-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ تیر ۲۸, جمعه

دکترغنی بانی نفاق است؛ اما سخت قابل احترام


حاشیه ای بر فوائد کرکتر سلطانی دکتر غنی 



ما با دکترغنی به خاطر حلول روح منسوخ نادر خان و عبدالرحمان خان در کالبد نحیف موصوف در تمامی ابعاد مخالفت داریم. شکست وی و گروهش در تمامی عرصه ها به همان میزانی ثابت است که صبح آفتاب از مشرق طلوع کرده و شام در بستر غروب در عدم فرو می رود. شاید غنی در نظر یک گروه کوچک،  مسمی به «بابا» شود؛ اما تصویر یک بابای «سیاسی» دربرابر بیداری مردم و ارزش های مدنی رو به گسترش، در بهترین حالت،  لبخند محزون یک دن کیشوت است. 
وی بانی نفاق قومی در عصر دیجیتال است. پای عبدالرحمان و نادرخان نسبت به غنی محکم تر بود اما این آقا از نظر موقعیت ملی معلق است؛ با آن هم درحالی که ادای نماز را نمی داند و مشهور ترین بیت مثنوی را غلط می خواند، مدعی است زعامت افغانستان حتی تبدیل آن به گورستان است.

با همه ای این ها،  بنده به شخصیت پایدار و صریح غنی در حفظ هژمونی اقتدار بی چون و چرای سنت سیاسی فرسوده و پای فشاری بر استمرار شیوه های خنده آور قرن نوزده همی در عصر انقلاب ارتباطات در زمان ما، حرمت می گذارم. ایشان در دیدگاه سنتی و محافظه کارانه خود فردی مؤمن است. مثلاً  کمیسیون اعزاز و خاکسپاری امیر حبیب الله خان به اشاره و مشورۀ پول خوران قراردادی درشمال، شش ماه تمام التماس کنان به پروپاچه غنی چسپیدند که غنی با یک فرمان خویش، بر باز تدفین نخستین بانیان حکومت کوهدامن در نود سال پیش، رضایت دهد؛ اما پاسخ غنی نادرخانی تر از اسلاف خویش بود.

سپس، غنی جنرال دوستم را از مسندی به نام ( معاون اول ریاست جمهوری) بیرون راند و تا امروز او را تحویل نمی گیرد. در مورد دیگر، دفتر و دیوان بی حاصل احمد ضیاء مسعود را ( که قدر خود ندانسته و  فراموش کرده بود میراث دار فرهنگ تاریخی مقاومت است) را مهرو موم کرد. پیوست با آن، جنرال جرأت را با آن همه جان فشانی های هزینه بردار، مرعوب گروه مسلح شخصی خود کرد. زنده باشیم تا سرنوشت امرالله را هم شاهد باشیم.
 شاهکاری های دکترغنی در برابر غلام بچه های سیاسی و مالی، سخت ارزشناک بود و درافکار نسل نو زلزله انداخت وداهیه توازن طلبی و مساوات را که از چرخۀ مسایل خارج ساخته شده بود، سر از نو احیا کرده است. اکنون جنبش بیداری برای همزیستی عزت مند به یک رودبارِ عظیم تبدیل شده است.