-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ شهریور ۵, سه‌شنبه

جنرال دوستم و محقق به باد چنگ انداخته اند!

آن ها از روی نهایت ناچاری و دربدری به دور عبدالله می چرخند. خیلی ناخواسته اما مجبوری. شاید عبدالله را برای عبور از یک وضعیت ابتر، زینه می سازند و می گذرند.
دکترغنی بیهوده از شکستن شاخ های پلاستیکی بانک های رای سخن نگفته بود. اما مردم حیران دکترعبدالله هستند. اگرغنی طرح و برنامه مدون دارد، این آقا چی دارد؟ چه بن بست غم انگیزی!

عبدالله درپنج سال سخنی به گفتن نداشت، برای بستن دهان متقاضیان، یک رنگ سخنگو مقرر کرد. حاصل مفید طیاره سواری هایش برای « ملت» چی بود؟ هیچ برنامه یی روی میز نداشت، هیچ کمیته کاری و تخصصی در اطراف خود نداشت؛ اما پیوسته مشاور مقرر می کرد و مراد از همه ای این مضحکه ها فقط معاش گیری بود. حالا دو باره خود را کاندیدا کرده که قرار است چی کاری شود که تا حال نیمه مانده؟ هیهات!
هیچ کسی در برابر وی ایستاده نشد. زوال، درست از همین نقطه شروع می شود.
جنرال دوستم و محقق و چند تای دیگر چقدر بی سرنوشت شده اند که بازهم به دور عبدالله گرد آمده اند. عبدالله پوره ایمان دارد که نه کسی او را می ماند نفر اول فیشن دولتی شود و نه خودش به اندازه یک بر ده غنی انگیزه یی برای رسیدن به قدرت دارد. این پوسته کلفت اما پوسیده را یک حادثه باید بشگافد. گویا حادثه درشرف وقوع است.