اند تا اگر چیزی از گوشه های بازی به دست آرند.
اما در وفاق ملی چه می گذرد؟
تیم وفاق ملی هم هر ازگاهی نشست هایی را در سالون مطبوعاتی اش دایر می کند. اما جالب این است که بیشتر این نشست ها به مباحث انتخاباتی و کمپاین انتخاباتی اگر چه بی ربط نیست اما بسیار ربط هم ندارد و بیشتر کسانی به این آدرس مراجعه می کنند که دغدغه یی در زنده گی دارند و می خواهند که به فردای مناسب گذار کنند. 
سخنان احمدولی مسعود همیشه برای جوانان و قشر آگاه جامعه که از نزدیک با او ملاقات می کنند، خوشایند و جذاب بوده است. او حرف های مردم را می شنود و پاسخ های صادقانه و راهگشا و برنامه محور می دهد. در پایان می بینی که شرکت کننده گان از یک درس یا کارگاه آموزشی برگشته باشند و دانستنی های خوبی را با خودشان حمل می کنند. 
در محفل وفاق ملی افرادی که فقط برای پول نزد نامزدان می روند، چندان جای ندارند. سخنان فریبنده و پول کن و غیر صادقانه زود از سخنان صادقانه و دلسوزانه و هدفمند در این نشست ها از هم تفکیک می شوند و نگاه اشتراک کننده گان بیشتر به یک روزنه امید معطوف می شود.
اما احمدولی مسعود برای برخی از شرکت کننده ها جالب نیست؛ البته برای کسانی که با سیاست‌مداران چالاک و به جان زن و دروغ گو و ریاکار و منفعت جو و فرصت طلب خو کرده اند.
آن دست افراد، وقتی از احمدولی مسعود "برنامه" آجندا و تفکر می شوند و وقتی با سخنان خالی از ریب و ریا و دروغ و فریبکاری او مواجه می شوند، می گویند که "فقط بگویی احمدولی مسعود در جنت سیاست می کند." آنان می گویند که احمدولی مسعود باید به مردم زیاد صادقانه حرف نزند و "یک مقدار سیاست بکند" و مردم را اندکی "فریب" بدهد. 
معنای سخنان آنان این است که باید احمدولی مسعود دروغ بگوید خلاف ارزش های متعالی حرکت کند آنگاه او سیاستگر است.

اما او تا کنون چنین نبوده است و در رفتار و گفتارش بسیار صادقانه عمل کرده است و به همین دلیل قشر دانش اندوز و پاک سرشست جامعه از هر قوم و تباری که هستند با او رابطه دارند و به او دل بسته است.
اما متاسفانه در هجده سال گذشته مردم ما از دست سیاستگران منفی و ارزش گریزی و منفععت طلب و بی مقدار این گونه آموخته اند که سیاست‌مدار موفق کسی است که دروغ های خوب بگوید و فریب کاری قشنگ کند و روی احساسات و ارزش های مردم آگاهانه راه برود.
این وضعیت در یک جامعه سیاسی، مردمان و سیاست مداران ارزش گریز و بی مقدار را خلق می کند. 
حالا سیاست‌مدارانی مثل احمدولی مسعود که می خواهند صداقت و راستی و پاکی و فضیلت را بجای رذالت در چانته خودشان حمل کنند، در برابر آنانی که پذیرفته اند سیاست مدار باید دروغ گو و خیانت پیشه باشد، متاعی از رذالت و فریب در چانته اش داشته باشد، چه کند. 
چرا جامعه ما از ارزش تهی می شود؟ 
سیاست مداران ارزشگرا چه جایگاهی در جامعه دارند؟چر