-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۳۱, دوشنبه

آقای اتمر امتیازاتی دارد که سایر رهبران کمتر دارند

در انتخابات 2019، کی برنده خواهد شد!؟




در انتخابات سال 2019 ریاست جمهوری افغانستان 19 تن کاندید ا اند. در این میان سه کاندیدای که بیشتر بر سر زبان ها اند، مقامات ارشد حکومت وحدت ملی هستند. رئیس جمهوری، رئیس اجرائیه و مشاور امنیت ملی که فقط چند گاهی است که این پست را ترک کرده است و در برابر متحد خویش قد علم کرده است. دو چهره جدید و جوان وجود دارد که در بین سایرین شاخص تر اند: رحمت الله نبیل و فرامرز تمنا. اولی تجربه کاری در سازمان ملل، دستگاه امنیت ریاست جمهوری و امنیت ملی افغانستان دارد و دومی پیشینه اکادمیک و کار در وزارت خارجه را در تجربه اش دارد. در خط مشی همه کادندیداها، تمرکز بر سر امنیت و اشتی ملی است. اما ترکیب تکت های انتخاباتی عمدتا طوری است که نفر اول پشتون دومی و سومی از سه قوم دیگر، تاجیک، هزاره و ازبک است. تنها اقای نبیل در تکت خویش یک خانم را گنجانیده است.
تکت انتخاباتی اشرف غنی" دولت ساز"
استاد سرور دانش، معاون دوم است. ایشان ادم دانشمند، حلیم و قانون دان ماهر اند. از میان انانیکه سفر با رئیس جمهوری را چار سال قبل اغاز کردند تنها ایشان اند که این مسیر را بدون خم و پیچ پیموده اند. 
امرالله صالح جانشین جنرال دوستم خواهند شد. جنرال دوستم بانک رای حساب میشده است. تعداد روز های که ایشان در دفتر کار شان رفته اند به اندازه شمارش انگشتان شان خواهد بود. از انجایکه در قانون اساسی افغانستان به معاونین رئیس جمهوری هیچ صلاحیت در نظر گرفته نشده است، بزودی " پهلوان" تکت انتخاباتی اشرف غنی از جانب رئیسش خوابانده شد.
صالح ادم بسیار متفاوت است. او تجربه مقاومت را دارد. در کنار قوماندان افسانوی مجاهدین، احمدشاه مسعود بزرگ شده است. مبتکر، هوشیار، زیرک، عاقل و اهل مطالعه است. وی سازمانده قوی، دارای انرژی فوق العاده است. شخصیت کرازماتیک دارد و بگفته خودش میتواند " قابلیت بکار برد توانایی ها برای رسیدن به هدف” را سازماندهی کند. اقتدارگرا است و مانند قوماندان مسعود برایش قابل قبول نیست که ادم دوم باشد و فرمان بدست دیگری. صالح بسرعت مواضعش را تغیر میدهد. همانطوریکه بسادگی میشود با او کنار امد بسرعت از شما دور میشود. او که نمیتواند، مشروعیت جانشینی مسعود را در میان همقطارانش و خاصتن در میان پنجشیری ها داشته باشد، بختش را با غنی در ازمون گرفته است. او یکبار دیگر هم به دولت پیوست اما چنان کوتاه بود که حتی حضورش محسوس نبود. باور انست که همان اندازه که صالح موضع ضد پاکستانی دارد ، به هند نزدیک است.
اشرف غنی، که " متفکر دوم جهان" خوانده میشود برخی باور دارند که در دوران حاکمیتش نشان داد که انحصارگر، عصبی مزاج، اقتدار گرا با تمایلات شدید قومی است. وی نشان داد که "هدف وسیله را توجیه میکند" . با ایجاد نهاد های موازی در جهت تضعیف دولت حرکت کرد و نسل جوان و کم تجربه را به صحنه میاورد که حرف اورا تکرار کنند و بیشتر به داودخان مییماند که میگویند ادم های را در مقامات میگماشت که کم سواد میبودند تا انچه او فکر میکرد عمل کنند.
این گونه افتراق ووجوه مشترک صالح و رئیسش بزرگترین چالش همکاری انها خواهد بود. نباید تاثیرات حضور صالح را در بلند ترین مقام کشور، بر روابط افغانستان-پاکستان نادیده گرفت.

تیم محمد حنیف اتمر "صلح و عدالت"
تیم عدالت، ترکیبی ازتحصیل یافته گان مجرب و اگاه و بقایای نسل اول و نسل دوم مجاهدین است که از عملکرد اشرف غنی ناراض اند و همچنان ان بخش از شخصیت های جمیعت اسلامی که در نبود برهان الدین ربانی، رهبر این حزب، بر سر نقش و جایگاه شان در حزب، ناراضی اند به این گروپ پیوستند. این ها بسیار اسیب پذیر اند . برخی از این افراد میتوانند تطمیع گردند و برخی هم از جانب حریف های این تیم به اتهامات مواجه شوند که جبران ان اسان نخواهد بود.
اقای اتمر امتیازات دارد که سایر رهبران کمتر دارند. ستراتیژیست نیرومند، سازمانده قوی و انسان زیرک و عاقل با تعلیمات بالایی است. در اداره فعلی اشرف غنی، مغز متفکر دولت بحساب میامد. به ایجاد گروپ کاری که حلقه خودش است شهرت داردو باور انست که نهاد رسمی را کنار میگذارد و همه امور را توسط حلقه خودش انجام میدهد. ادم مودب است و با حریفان سیاسی اش با خونسردی رفتار میکند. او در دوران کاری اش در ادارات مختلف و بویژه در شورای امنیت ملی توجه جامعه بین المللی را بخود جلب کرد. او توانست هماهنگی منطقوی را شکل دهد و احترام انهارا به خود معطوف کند. 
اتمر دو مشکل اساسی دارد: سابقه کار با دولت تحت رهبری کمونست ها ، که سبب سوئ ظن غربی ها میگردد و حضور رهبران جهادی در تیم انتخاباتی اش. رهبران جهادی در تغیر موضع شهره اند. 
یکی از همین "دوستان" جدید اتمر زمانی گفت که در ظاهر از رقیب انتخاباتی حامد کرزی اعلام حمایت کرده و در عمل به نفع کرزی کار نموده است. مخالفین اتمر بسادگی میتوانند برخی از ان" چهره" هارا از وی دور بسازند .
معاون اول اتمر ، اقای قانونی است. او تعلیمات عالی در تیولوژی دارد. سخنران ماهر است. خوش باور است و در تغیر مواضعش شهرت دارد. او یکبار به نمایندگی از مقاومت در ترکمنستان عقب میز مذاکره نشست و بیشتر خواست های طالبان را پذیرفت تا از موضع خود دفاع کند. تجربه ریاست پارلمان و معاونیت ریاست جمهوری را دارد.
معاون دوم این تیم اقای محقق است. او در نخستین انتخابات پارلمانی در 2005 بیش از سی هزار رای داشت. در کابینه اول وزیر پلان بود اما نتوانست سازگاری کند و استعفا داد. معاون داکتر عبدالله در انتخابات 2014 شد و اکنون از وی جدا شده به اقای اتمر پیوست. محقق تحصیل یافته مدارس مذهبی ایران است و از یاران مزاری رهبر حزب وحدت بود . اما این حزب اکنون به شاخه های جدا گانه تقسیم شده است. او نفوذ مذهبی و سیاسی اش را بویژه در میان جوانان از دست داده است.

تیم ثبات و همگرایی
سه حزب جهادی، جمیعت اسلامی ، جنبش ملی عبدالرشید دوستم و ایتلاف ملی داکتر عبدالله تکت انتخاباتی ثبات و همگرایی را تشکیل داده اند و داکتر عبدالله با دو معاون از جنبش اسلامی و حرکت اسلامی استاد خلیلی که جوان اند به عنوان معاونین کمر بسته اند تا در انتخابات شرکت و بخت شان را بیازمایند. داکتر عبدالله انسان بردبار، مودب وجنتلمین واقعی است. در کارنامه اش سخنگویی مقاومت، وزارت خارجه و رئیس اجرائیه حکومت وحدت ملی را دارد. او وارث افتخارات قوماندان افسانوی احمد شاه مسعود است و دوبار تجربه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری را دارد. در جامعه بین المللی سیاستمدار شناخته شده است. مشکل اساسی وی عدم اعتماد طرفدارانش برای پیروزی است و او را به تسلیم طلبی ، غدم قاطعیت ، و فقدان ابتکار در وضعیت های حساس میکنند. 
طرفدارانش میگویند او به خاطر حفظ نظام , و ثبات در کشور،از منافعش گذشت و در برابر یکه تازی های رئیس جمهوری خاموش ماند. داکتر عبدالله با و جود تجارب کار در دستگاه حکومتی، کمتر به برنامه های ستراتیژیک فکر میکند و هیچگاهی صحبت هایش را از قبل روی کاغذ نمیاورد و از همین رو پراگنده و بدون فکر قبلی صحبت میکند . 
مشکل این تیم در انست که هیچ فردی از قوم پشتون در ان وجود ندارد. داکتر عبدالله نیمه پشتون است. او میتواند حمایت جوانان و زنان را جلب کند.برای مجاهدین هیچکس دیگری نمیتواند بیشتر از عبد الله قابل قبول باشد. با در نظر داشت روش معتدل وی،او بیشتر قابل قبول برای بازی گران بیرونی است. نقطه مشترک او و اتمر در انست که هیچکدام حاضر نخواهند شد به تیم رئیس جمهور بپیوندند. عبدالله میتواند محور باشد که هم مخالفین و ناراضی ها از اشرف غنی و هم مجاهدین سابق بدور ان تجمع کنند. 
تیم انتخاباتی محور ملی
رحمت الله نبیل ، رئیس امنیت ملی سابق و جنرال مراد، و خانم جلال این تیم را رهبری میکنند. اقای نبیل ادم مستقل است و با انکه در پاکستان تحصیل نموده از چهره های سرشناس ضد سیاست های انکشور و چهره ضد طالبان است. جنرال مراد از برجسته ترین جنرال های افغانستان است که در حل بحران ها ی داخلی مهارت دارد. او به عنوان شخصیت مستقل و وطنپرست مشهور است. در این تیم رهبران رده اول و دوم مجاهدین وجود ندارد و تحصیل کرده های افغان از تمام اقوام در ان گرد هم امده اند که به دموکراسی و حاکمیت قانون باور دارند. این تیم در میان عوام پایگاه ندارند .

شکل گیری ائیتلاف ها
تجربه انتخابات پارلمانی سال روان نشان داد که انتخابات 2019 با مشکلات عدیده روبرو است. نگرانی از تقلب گسترده، عدم پذیرش نتایج انتخابات از جانب کاندیدا های پیشروکه میتواند کشور را به بیثباتی بکشاند، مداخله کشور های بیرونی بویژه همسایگان بزرگترین چالش ها اند. 
هم اکنون کاندید ها از پروگرام های بیشتر تبلیغاتی رئیس جمهور که به ولایات سفر میکند، به سفر های غیر ضروری به خارج سفر میکند و در مقامات بلند پایه تغیرات را بوجود میاورد، به عنوان کمپاین قبل از وقت تعبیر و از وی انتقاد میکنند. 
مذاکرات میان ایالات متحده و طالبان در دوحه، دیدار برخی از سیاستمداران با طالبان در مسکو که در انها حکومت شرکت نداشته است، ایده های جدیدی منجمله ایجاد حکومت موقت و بن سوم را مطرح کرده است که میتواند انتخابات را منتفی سازد.
تجربه انتخابات گذشته تصویر نا خوش ایند دارد. در سال 2009، وقتی انتخابات به دور دوم رفت، حامد کرزی ریچاد هالبروک را که نماینده ویژه امریکا بود در تبانی با معاون یونام، متهم کرد که در دستکاری انتخابات دست داشته و قصدا انرا به دور دوم کشانده است. اما رقیب انتخاباتی اش ، داکتر عبدالله، از رفتن به دور دوم ابا ورزید و از مبارزات انتخاباتی دست کشید. انتخابات 2014، مشکلات بیشتری داشت. در حالیکه تفاوت میان داکتر عبد الله و اشرف غنی دو دور اول،44 در برابر 33 بود، در دور دوم 51 در برابر 44 اعلام شد و بحران ایجاد کرد که منجر به ایجاد حکومت وحدت ملی شد که حتی در پنجسال نتوانست تمام کابینه اش را تکمیل کند. انتخابات پارلمانی 2017 باور به انتخابات شفاف را نابود ساخت. در چنین شرایط است که در خزان امسال انتخابت دیگری در راه است.
تغیر موضع در میان سیاست مداران افغان یک امر فراتر از عادی است. وقتی منافع شخصی/حزبی ایجاب کند، افراطی ترین دشمنان سوگند خورده متحد میشوند و دوستان پر و پا قرص در برابر هم قرار میگیرند. در انتخابات اینده باید این حقیقت را در نظر داشت.

شماری از کاندیدا ها در پی بدست اوردن یک مقام در حکومت اینده اند. یکی از نامزدان انتخابات 2004، به امریت یک حوزه پولیس بسنده کرد.
گفته میشود که رئیس جمهور ، اتمر را رقیب اصلی اش میپندارد و از همین رو رقابت اصلی میان این دو رقیب خواهد بود و انرزی انهارا ضایع خواهد ساخت. امکان پیوستن رحمت الله نبیل به تیم دولت ساز بعید است. و از همین رو،در چنین سناریو، تیم عبدالله ، سرنوشت انتخابات را تعیین خواهد کرد.او هم وارث جهاد و مقاومت است و هم در هژده سال اخیر، به عنوان سیاست مدار اعتدال گرا توجه افغانها و خارجی ها را جلب کرده است. تا کنون وی به فساد متهم نیست . او از مادر و پدر به دنیا امده است که به دو قوم پشتون و تاجیک مربوط اند و از همین رو هم پشتون ها و هم تاجیک وی را به خود متعلق میدانند. مشکل عبدالله با همقطاران سابق اش است که بر سر میراث قوماندان مسعود با وی رقابت دارند. در حالیکه تیم غنی و اتمر با مشکلات ساختاری تکت ها شان دست و پنجه نرم میکنند، عبدالله فرصت دارد تا در باره جلب حامیان بیشتر و ستراتیژی بعد از پیروزی کار نماید.

کاپی!