-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ شهریور ۱۱, دوشنبه

درنگی بر تئوری «حوزه تمدنی فجرستان»


مصاحبه اختصاصی با محب الله نوری رهبر "جنبش همگرایی ملت های قلب آسیا"
تهیه کننده: فخرالدین خالبیک




محب الله نوری رئیس پیشین پالیسی شورای امنیت ملی افغانستان و حالا رهبر"جنبش همگرایی ملت های قلب آسیا" است.  انگیزه ی ایجاد این نهاد ریشه در نظریه فجرستان دارد. آقای نوری به عنوان پایه گذار "نظریه فجرستان" در زمینه همگرایی منطقه ای در واقع یکی از نخستین نظریه پردازان و حامیان همگرایی منطقه ای در افغانستان و منطقه قلب آسیا است. او دو دهه می شود که در این زمنیه پژوهش و مطالعه میکند و علاوه بر تیزس دکترایش تا هنوز در این زمینه چهار جلد کتاب نوشته است. از جمله بازتاب نخستین کتاب ایشان تحت عنوان "حوزه تمدنی فجرستان" توسط دکتر میرویس بلخی وزیر معارف افغانستان در سال (۲۰۱۳) تحت عنوان"جنبش همگرایی ملت های قلب آسیا" گردآوری و به چاپ رسیده است.

ایشان همزمان با آغاز گفتگوهای صلح میان طالبان و ایالات متحده امریکا؛ ازآدرس جنبش همگرایی ملت های قلب آسیا طرحی نوشت بنام" طرح صلح پایدار و نظم پسا ناتو/امریکا در افغانستان و منطقه".

محب الله نوری با توجه به وابستگی متقابل میان افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی بر این باور است که هیچ کدام از کشورهای کوچک منطقه به تنهایی نمی تواند به صلح و توسعه پایدار اقتصادی دست یابند. بنابراین، او پیشنهاد میکند که افغانستان بشمول همسایگان و کشورهای آسیای مرکزی بجای امید بستن به نظم های غیر راهبردی منطقه ای موجود؛ نظم منطقه ای راهبردی خودشان را بنام "اتحادیه همگرایی کشورهای قلب آسیا" در منطقه قلب آسیا ایجاد نمایند. از دید ایشان پنج کشور آسیای مرکزی و افغانستان در مرکز منطقه قلب آسیا  قرار دارند. او پیشنهاد می نماید که همگرایی منطقه ای مورد نظر نه در محور قدرت های بزرگ بلکه با محوریت خود کشورهای منطقه شکل گیرد.

در این زمینه با آقای نوری گفتگوی را انجام داده ایم که توجه شما را به مطالعه آن جلب میدارم:


سؤال: در نوشته های شما مفهوم"فجرستان" زیاد به چشم میخورد، که راستی، برای ما آشنا نیست. این به چه معناست؟

نوری: فجرستان به معنای "سرزمین روشنایی" و عنوان نخستین کتاب من به نام "حوزه تمدنی فجرستان" است که در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسیده است.  در آن کتاب فجرستان به مفهوم یک "منطقه" بکاربرده شده است. منطقه ای که در حال حاضر بنام "منطقه قلب آسیا" بکار می برم و در گذشته بزرگترین رنسانس، روشنگری و مدنیت تاریخ را تجربه کرده است. اگر ملت های منطقه بخواهند در آینده هم مبتنی بر آن میراث بزرگ تاریخی و بخصوص ظرفیت های موجود شان می توانند در یک روندی از همگرایی منطقه ای و در چوکات یک نظم منطقه ای گرد هم آمده و به صلح و توسعه اقتصادی برسند. در کتاب جدید؛ فجرستان به منطقه ای گفته شد که در آن نخستین دولت-ملت منطقه ای به ظهور خواهد رسید. در حال حاضر اروپا، امریکای شمالی و منطقه جنوب شرق آسیا بخاطر طی نمودن سریع روند همگرایی منطقه ای به این مفهوم خیلی نزدیک است. در کتاب دوم فجرستان به مفهوم "جنبش جهانی همگرایی منطقه ای" بکاربرده شد. پیوسته به آن؛ در حال حاضر جنبش همگرایی منطقه قلب آسیا نیز به راه افتاده است و نشانه های آن را می توانید در فعالیت های معطوف به همکاری های منطقه ای دولت ها، نهادها و شخصیت های منطقه مشاهد نمایید. نمونه آن ایجاد سازمان های راهبردی ایکو و کریک در منطقه قلب آسیا، مکانیزم های چون پروسه قلب آسیا و ریکا، راه اندازی پروژه بزرگ منطقه ای مانند تاپی، کاسا یکهزار و خط آهن پنج جانبه و امضای صدها توافقنامه میان کشورهای قلب آسیا از جمله میان افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی است. به ویژه طرح ایجاد "ویزه ابریشم" یا شنگن آسیای مرکزی از سوی دریغا نظربایف دختر ریس جمهور نخست قزاقستان برای من هیجان انگیز بود. همچنان ظهور رهبران منطقه گرا و روشنفکری چون مرضیایف ریس جمهور ازبکستان در منطقه آسیای مرکزی و برای یک ماه باز کردن مرزها بروی شهروندان هر دو کشور دوست و خویشاوند ازبکستان و تاجکستان امید مرا برای راه افتادن این جنبش منطقه ای بیشتر نموده است. در کتاب آخر فجرستان به مفهوم یک نظریه همگرایی منطقه ای مطرح شد که هدف آن گذار از نظم ملی به نظم منطقه ای و راهبردهای آن روشنگری و همگرایی است.



سؤال: روندهای امروزه همگرایی در منطقة ما چگونه است؟ 

نوری: همه جهان به سوی همگرايي منطقهای حرکت نموده است و قرن بیست و یکم در واقع سده ای منطقهای شدن و همگرايي منطقهای است. در کل آسیا و منطقه ما هم به سوی همگرایی منطقهای حرکت نموده است. در حال حاضر در کلیت آسیا شش نظم منطقهای معطوف به همگرایهای منطقهای ایجاد گردیده است، اما اکثریت این نظم ها بر محور یک قدرت بزرگ و برای کشورهای یک منطقه خاص ایجاد گردیده است. متأسفانه، اکثر این نظم های منطقهای برای کشورهای منطقه مورد نظر ما یا منطقه "قلب آسیا" راهبردی نیستند. 



سؤال: چرا از نگاه شما، سازمانهایی، نظیر سازمان همکاریهای شانگهای، سارک، اتحادیه اقتصادی اورآسیا و سازمان ایکو ناقص یا بی کفایت هستند؟ 

نوری: این سازمانها خوبند و نواقص جدی ندارند، اما برای منطقه قلب آسیا راهبردی نیستند. تنها سازمانی، که برای منطقه ما راهبردی است "سازمان همکاری های اقتصادی" (ایکو) است اما این سازمان نیز دو مشکل جدی دارد: اول، تک بعدی یا اقتصادی است و دوم، ملتهای منطقه از اهمیت آن آگاهی ندارند.

نوری: «قلب آسیا» افغانستان را میگفتند، شما باز کدام کشورها را در این «قلب» میبینید؟ 
نوری: تمام کشورهای کوچک منطقه، بخصوص کشورهایی، که در میان قدرتهای بزرگ چون هند، چین، روسیه، اروپا و خاورمیانه عربی واقع شدهاند، میتوانند شامل قلب آسیا باشند. مبتنی بر این فهم کشورهای افغانستان و آسیای میانه شامل قلب آسیای مرکزی، ایران و پاکستان قلب آسیای جنوبی، مغولستان قلب آسیای شرقی و کشورهای قفقاز و ترکیه قلب آسیای غربی گفته میشوند.



سؤال: طرح شما از طرح امریکایی «آسیای مرکزی بزرگ» چه تفاوت دارد؟ 

نوری: "طرح آسیای مرکزی بزرگ" فکر کنم معطوف به منافع ایالات متحده امریکا و با انگیزههای تجاری و اقتصادی میخواهد آسیای مرکزی را به جنوب آسیا پیوند بزند و از طریق آن انرژی آسیای مرکزی را به جنوب آسیا و مناطق دیگر انتقال دهد و مهم تر از همه چشم انداز یک همگرایی پایدار را دنبال نمیکند، اما طرح قلب آسیا مبتنی بر پیوستگی جغرافیایی و اشتراکات تاریخی و فرهنگی در پی ایجاد یک اتحادیه راهبردی و پایدار منطقهای میان کشورهای آسیبپذیر منطقه است. مهم ترین خصوصیت منطقه مورد نظر من این است، که در آن ابرقدرتهای بزرگ جهانی و آسیایی حضور ندارند و منطقه مورد نظر من بر محور یکی از قدرتها شکل نخواهد گرفت، بلکه مانند کشورهای اروپایی میان کشورهای هم فرهنگ، همسان و از نظر جمعیت و اقتصاد تقریباً همسطح شکل خواهد گرفت.



سؤال: کشورهای منطقه چه عمومیت هایی دارند؟ 

نوری: کشورهای منطقه مورد نظر علاوه بر پیوستگی جغرافیایی دارای اشتراکات تاریخی و فرهنگی هستند. همچنان به لحاظ جمعیت، مساحت جغرافیایی و سطح اقتصادی در مقایسه با چین، هند و روسیه تفاوتهای بسیار عمیق میان کشورهای منطقه مورد نظر وجود ندارد.



سؤال: آیا میتوان انتظار داشت با پیاده شدن طرح «قلب آسیا» چالش های موجود در منطقه، نظیر تروریزم، بنیادگرایی، قاچاق مواد مخدر و غیره، مهار خواهند شد؟ 

نوری: از دید من تمام چالشهای فوق بعد فراملی و منطقهای دارند و بدون همکاری کشورهای منطقه نمیتوان با آن مبارزه کرد. به همین خاطر، من در طرح مذکور پیشنهاد نمودم تا یک "نیروی مشترک منطقهای مبارزه علیه تروریزم، مواد مخدِر و جرایم سازمانیافته ای فراملی" ایجاد گردد.



سؤال: به نظر شما، چرا آسیای مرکزی هیچ گاه یک منطقه واحد نشد و اگر به تاریخ بنگریم، هزارها سال به این سو هر قدرتی، که در آسیا و اروپا پیدا شد، آن را به آسانی ضبط کرد؟ 

نوری: برعکس کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان در طول تاریخ پنج هزار ساله شان بخشی از یک کلیت جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بودند. در آن کلیت تمام کشورهای آسیای مرکزی بشمول افغانستان و بخش های از شرق ایران، شمال پاکستان، کاشغر چین، جنوب روسیه و بخش های از قفقاز و ترکیه شامل بودند و حکومت های منطقه ای بر آن حکم می راندند اما در طی یک الی دو قرن اخیر این کشورها بوسیله جنبش ناسیونالیسم و قدرت های استعماری از بدنه آن کلیت جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی شان به مرور زمان جدا ساخته شدند. به خاطر اینکه قدرتهای بزرگ به کشورهای کوچک و آسیبپذیر منطقه به عنوان یک طمع میبینند و یکجایی و همگرایی این کشورها را به نفع خود نمیبینند. بنا بر این، این وظیفه ملتها و دولتهای منطقه است، که به خاطر منافع شان مانند کشورهای اروپایی متحد شوند.



سؤال: در طرح دهسالهای، که بنام "طرح صلح پایدار و نظم پس از ناتو و امریکا در افغانستان" نگاشته اید، شما گفتهاید، که ایران و پاکستان و ترکیه باید در سیاستهای منطقهای خود تغییر وارد کنند، تا به «قلب آسیا» شامل شوند. آنها چه را باید تغییر دهند؟ 

نوری: در این کشورها هنوز سیاست ها و نهادهای وجود دارند که میتواند به روند همگرایی آسیب برساند. از جمله سیاست ملی گرایی افراطی و ادعای برادر بزرگتر. انتظار میرود کشورهای منطقه در سیاست ها و نهادهای شان معطوف به همکاری های منطقه ای دست به اصلاحات بزنند. چنانچه ما برای حکومت افغانستان "طرح ایجاد وزارت همکاری ها منطقه ای" و اتخاذ سیاست همگرایی منطقه ای را پیشنهاد نموده ایم.



سؤال: شما ضرورت بستن شرطنامه ها با قدرتهای بزرگ را میبینید، که به گمان است، راضی باشند. آنها، که خود صدها سال به این سو برای آسیای مرکزی میجنگند و از هر زاویه رقابت میکنند (روسیه و انگلیس و حالا روسیه و امریکا)؟ 

نوری: از زمان بازی بزرگ و جنگ سرد تا زمان جنگ علیه تروریسم در حدود سه سده می شود که یک رقابت ویرانگر و کور میان قدرت های بزرگ روی منطقه ما جریان دارد، در این رقابت ها سود معلوم نیست اما ضرر آن؛ هزینه های سنگین و شکست های سختی است که در بازی بزرگ بریتانیایی ها و در جنگ سرد روس ها پرداختند. چنانچه ریس جمهور ترامپ می گوید"جنگ بی پایان، کشته های بیشمار و هر سال هزینه پنجاه میلیاردی در افغانستان... ما خسته ایم و آنها خسته اند و باید به این جنگ طولانی پایان داده شود" زمانی که روس ها از افغانستان بیرون شدند، اتحاد جماهر شوروی از هم پاشید و کشورهای آسیای مرکزی به استقلال رسیدند یک صبح طلایی و یک فرصت تاریخی برای کشورهای منطقه ما فراهم آمد و در نتیجه آن بزرگترین معجزه ی منطقه ما رخداد و آن شکل گیری یک نظم منطقه ای بنام سازمان ایکو با محوریت کشورهای منطقه مورد نظر ما و بدون حضور قدرت های بزرگ بود، هرچند آن سازمان تقویت نشد اما هنوز هم دیر نیست که برای اصلاح و تقویت آن بکوشیم. حال تاریخ در حال تکرار شدن است، جنگ علیه ترویسم به پایان آن نزدیک شده است و قرار است ناتو افغانستان و منطقه ما را ترک نماید. به لحاظ تاریخی هیچگاه شرایطی به این اندازه برای پایان بخشیدن به این رقابت های ویرانگر و مفکوره های کهنه فراهم نشده بود. از یکسو هر دو طرف از رقابت خسته اند و دوران جنگ علیه تروریسم به پایان آن رسیده است و از سوی دیگر موج جهانی همگرایی منطقه ای همه را مجبور خواهد نمود تا بجای رقابت راه همکاری را در پیش گیرند.  

با درک این موضوع در زمانی که من این طرح را نوشتم مخاطب من بیشتر قدرت های بزرگ و ذیدخل در قضیه صلح افغانستان بود. می خواستم به آنها اطمینان داده شود که ایجاد یک نظم امنیتی منطقه ای با سیاست بیطرفی همکاری جویانه بین المللی به نفع همه طرف ها است. نفع قدرت های بزرگ این است که با ایجاد یک نظم امنیتی منطقه ای با سیاست بیطرفی همکاری جویانه بین المللی یک راه حل منطقی برای پایان یافتن آن رقابت کهنه پیدا می شود. هدف از سیاست بیطرفی همکاری جویانه این است که نظم منطقه ای مورد نظر در مسایل منفی و رقابت های میان قدرت ها سیاست بیطرفی اختیار کند اما در مسایل مثبت و مفید میان آنها سیاست همکاری را در پیش گیرد. در این زمینه انتظار ما از قدرتهای بزرگ آن سیاستی است، که پس از جنگ جهانی دوم در روابط با کشورهای اروپایی روی دست گرفتند و آن حمایت از ایجاد اتحادیه اروپا بود. اما در آخر روز تکیه من برای تطبیق این طرح به ملت های قلب آسیا است. قدرت های بزرگ نیز این خواسته ما را زمانی قبول خواهند کرد، که ما ملتهای منطقه از منافع جمعی مان آگاه شده و برای رسیدن به آن حرکت نماییم. این کار ممکن نیست مگر با راهاندازی "جنبش همگرایی ملتهای قلب آسیا". 



سؤال: چون در طرح شما قدرتهای منطقه ای، نظیر ایران و پاکستان و ترکیه هستند، که در منطقه رقابت میکنند، فکر میکنید، امریکا و سعودی منطقه را در اختیار ایران میگذارند و یا هند راضی میشود این میدان رقابت را به پاکستان بازد؟ روسیه میخواهد، که آسیای مرکزی را از دست دهد؟ 
نوری: قدرت های مانند امریکا، روسیه، چین، هند و سعودی، نگرانی اصلی و انگیزه دخالت شان این است که در افغانستان و منطقه قلب آسیا حکومت های بوجود نیایید که علیه آنها باشند. از دید من با اتخاذ سیاست بیطرفی همکاری جویانه برای نظم منطقه ای قلب آسیا می توان به همه طرف ها اطمینان داده و زمینه ایجاد این نظم جدید منطقه ای را فراهم آورد.



سؤال: شما چندین طرح همگرایی منطقه ای را نام بردید، که حتما پشت شان یکی از قدرت ها با سرمایه های بزرگ هست. طرحی را، که شما ارائه میکنید، چه پشتوانه دارد؟ 

نوری: شکلگیری نظم های منطقهای با اتکا به یک قدرت بزرگ نه تنها نقطة قوت شان نیست، بلکه یکی از نقاط ضعف و ناپایداری آنهاست. نمونه آن ایجاد اتحاد شوروی دیروز با محوریت و پشتیبانی روسیه بود که باعث فروپاشی آن شد اما برعکس دلیل پایداری اتحادیه اروپا و "انجمن دولتهای جنوب- شرق آسیا) در این است، که مبتنی بر تاریخ و فرهنگ مشترک و با تکیه بر منافع ملت های منطقه شکل گرفته است.



سؤال: در حال حاضر تا کجا در این طرح پیش رفته اید؟ چه دستاوردهایی داشتید؟ 

نوری: این طرح با تمام جوانب ذیدخل از جمله نمایندگی های سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ناتو، ایالات متحده امریکا، بریتانیا و انستیتوت صلح امریکا، حکومت افغانستان، رهبران سیاسی افغانستان و هیات طالبان در قطر شریک ساخته شده است و از سوی بعضی از این مراجع مورد استقبال قرار گرفته است. انتظار داریم بخش های از این طرح شامل توافقات صلح گردد. در صورتیکه این کار نشود ما با راهاندازی "جنبش همگرایی ملت های قلب آسیا" برای تحقق این طرح به تلاش های مان ادامه می دهیم.