-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

سفرچهار روزۀ احمد شاه مسعود به دهلی نو


منابع هندی، نوزده سال بعد، سکوت اطلاعاتی خود را شکسته اند.

چه گونه هند اتحاد شمال درافغانستان را مخفیانه مسلح کرد.
منبع: روزنامه The Hindo
گزارنده به فارسی: رزاق مأمون




آویزه:
قبل از افشای رسمی رابطۀ هند با مقاومت افغانستان که در زیر خواهید خواند، در یک سند سری ( که الزاماً نشانی دادن آن به مصلحت نیست) آمده بود که شادروان احمد شاه مسعود بزرگ، در طاقت فرسا ترین اوضاع جنگ دو سال آخر نبرد علیه طالب – پاکستان خواستار کمک از هند به میزان برگشت دادن خط بن بست شده بود. در مرحله اول، دولت و کابینه هند بر کمک های عظیم نظامی به مسعود علیه پاکستان وطالبان به فیصله رسیده بود، اما چند ماه قبل از وقوع حمله نهم/ یازدهم سپتامبر سال 2001 سازمان اطلاعاتی هند (RAW) به قضیه مداخله کرد و از اجرای فیصله ممانعت کرد. 
مسوولان اطلاعاتی هند به سیاسیون رده نخست آن کشور اطلاع دادند که امریکا بر پیاده شدن در افغانستان کمربسته است و مأموریت مسعود در افغانستان به حیث یک مانع این برنامه، رو به اختتام است. این به نفع هندوستان است تا امریکا مستقیم به افغانستان لشکرکشی کرده و با تصمیم خودش « خودش را به دهان شیر بیاندازد» و زمان اثبات خواهد کرد تا چه مدتی جویده خواهند شد... نوبت هند بعد از شکست امریکا شروع خواهد شد. از همین رو، اطلاعات هند برای نخستین بار بخشی از جزئیات روابط خود با احمد شاه مسعود را فاش کرده است. مترجم

یک دپلومات هندی مسوول هم آهنگی کمک های سری نظامی به احمد شاه مسعود فرمانده نظامی ائتلاف شمال برضد طالبان در سال 2001 می گوید که هند نباید اشتباه پیاده کردن نیروهای هند به خاک افغانستان را مرتکب شود. 
بهارات راج موتو کمار برای چهار سال درفاصله سال های 1996 و 2000 میلادی تا زمانی که پایتخت تاجکستان را به خاطراحراز یک پست جدید ترک کرد، کمک های نظامی و پزشکی سری هند را به نیروهای احمد شاه مسعود هم آهنگ می کرد. 
آقای موتو کمار می گوید که همه چیز دقیقاً یک هفته پس از 26 سپتامبر 1996 شروع شد؛ زمانی که طالبان با حمایت آی اس آی کابل را در دست گرفتند؛ نجیب الله رئیس جمهور سابق را کشته و پیکر بیجان او را از یک تیر چراغ آویختند. ساعاتی قبل از آن کارمندان سفارت هندوستان با آخرین هواپیما از کشوری که در کام جهنم فرو رفته بود؛ خارج شده بودند.

امرالله صالح با آقای موتوکمار تماس گرفت که «فرمانده» مایل است با وی دیدار داشته باشد. «فرمانده» اشاره یی به شیر پنجشیر- مسعود- و نام چریکی وی در جنگ علیه اشغال ده ساله افغانستان از سوی شوروی بود. سفیر هند درتاجکستان در بارۀ کارهایی که باید انجام شود، خواستار هدایت از دهلی نو شد. 


چیزی بیشتر از چای و میوه های خشک
مسعود درخانه یی در کارامووا اولیتس در شهر دوشنبه بود وباش داشت. کارکنانش با وی بودند و صالح ریگستانی امور خانه را نظارت می کرد. درهمین جا دیدارهای منظم سفیر هند با احمد شاه مسعود آغاز شد و حین صرف چای و میوه های خشک پیرامون تغییرات سردرگم در جنگ افغانستان صحبت هایی صورت گرفت؛ جایی که برای جنگجویان پول کافی تا و بالا می شد. فرمانده به انگلیسی سخن نمی گفت و امرالله صالح که بعداً در مقام رئیس اطلاعات گماشته شد، سخنانش را ترجمه می کرد. 
سفیر هند بعد ها نفر شماره دوم خود دکتر س، ا، قریشی را برای ترجمه صحبت ها با خود می داشت.
فرمانده در نخستین ملاقات همان کلاه معروف خود را که زمانی از سر برداشته و روی میز گذاشته و گفته بود اگر به اندازه همین کلاه جایی برای مقاومت برای وی باقی باشد، برای نجات کشورش خواهد جنگید؛ سخنان خود را ساده بیان کرد و گفت: من به حمایت هندوستان ضرورت دارم.»
 سپس فهرستی از مطالبات خود را تنظیم کرد.  دهلی از موتوکمار سوال کرد که ما چه باید بکنیم؟ موتوکمار اظهار داشت که او درحال حاضر او با کسی که ما باید با وی بجنگیم در جنگ است. وقتی مسعود با طالبان می رزمد، درواقع با پاکستان می جنگد.
فهرست طویل
خواسته های فرمانده بیشتر می شد و هنگامی که دهلی نو به تأمین بخشی از نیاز های وی موافقت خود را ابراز داشت، موتو کمار طی پیامی وضعیت مسعود را شوخی آمیز چنین توضیح داد: ما او را در اکسیجن مایع شناور کرده ایم. مایعی که نمی گذارد زنده بماند و نمی گذارد بمیرد.

جسوانت سینگه نظامی پیشین، و سپس رهبر بی جی پی که به مقام وزارت خارجه رسیده بود، نخستین کسی بود که پیام موتو کمار را ملاحظه کرد. وی از طریق تماس مستقیم با موتو کمار افاده داد: لطفاً به فرمانده پیام بدهید که مطالبات وی اجرا خواهند شد.
هند، بعد از ارسال تجهیزات سنگین به اتحاد شمال کمک های گسترده شامل تن پوش، مهمات، خمپاره، جنگ ابزارهای کوچک، کلاشینکوف های مصادره شده در کشمیر، لباس های جنگی و زمستانی، محموله های مواد خوراکی، دارو ها و پول را از طریق احمد ولی مسعود برادر فرمانده در لندن فراهم آورد. کمک ها به همکاری دیگر کشور ها به طور نظام مند تحویل داده می شدند. 
موتوکمار میزان و موارد دقیق کمک ها را به خاطر نمی آورد. تدارکات به مسعود به وسیله بخش اطلاعات نظامی در دهلی جدید انجام می گرفت. لوازم تأمیناتی به طور منظم به شهر دوشنبه واصل می گشت و گمرگ تاجکستان مواد را به شهرک مرزی فرخار درشمال افغانستان که مسعود در آن جا برای پیشبرد عملیات جنگی خویش به تعداد ده چرخبال را در اختیار داشت؛ انتقال می داد. دهلی نو همچنین درترمیم و قطعات یدکی و خدماتی چرخبال ها امداد می رساند. هند بین سال های 1996 و 1990 دو هلیکوپتر ام، آی هشت را در اختیار مسعود قرار داد. 

درمانگاه خط اول
مجروحان پیوسته از جبهات جنگ به وسیله چرخبال ها به بیمارستان آورده می شدند. بیماران نیازمند به درمان دوام دار از طریق دوشنبه و فرخار به دهلی نو انتقال می یافتند. همچنان سفارت هند درفرخار یک بیمارستان تأسیس کرده بود؛ درمانگاه در نقطه دور دست با دو سالن عملیاتی، 24 تخت و یک اتاق جراحی دارای شش تا هشت تخت فعالیت داشت. درمانگاه همچنان بخش او، پی، دی هم داشت که از سوی پنج پزشک و بیست وچهار نرس ( پیراپزشک) اداره می شد. گسترش پروژه خدمات بهداشتی جمعاً 5/7 میلیون دالر هزینه برداشته بود. 
وقتی سفیرموتوکمار تصمیم گرفت برای آسایش زخمی های جنگ درکنار بیمارستان یک نشست گاه چرخبال اعمار کند، دهلی نو به شوخی به او توصیه کرد که « حالا مثل تخته چوب روی آب حرکت داری!»
او یک راه حل مناسب پیدا کرد. چون منطقه فرخار در کشت زارهای پنبه واقع است، آن ها برای ساختن نشست گاه چرخبال از صفحات سمنتی هفت یا هشت اینچی استفاده کردند که به حد کافی بزرگ بود.  ازین قرار، درمانگاه فرخار دارای یک سکوی چرخبال بود. مقامات هندی برای دیدار با مسعود به سوی دوشنبه پرواز کرده و با وی عکس می گرفتند. 

این سیاست زمانی اهمیت بیشتر یافت که امام علی رحمان رئیس جمهور تاجکستان به تاریخ 22 جنوری 1999 اظهار داشت که مایل است در بازگشت از سفر ویتنام توقفی در دهلی نو داشته باشد. نخست وزیراتل بیهاری واجپای صدراعظم او را دراقامت گاه خود به ناهار دعوت کرد و در بارۀ تعمیق روابط دو جانبه با وی گفت و گو کرد. 
دهلی نو علاقه مند راه اندازی یک پایگاه هوایی در منطقه INNI بود تا حضور خود در منطقه را حفظ کند. پایگاه مذکور برای استقرار طیارات سو- ۲۵، طیارات و جا گزاری تسلیحات سنگین استفاده می شد. بعد از خروج روس ها، پایگاه متروکه گشت و هندوستان درازای باند فرود گاه آن را بیشتر ساخته و آن را به روز کرد و یک پرچم را در آن جا به اهتزار در آورد. یک فرمانده با درجه کاپیتان با چهار افسرزیر فرمانش در آن جا مستقر گشتند. برای طیارات آی، ای، اف پایگاه مذکور زمینه نشست وجود ندارد اما برای مأموریت های آموزشی هند درتاجکستان به حد کافی مجهز بود.
وقتی مسعود در 9 سپتامبر ترور شد، به درمانگاه پزشکی فرخار منتقل گشت. ریگستانی که به درجه جنرالی رسیده بود، به موتوکمار که در آن زمان در شهر مینسک بلاروس وظیفه اجرا می کرد، تماس گرفت و اظهارداشت که فرمانده آماج حمله قرار گرفته و کمکی از دست آن ها پوره نبود. این تاریخ، مصادف با سالروز عروسی دپلومات هندی (  موتوکمار) بود و مشارالیه شام را آماده می کرد؛ اما او بی درنگ بدون ارائه کدام دلیلی ضیافت را فسخ کرد. 
خبر مرگ مسعود روز ها بعد اعلام شد. در پایان دوره کار موتو کمار درشهر دوشنبه بعد از ورود نخستین کارکن سازمان RAW ، نخستین آتشه نظامی هم به سفارت رسید.  تقریباً به محض این که اولین سرباز امریکایی پا بر قلمرو افغانستان گذاشت، به درمانگاه فرخار دستور صادر شد که به مزارشریف منتقل گردد. 

صدای امروز
این موسم تقریباً پنهان در روابط دهلی نو با افغانستان، با انجام مذاکرات امریکا با طالبان به هدف یافتن یک راه حل موازی، و درخواست های مکرر امریکا از هند برای مشارکت بیشتر در متن حوادث افغانستان خاموشانه درحال گسترش است. 
به دعوت حکومت هند، فرمانده احمد شاه مسعود سه ماه قبل از مرگش در اواخر ماه می سفر چهار روزه به دهلی نو انجام داد. جسوانت سینگه درکتابش  A Call to Honour می نویسد:
تدابیر برای این سفر بسیار شدید بود؛ زیرا هر گروه تروریستی در افغانستان یا پاکستان می خواستند که احمد شاه مسعود را از زنده گی ساقط کنند. وی خاطر نشان کرد که همکاری هند با اتحاد شمال در افغانستان هنوز تا میزان زیادی یک حکایت ناگفته به حساب می رود. باید چشم انتظار روایات کامل تری در آینده بود.
آیا تجارب هند در شرایط کنونی کاربرد دارد؟ 
قبل از حملات موشک های کروز امریکا به قندهار و نواحی دیگر در آگست سال 1998، موتو کمار از مسعود نقل قول می کند که: به یاد دارم که فرمانده مسعود در آگست 1998 به من گفت که در افغانستان مشکل بیشتر جنگجویان خارجی اند تا حضور طالبان. ازین قرار من علاوه با طالبان با داوطلبان خارجی نیز در جنگ هستم. پس از قتل دپلومات های ایرانی در تابستان امسال، ایران بیش از 250 هزار سرباز را در مرزهای ما مستقر کرد تا طالبان را درهم بکوبد. من به رهبری ایران توصیه کردم که چون ما با نیروهای خارجی در جنگ قرار داریم، به جای حمله به افغانستان به ما کمک برسانید تا نیروهای خارجی و طالبان را شکست دهیم. 
موتو کمار با توجه به تجارب همکاری با مسعود می گوید فکر می کنم که ما نباید اشتباه ناگوار پیاده کردن نیروهای هندی در خاک افغانستان را مرتکب شویم. نیروهای هندی در آن چه کاری خواهند کرد. چه می توانیم به دست بیاوریم و با چی کسانی بجنگیم؟