-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مرداد ۱۸, جمعه

هیولای طالبان دهان خود را بیش از حد چاک کرده است

به نظر می رسد حال نوبت اقدام ایران است. ایران سیاستی دارد که مجاهدین را با دولت و طالبان را با مجاهدین متحد می سازد. حتی اگر کار به جاهای حساس بکشد، امکان انتقال دولت به پنجشیر و توبه خوانی دکترغنی بر مزار احمد شاه مسعود وجود دارد.
مشکل آواره گان سیاسی در اردوگاه ضد طالبان، افتراق و فقدان برنامه است. مثلاً دکترعبدالله چیزی از برنامه مدون و درازمدت در سطح دولت را نمی شناسد. مثال دیگر این است که گستره «شمالی» فاقد ارگان رهبری است و هر تکتاز سیاسی می تواند در پهندشت آن چهار نعل بتازد. همین اکنون شمالی در دست گروه غنی وگلبدین است. فقط عقبه شمالی ( پنجشیر) باقی مانده است.

 درحالی که طالبان صاحب برنامه کامل است و در عین حال متشکل، متمرکز و فعال عمل می کند. طالبان رهبریت با نفوذ دارد، حال آن که جریان های خارج شده از «تنظیم ها» نه توان ایجاد یک رهبری واحد را دارند و نه مردم حاضر اند آنان را به حیث پیش قراول خویش قبول کنند. یک محور مقناطیسی بسیار نیرومند به کار است تا این پرژه های فلزی را به سرعت و خلاف خواسته های شان به خود جذب کند. ما باید منتظر یک صدای جدید باشیم؛ یک نیروی بازدارنده تا به گردن هیولای طالبان ریسمان بیاندازد. رهبرانی که به دزدی و خم گردنی شهره اند، دیگر چانس سروری بر مردم ندارند.