-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مرداد ۱۰, پنجشنبه

شاه امان الله، گوش به فرمان هیتلر و عاشقِ نایت کلپ بود


مستنداتی اجمالی در ردِ  تئوری ارتجاعی دکترغنی - رزاق مأمون

عکس سمت چپ: نگاره ای از حاجی امان الله ( سمت چپ) درلباس عربی با ریش انبوه در ایام زیارت مقدس در مکه- سال 1931 میلادی




تاریخ رقم خورده در افغانستان، تنها از شاه امان الله کابل نشین و تهداب گذار«تجدد طلبی آمرانه» شناسه داده است. کارنامۀ سی سالۀ شاه امان الله در ویلاهای روم و زوریخ، عامدانه یا از روی بی خبری، درپسخانۀ سکوت، داغمه شده است.

شاه امان الله درالبوم تاریخی افغانستان، سیمای باشرف، برازنده و جاودان است. اما پیوند دهی صفت تفضیلی «قهرمان ملی» درپسوند نام ایشان، صرفاً برای یک دغلکار سیاسی مانند دکترغنی مجاز ومطلوب می نماید؛  ورنه، تاریخ به یاد ندارد که قهرمان ملی یک سرزمین، سی سال تمام، تا دمِ مرگ در پیچ و خم های عسرت و عزلت، درب درگاه حکمروایان فاشیست و دکتاتورهای جهانی را برای رسیدن دو باره به تاج و تخت، هردم بکوبد وهرگزخسته هم نشود.

اشرف غنی نقاب کمپاین به صورت، پسوند عُرفی «بابا» را گذاشته، لقب کمپاینی «قهرمان ملی» را قایم گرفته است. ازین رو لازم می دانم فشرده یی از مستنداتی از احوال امان الله دوم ( روم نشین) را درترازوی وجدان عمومی قرار دهم.

یکی از «کارهای ناتمام امان الله» این است که در جنگ جنوبی و شینوار، مصرانه سعی کرد از استالین سلاح شیمیایی دریافت کند تا نسل شورشیان و سرحلقه های اجداد دکترغنی را در جنوب و شرق از صفحه هستی بردارد؛ اما جوزف استالین به درخواست شاه لبیک نگفت. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
نبرد افغانی استالین ( سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون)، گزارنده: عزیز آریانفر، نشر برقی، برگ های 19- 120

امان الله یک روز قبل از فرار مخفیانه از کابل، به درباریان گفت:
من زنده نباشم که کابل سقوط کند.
اما او شعار معکوس داده بود. از همان آغاز برای خروج سری از کابل آماده گی می گرفت. ایشان که ده سال تمام در رفع و کشف حجاب زنان مبارزه کرده و بدون مماشات و میانه روی، خودش را در گرداب سقوط سرازیر کرد؛ در آخرین روز خروج از کابل، چادری زنانه پوشید و ظاهراً همراه با چند محجبۀ دیگر از خاندان شاهی به سواری موتر رولز رایس از پاسگاه های بازرسی دولتی و نفرات امیرحبیب الله کلکانی به سلامت عبور کرد. برای بسیاری از مردم خیلی دشوار است که این گزارش را باور کنند. 
به نشانی زیرسری بزنید:
THE BROOKLYN DAILY EAGLE, NEW YORK, TUESDAY, MARCH 19, 1929
 به استناد نامه نبی خان چرخی منتشره دیلی اکسپرس لندن 


شاه، زمانی به روم رسید که موسولینی فاشیست هیجان گرا برسرقدرت بود. ویکتورامانوئل پادشاه ایتالیا شاه و اهل بیت او را گرامی می داشت. سر از اپریل 1930 پرداخت ماهیانه مبلغ ده هزار لیره به امان الله خان آغاز گردید. مگر، شکایات شاه امان الله خان برای دستیابی به مدد معاش بیشتر ادامه یافت و پیوسته با مقامات وزارت خارجه درتماس می شد و برای پرداخت وام هایش مرتب به شاه ویکتورامانوئل سوم مراجعه می کرد.

به منبع زیر مراجعه کنید:
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 93

شاه درکمتر از یک سال، در روم در منطقه ( پراتی کوارتر) شهر روم نزدیک کلیسای سنت پیترز یک کاخ ویلایی خریداری کرد که دارای ۲۴ اتاق و مجهز با تمام وسایل پیشرفته به شمول تشناب های شیک، سالن و اتاق آفتابگیر بود. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
Daily News, Friday, November 8, 1929


زنده گی شاه شرقی در نگاه جستجوگر روزنامه نگاران روم سوژۀ جالب بود. سه سال بعد فاش شد که امان الله در شهر روم یک رهنمای معاملات بازکرده است. او صاحب دو خانه است؛ یکی را خریده و دومی را اعمار کرده است و از درک فروش آن امرار معیشت می کند. او سه سال پیش با خودش مبلغ  ده میلیون پوند سرمایه آورده بود. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
The Brooklyn Daily Eagle Sun, Oct 16, 1932


امان الله ذخایر نقدی ارگ کابل را در قندهار مصرف کرد. در جنگ دونیم ماهه و مارش مجدد برای فتح کابل، از خزانۀ نقدی چیزی برایش نمانده بود. وقتی به روم رسید، فروکاست سطح مخارج روزمرۀ یک خانوادۀ شاهی که هیچ گاه شرایط زنده گی در حد متوسط را تجربه نکرده بود، امری محال می نمود. به این ترتیب، به فروش مجموعه جواهرات سلطنتی که از ارگ کابل با خود آورده بود، شروع کرد. 
همزمان دست استمداد به حکومت نادرخان دراز کرد تا عواید جایداد های شخصی وی و شهبانو ثریا را برایش ارسال کند. سردارهاشم خان به تقاضای امان الله پاسخ رد داد. او به امان الله توصیه کرد که برای رفع کسری مالی خویش زیورات و جواهرات گوناگون به ارزش یک میلیون پوند را که ازکابل با خود برده است، به فروش برساند.
به منبع زیر مراجعه کنید:
The Morning Call, Sunday, 20 April, 1930

امان الله قبل از سرنگونی اش حین دیدار از اروپا 5 میلیون سکه طلای شاهی برابر با 25 میلیون دالر را در بانک های اروپایی واریز کرده بود. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
Star Tribune, Wed, July 1931

یک سال پیش ازین وقایع، سفارت افغانستان در لندن از سوی شجاع الدوله غوربندی، از مجریان ارشد «نهضت امانی» غارت شد وخودش به برلین گریخت. خزانه شامل مقدار زیاد لاجورد به ارزش هزاران پوند ( که گفته می شود ملکیت امان الله شاه مخلوع بوده) و اسناد و مدارک مهم سفارت بود.
وی قبل از ترک آن جا چهل هزار پوند را از سفارت خارج کرده و علاوتاً در لندن مبلغ هزار پوند قرضه خود را پرداخت نکرده بود و تحت پیگرد پلیس انگلیس قرار گرفت. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
The Vancouver Sun, November 9, 1929


گوش های شاه تنها، دیگر از طنین واژه های «غازی» و «اعلیحضرت معظم» و... تهی شده و به روزمره گی افتاده بود. باری یک نجار برای کاری که انجام داده بود از امان الله سی لیره مطالبه کرد. اما شاه حاضر بود فقط نیم پول درخواستی نجار را بپردازد. جنجال پیش آمد. امان الله وکیل و ترجمانش را نزد خود طلبید.
وکیل گفت: این مساله ارزش بحث و داوری ندارد. امان الله گفت: چطور ندارد؟ من سلطنت را از دست دادم و حالا قرار است سی لیره را هم از دست بدهم؟
به منبع زیر مراجعه کنید:
The Altona Mirror – March. 31 1930, Copyright, 1930, by New York Sun

امان الله یک ماه بعد، قطعات مهمی از کلکسیون جواهرات شاهی را در یک مرکز نمایش جواهرات به مزایده گذاشت. سارقان حرفه ای آن را دزدیدند؛ اما پلیس رباینده گان را بازداشت کرد.
جوهرات شامل یک جوره گوشواره مربوط خواهر امان الله، نگین تکی الماس، گردن بند الماس، دو سیت سنجاق سینه یاقوت و یک انگشتر زمرد سبز بود.
به منبع زیر مراجعه کنید:
Oakland Tribune, 26 April 1930
نشریه امریکایی، گزارشگر: اگوستین بیوموند

درجنب مشغله کار و تجارت، تلاش و تکاپوی شاه به منظور استرداد سلطنت از دست رفته و رفت و آمد به درگاه موسولینی ووزارت خارجه نیز شتاب گرفته بود. این فعالیت ها ظاهراً از نظر شهبانو ثریا عبث و بی فایده بود. جنجال و اختلاف از حریم خانه به بیرون سرریز کرد. به زودی درنشریات روم مسأله طلاق شهبانو مطرح گردید. ظاهراْ طلاق اتفاق نیفتاد اما مساعی شاه برای جلب کمک قدرت های اروپایی برای بازگشت به کابل کاهش ناپذیر بود.
به منبع زیر مراجعه کنید:
Pittsburgh Post-Gazette, Wed, March 5, 1930

مطابق اجندا، در واخر سال 1930 امان الله درهیات یک فرد ناشناس وارد رومانیا شد و در یک هوتل درجه دوم اقامت گرفت تا کسی از حضورش مطلع نشود. دیری نگذشت که حضور ایشان دربرلین افشا گردید. گزارش شده بود که جرمنی آماده راه اندازی یک کودتا در افغانستان تا امان الله دو باره به صحنه قدرت باز گرداند. هنوز هیتلر به قدرت نیامده بود اما شماری زیادی از امانیست ها در آلمان درحالت احضارات برای مارش به سوی کابل قرار داشتند.
به منبع زیر مراجعه کنید:
،The  Brooklyn Daily  Eagle, Thu, Sop 11, 1930

شاه، در مشورت با حواریون و مشاوران خارجی، به سرعت به احیای اعتبار مذهبی خویش اقدام کرد و برای اجرای کارهای سیاسی به اسم مستعار عابد امین مارو به عربستان سفر کرد.
به منبع زیر مراجعه کنید:
Wilkes Barre Times leader, The Evening News, Mon, Apr 6, 1931

مقامات ایتالیا فکر می کردند که او با رفتن به زیارت ملکه، می خواست شایعاتی را در انظار عامه باطل کند که گفته می شد وی آئین اسلام را ترک گفته است. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 98


اما چرا مشارالیه به گذرنامه جعلی به آن جا رفته بود؟
نگاره ای از امان الله درلباس عربی با ریش انبوه در ایام زیارت مقدس در مکه درمطبوعات غربی انتشاریافت. گفته می شد که او با ریش تراشیده آمده بود اما در عربستان با گذاشتن ریش و بروت خودش را با مراسم زیارت سازگار کند. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
Courier News Cameramen, 1931

روزنامه پیتزبورگ سان تیلگراف نوشت: امان الله هدف انجام زیارت مکه از روم به طرف جده روانه شده است. هدف اصلی وی مشخص نیست. فکر می شود که وی به خاطر برخی آوازه ها در میان مسلمین که گویا وی به آئین رومان کاتولیک گرویده، به تشویش است و قصد دارد خودش را در افکار عامه تبرئه کند. 
به منبع زیر مراجعه کنید:
Pittsburgh Sun Telegraph, Thu, Apr 23, 931

علی رغم رفت و آمد های محتاطانۀ شاه به اماکن خاص، یک شب اتفاق بدی برایش افتاد. وقتی ناوقت شب به خانه اش برگشته بود، تلاش کرد از راه کلکین وارد خانه شود؛ اما به اثر تماس فوری یک همسایه، پلیس او را به ظن این عمل مشکوک گرفتار کرد. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Herald Press, Saturday, August 29, 1931

درگزارش دیگری آمده بود که امان الله خان به علت شکستن دروازه خانه اش در نزدیکی مونتریکس وتخطی از قانون دستگیر شد. او هر شب در بیرون خانه آواره بود و شب ها خیلی نا وقت از راه کلکین وارد منزل می شد  تا کسی او را نبیند.
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Daily Free Press, Monday, August 24, 1931


شاه امان الله به کلپ شبانه ( نایت کلپ) رفته بود و هنگام برگشت از بیم دعوای شهبانو، نخواسته بود او را از خواب بیدار کند. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
St, Louis Post, Dispatch, Saturday, August 22, 1931

بازی موسولینی و هیتلر با کارت شاه امان الله 
امان الله درجال، انگلیس، هیتلر، موسولینی، مصطفی کمال و استالین
شاه امان الله پناهنده در ایتالیا، دیگر آن شهریارممتاز و میهن پرست و دارای خطوط سرخ نبود. به مقتضای روزگار، تب بازپس گیری سلطنت چنان بر تن و روحش ساری وجاری بود که حال و هوایش بس دگرگونه بود؛ پوستین سابقه از تن برکنده و مطالبۀ استرداد تخت شاهی به هرقیمت ممکن، خواب و خوراک از وی ربوده بود.

کشورمیزبان-  ایتالیا - هم روی وی حساب بازکرده بود. میزبانی از امان الله برای ایتالیا سودمند بود.
به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 107

ادولف الیساندرینی یک مقام فاشیست اعلام کرد که حفظ امان الله در کنار حکومت ایتالیا در واقع یک قطعه توس در آستین روم برضد کشورهای متفق به شمار می رود. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 129

با وصف آن که امان الله در ضدیت با انگلیس شهره بود، مقامات امپراتوری « امکان انعقاد یک پیمان با امان الله را که شرایط بازگشت او را به سلطنت کابل فراهم می آورد»، تحت بررسی داشتند.
گویا امان الله، برخوردار از یک قدرت تله پاتی، خود درین زمینه پیشقدم شد و از مقامات روم خواست که در زمینه انعقاد یک پیمان با بریتانیای کبیر به او یاری برسانند تا راه برای بازگرداندن تخت وتاج برای وی فراهم گردد.

به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 101 

ایشان عین مطالبه به شمول گرفتن کمک نظامی را به مصطفی کمال پیشنهاد کرده بود. 
او به اتاترک اطمینان داد که « شوروی ها پشتیبانی کامل خود را از او در سرنگونی نادریه وعده نموده اند». 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
نبرد افغانی استالین ( سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون)، گزارنده: عزیز آریانفر، نشر برقی، برگ 270

صدیق خان چرخی به نماینده گی از امان الله به کنسول شوروی در استانبول گفت: امان الله خان خواهش نموده است زمینه بازگشت او را به میهن ( از راه شوروی) فراهم نمائید و درین رابطه می خواهد شخصاً با قنسول شوروی دیدار نماید.»

همان منبع را ملاحظه نمائید: برگ 270


امان الله یک باردیگر رسماً از حکومت استالین خواست که او را دربازپس گیری تخت و تاج کابل یاری دهد. شوروی پاسخ مثبت داد. امانیست ها به شور و اشتیاق افتادند و حتی آماده برگزاری «کنگره» در مسکو بودند. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
نبرد افغانی استالین ( سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون)، گزارنده: عزیز آریانفر، نشر برقی، برگ 274

چون امان الله مانند دورۀ حکمروایی اش درکابل، به بی نظمی مدیریتی مبتلا بود، اطلاعات شوروی شکاف اشتباهات عملیاتی او را تثبیت کرد و آشکار شد که شاه با ادولف هیتلر رهبر فاشیست های آلمان همدست است. افزون برآن، گزارش استخباراتی مشعر بود که همزمان با تجاوز اردوی فاشیستی ایتالیا به ایتوپیا، امان الله خان به ایتوپیا سفر کرد و اجنت های دولت موسولینی نامه ای را که از نام امان الله خطاب به مسلمانان ایتوپیا تنظیم شده بود؛ بین آن ها توزیع کردند. امان الله در نامه اش مسلمانان ایتوپیا را به « قیام در برابر دست نشانده گان انگلیس ونصارا» فراخوانده بود. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
نبرد افغانی استالین ( سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون)، گزارنده: عزیز آریانفر، نشر برقی، برگ 277 


امان الله در آستانه وقوع جنگ جهانی دوم، درزمرۀ مهمانان معزز موسولینی برای پذیرایی از هیتلر و دیگر رهبران نازی در شهر روم ایستاده بود. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The St. Cloud Daily Times, Friday, May 6, 1938

برنامه عملیاتی در آسیا موسوم به« پلان امان الله» روی میز هیتلر قرار داشت که فراهم آوری حمایت نظامی و مالی برای امان الله تا رسیدن دو باره به سلطنت کابل را تضمین می کرد.
به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 121

این تعاملات پیش چشم رسانه ها در جریان بود. رسانه های جرمنی و اروپایی با صراحت اطلاع دادند که جرمنی به منظور روی صحنه آوردن شاه امان الله که هم اکنون در برلین به سر می برد؛ قصد راه اندازی یک کودتا در افغانستان دارد. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Kane Republican, Mon, Apr, 21, 1941

امان الله درین آوان درجاده های مدرن روم ساعت ها راننده گی می کرد و لذت می برد و با شوروهیجان از نظام فاشیستی ستایش می کرد. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Calgary Herald, Friday, May 12, 1939

در محافل رسمی لندن نیز از حرکت امان الله به سوی برلین گزارش هایی انتشار یافت.خود در ایتالیا روانه برلین شده است. معنای سفر وی به جرمنی آن بود که رژیم فاشیست آلمان در شبکه توطئه گرانه هیتلر در شرق او را در نظر گرفته بود.  
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Age, Sat, May 3, 1941

درماه جون 1941 امان الله بنا به صوابدید موسولینی و هیتلر از روم به تهران اعزام شد که خیزش مسلمان ها به رهبری رشید علی الگیلانی از تجربیات ضد انگلیسی خویش بهره مند بسازد. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Ottawa Journal, Wed, Jun, 4, 1941

خبری که امان الله خان را شوک داد. هیتلر ناگهان پرونده عملیاتی موسوم به « منشورامان الله» را کنار گذاشت. علت این مر، « بی میلی اتحاد شوروی در راه اندازی عملیات برضد افغانستان بود».

به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 121 

اما قضیه پیچیده تر بود. کشورهای «محور» به گزینه بهتر از امان الله دست یافته بودند که راه را کوتاه تر می کرد. در دسامبر 1941 حین مذاکرات بین مقامات ایتالیا و جرمنی روی اوضاع آسیای مرکزی، صبحا بوس چندرای هندی، دکتر اقبال شیدایی و غلام صدیق خان در آن اشتراک داشتند. ادولف الیساندرینی رئیس دفترامورات هند در جلسه حضور داشت. وی با افکار انقلابی که از سوی غلام صدیق خان مطرح شد، به مخالفت برخاست و به او توصیه کرد منتظر انکشاف اوضاع درکابل باشد و کارت امان الله را همیشه حفظ می کند. کارت بازی با امان الله هنوز مُهر باطل نخورده بود و بازگرداندن وی به کابل با منافع ایتالیا و جرمنی سازگاری داشت.

به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 130

آخرین التماس غم انگیز از موسولینی
سنگ بی وفایی موسولینی و هیتلر شیشه انتظارات امان الله را درهم شکست. امان الله از وضعیت خودش خشمگین بود و در جولای سال 1942 به عنوان راه چاره نامه یی به موسولینی نگاشت و از بی تفاوتی های وی نسبت به خودش در طی سال های «مشارکت با همدیگر» شکوه سر داد. همزمان، وی موسولینی را به عدم پایبندی به وعده هایش درصحبت های قبلی متهم کرد و یاد آور شد که او اکنون توجه خود را به سوبها چندرابوس و دکتراقبال شیدایی معطوف کرده است. امان الله از موسولینی تقاضا کرد که برای آخرین اجازه دهد تا عملیات بازگرداندن وی به سلطنت کابل انجام بگیرد.

به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 131

امان الله ازین که هیتلر و موسولینی به میل خود شان از وی استفاده ابزاری می کردند، متاسف بود. وی از کمک های اندک حکومت ایتالیا درطی سالیان دراز تبعید به شدت ناراضی و متنفر بود. 
با این حکومت ایتالیا از امان الله به طور کامل روی نگرداند. به شاه رنجور اعلام کردند که سر از ماه آینده تادیه کمک مالی برای وی از 15 هزار لیره به 25 هزار لیره افزایش یابد.
علاوتاً وزارت امور خارجه همه ساله بابت جبران مالیاتی که از املاک امان الله در ایتالیا گرفته می مشد، مبلغ شصت هزار لیره دو باره به او بر می گرداند.

به منبع زیر مراجعه کنید: 
Laureando, Roberta Bin,  Relatore, Prof. Antonio Trampus, Matricola 987026, Correlatore: Prof. Duccio Basosi, Anno Accademico, 2013 / 2014, Page: 136

همه امید های امان الله برای استرداد سلطنت به یأس انجامید. اوابتداء پیشنهاد انعقاد یک پیمان دوجانبه به امپراتوری انگلیس داد؛ سپس مرحله به مرحله به نیروی هیتلر، مصطفی کمال، موسولینی و استالین توکل کرد و انتظارش برای بازگشت به تخت و تاج کابل قریب بیست سال به درازا کشید و عاقبتی تلخ داشت. 
ورشکسته اقتصادی امان الله را بیش از گذشته خسته ساخته بود. درآستانه و بعد از جنگ جهانی دوم، نظام اقتصادی و تجاری ایتالیا خرد و متلاشی گردید و سرمایه گزاری های امان الله خان نیز در همین دوران خاک و دود شده بود. اما میزان مصارف شاهانه با سطح درآمد وی همسان نبود و این مسآله او را از نظر روانی در چنبره اش می فشرد.
شبح پریشانی و دلتنگی از سرنوشت، هم امان الله و هم شهبانو را بهانه گیر و افسرده ساخته بود. شاه می خواست ویلای شخصی شان در روم را به فروش برساند. شهبانو به مخالفت برخاست و کار به دادگاه کشید.

به منبع زیر مراجعه کنید: 
Copyright New York Times 1955

شاه امان الله ۶۳ ساله بنا به شکایت همسر دومش- ثریا- به محکمه احضار شده بود. ملکه ثریا ۵۸ ساله از محکمه درخواست کرده بود که تا از فروش یک قسمت از ویلای شان در شهر روم به وسیله امان الله جلوگیری کند که به گفته ثریا همسرش نیمی از خانه را به طور شفاهی به وی اهدا کرده بود.  
شاه امان الله از  سال نخست ورود به شهر روم، به شاه جواهر فروش شهرت یافته بود. تقریباً تمام دلالان زیورات قیمتی او را از نزدیک می شناختند و  ازین که وی مجموعه ای از جواهرات ناب خزانه شاهی کابل را نزد خود داشت؛ همواره کنجکاو  و علاقه مند آشنایی با شاه بودند. مجموعه قطعات گران بهای زیورات و جواهرات سلطنتی که وی هر از چند گاه یک یا چند پاره ای از آن را به فروش می رسانید، کم کم رو به کاهش گذاشته بود. یک قطعه زمرد بسیار گران بها و جذاب موسوم به «چشم اسب محمد» بود که در فبروری سال 1955یعنی پنج سال قبل از مرگ وی ماجرا آفرید.

به منبع زیر مراجعه کنید: 
The Cincinnati Enquirer, Sat, Dec 31 1955

گلوریا وندربیلت ستوکویسکی یک قطعه زمرد مشهور به « چشم اسب محمد» 25 هزار دالری از مجموعه جواهرات سلطنتی افغانستان را که امروز در دادگاه میلان افشا گردید؛ صاحب شد. این جوهرات به دلایل یک رشته ملاحظات قانونی و تخنیکی هم اکنون در ایتالیا نگهداری می شود اما به زودی به گلوریا وندربیلت در نیویورک فرستاده خواهد شد. 
این که گلوریا چه گونه به این جواهرات پول پرداخته و چطور مالک آن شده است روشن نشده است. برای تصاحب این قطعه زمرد دو تن از جواهر فروشان با هم جنجال داشتند که حکومت ایتالیا درین زمینه مداخله کرد. این سنگ قیمتی در اصل یکی از دو نمونه های زینتی بر پیکرۀ یک اسب سواری وابسته به محمد پیامبر در یک میدان شهر کابل پایتخت افغانستان است. سنگ دیگر «چشم» یا قطعه زمردی است که به ملکیت شخصی کسی در انگیس مربوط است. شاه امان الله زمانی که از کشورش تبعید اختیار کرد، سنگ زمرد را به ایتالیا آورد. این قطعه زمرد یکی از گران بها ترین سنگ در مجموعه جواهرات سلطنتی است که او با خود آورده است. 
ظرف پانزده سال اخیر امان الله 62 ساله فرمانروای پیشین دریک شاه نشین آسیایی جهت امرار معیشت خانواده بزرگش شامل زن، هشت کودک و 12 تن از محافظان و خدمتکارانش دانه های پربها در جواهرات سلطنتی را یکی پی دیگر به فروش رسانیده است. امان الله زمرد چشم نمای دومی را به یکی از معامله گران جواهر در ایتالیا تحویل داد تا آن را بفروشد. جواهر فروش آن را به یک مشتری اهل بلجیم فروخت. اما در چک پول مشکلی به وجود آمد. پلیس ایتالیا در رسید و آن را مصادره کرد. 
امروز جواهر فروشان با حضور در دادگاه از حکومت ایتالیا خواستند که زمرد «چشم» را دراختیار آن ها قرار دهد. مگر امکان دارد که زمرد گران بها به گلوریا وندربیلت ستوکویسکی فرستاده شود. امان الله شهادت داد که زمرد مذکور اصل است و قطعا مطمئن است که این سنگ گران بها از مجموعه «چشمان اسب ها» در سلطنت پیشین وی گرفته شده است. مجلس دادگاه دیگر به روز سه شنبه برگزار شد که نتایج آن اعلام خواهد شد. 
به منبع زیر مراجعه کنید: 
Daily News, Wed Feb, 1955
میلان، ایتالیا: یک فبروری 1955

یادداشت پایانی از رزاق مأمون: مواردی را که در متن بالا مطالعه فرمودید، در واقع چکیدۀ ده درصدی از کتاب ( اسرار ناگفتۀ اعلیحضرت) است که تا پایان سال روان درکابل انتشار می یابد.