-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ شهریور ۲۲, جمعه

پلان هیتلر در ترور سه دو رئیس جمهور ویک صدراعظم

دو بخشی از یادداشت های مترجم استالین "والنتین برژکوف"




 سال 1943 در تهران یک کنفرانس مهم بین المللی تشکیل شد. این کنفرانس که بعدها بنام "کنفرانس تهران" در تاریخ ثبت شد، با هدف گشایش جبهه جدیدی علیه آلمان هیتلری و با شرکت استالین رهبر اتحاد شوروی، چرچیل نخست وزیر بریتانیای کبیر و روزولت رئیس جمهور امریکا تشکیل شد. ایران رضاشاهی که در آستانه اتحاد رسمی با هیتلر بود، با تبعید وی از ایران توسط انگلستان و سپردن سکان سلطنت پهلوی بدست پسر ارشد او "محمدرضا"، درعمل به کانون یکی از مهم ترین تصمیمات جهانی علیه هیتلر تبدیل شد.

یکی از مترجمین جوان استالین دراین کنفرانس، که همراه هیات اتحاد شوروی به تهران رفته آمده بود، سالها بعد، خاطرات و مشاهدات خود را از این کنفرانس نوشت. او که "والنتین برژکوف" نام داشت یکسال پیش از انقلاب اکتبر، در سال 1916 بدنیا آمده بود. او پس از پایان جنگ دوم جهانی،  بعنوان خبرنگار ویژه مجله مهم "عصرجدید" به ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، چین، بلژیک، مجارستان، بلغارستان، کانادا، یوگسلاوی، جمهوری فدرال آلمان سفر کرد.

خود وی در کتابش و یا بهتر است بنویسم "گزارش" کنفرانس تهران می نویسد:


«این کتاب شرح رویدادی است که در تاریخ دیپلماتیک جنگ دوم جهانی جای ویژه دارد. کنفرانس در پائیز 1943 در تهران برگزار شد. نوشته های من نه یک رساله پژوهشی است و نه یک تجزیه و تحلیل کامل از کنفرانس تهران و مسائل مطرح شده در آن، بلکه خاطرات یک شاهد و یک مترجم ساده آن رویداد است. البته بر اسناد و خاطرات برخی شرکت کنندگان دیگر آن کنفرانس نیز تکیه کرده ام.

ائتلاف ضد هيتلری در آغاز سال‌های 40 ممکن شد و اتحاد نظامي و سياسي سه قدرت بزرگ اتحاد شوروی، ايالات متحده و بريتانيای كبير ادامه تحولات در اوضاع بين‌المللي در جنگ دوم جهاني بود.

اين اتحاد بر خلاف همه مشكلات و اختلافات بر سر اهداف نهائي جنگ به يك ائتلاف نيرومند میان دول دارای نظام‌های اجتماعي متفاوت مبدل گرديد و اين خود امر پيروزی بر فاشیسم هیتلری را تسريع كرد.

در دوره ائتلاف ضد هيتلری مناسبات ميان سه قدرت در سطوح مختلف، از قبيل ديپلماسي، اقتصاد، فرهنگ و قبل ازهمه، در رشته نظامي تكامل يافت. ضمنا ديدارها و تماس‌های شخصي، از جمله، مكاتبه منظم عالي ‌ترين رهبران اتحاد شوروی، ايالات متحده و بريتانيای كبير در این تکامل نقش داشت. "ثلاثه بزرگ" ( نامي كه به سه قدرت بزرگ اطلاق شد) برای صد‌ها ميليون نفر در سراسر جهان مترادف بود با اميد به پيروزی و رهائي از فاشيسم هیتلری.

ديدار تهران اهميت ويژه‌ای داشت، بدون شك، شركت‌ كنندگان اين ديدار از مسئوليتي كه تاريخ بر‌عهده آنان گذاشته بود آگاهي كامل داشتند. آنها از عهده مسائل پيچيده‌ای كه در برابرشان قرار گرفته بود با انعطاف برای سازش معقولانه برآمدند.

موافقت قابل قبول طرفین كار آساني نبود، زيرا علاوه بر درك اهميت يگانگي، اختلافات جدی و حتي علايم خصومت نیز میان طرفین وجود داشت.



انتخاب محل ديدار


پائيز سال 1943، نه تنها ملاحظات نظامي بلكه ملاحظات سياسي نيز ديدار سه رهبر ائتلاف نظامي ضد هيتلري را ايجاب مي‌كرد. لازم بود اقدامات بعدي مشترك در جهت پيروزي سريع‌تر بردشمن مشترك بررسي و هماهنگ شود و تبادل نظر پيرامون نظام جهان پس از جنگ صورت گيرد. با آنکه بر سر این دیدار تفاهم شده بود، بر سر محل کنفرانس همچنان اختلاف نظر وجود داشت. استالين ترجيح مي‌داد كنفرانس نزديك‌تر به خاك شوروي برگزار شود. او به اين نكته استناد مي‌كرد كه عمليات جنگي در جبهه شوروي و آلمان اجازه نمي‌ دهد كه او درحالیکه فرماندهي عالي جنگ را برعهده دارد، براي مدتی طولاني مسكو را ترك كند. روزولت، به نوبه خود، به قانون اساسي آمريكا اشاره مي‌كرد كه اجازه نمي‌ داد او به عنوان رئيس‌ جمهور براي مدت طولاني واشنگتن را ترك كند.

براي اولين بار در مكاتبه رهبران شوروي و آمريكا يك پيشنهاد مشخص در‌مورد محل ديدار در پيام روزولت مورخ 6 سپتامبر سال 1943 ارائه گرديد. رئيس جمهور امریکا اطلاع داد كه " ديدار می تواند در آفريقاي شمالي باشد".

تقريبا همزمان با آن، چرچيل نیز به مسكو اطلاع داد كه حاضر است برای این دیدار به قبرس يا خارطوم بیاید.

استالين در پيام مورخ 8 سپتامبر خود به این دو، ايران را پيشنهاد کرد و دو روز بعد جواب چرچيل، مبني براينكه "حاضر است به تهران بیاید" را دريافت كرد.

مسئله حل نشده ‌ماند زيرا روزولت از اين پيشنهاد پشتيباني نكرده و همچنان محل‌هاي مختلف ديگری را براي ديدار پيشنهاد مي‌ کرد. 14 اكتبر روزولت به استالين نوشت كه "قاهره از بسياري لحاظ  مناسب تر است و خارج از محدوده قاهره، نزديك اهرام، چند ويلا هست كه مي‌توان در آنها دیدار کرد. ضمنا در يكي از بنادر شرقي درياي مديترانه نیز محل مناسبی وجود دارد به شرطي كه هر يك از ما در كشتي های خود درمحل حاضر شویم. اگر این پیشنهاد را می پذیرید ما مي‌توانيم كشتي خوبي براي شما و هيئت شما در اختيارتان بگذاريم تا كاملا مستقل باشيد و در عين حال بتوانيد با ناوگان خودتان ارتباط مداوم داشته باشيد. محل دیگری که می توانیم با هم دیدار سه جانبه داشته باشیم حوالي بغداد است. در آنجا مي‌توانيم سه اردوگاه با تعداد كافي مامورين امنيتي روسي، بريتانيائي و امريكائي را دراختيار داشته باشيم."

19 اكتبر استالين پاسخ داد: " متاسفانه هيچيك ار محل‌هاي پيشنهادي شما را براي این ديدار مناسب نمی دانم و همچنان تهران را پیشنهاد می کنم. ضمنا موضوع امنيت در اين مورد براي من مطرح نيست".

در پيام بعدی استالین شرحی از برنامه تعرض زمستاني نيروي شوروي ارائه ‌داد. استالين توضيح داد كه " همكاران من عقيده دارند كه اين عمليات مستلزم رهبري روزمره ستاد كل ارتش و ارتباط شخصي من با فرماندهي مي‌باشد. در تهران مي‌توان اين شرايط را از طريق تلگراف و تلفن با مسكو تامين کرد، در صورتي‌ كه ساير محل‌های پیشنهاد دارای این شرایط نیستند."

روزولت، يك هفته بعد بار دیگر پیامی فرستاد و پيشنهاد ديدار در تهران را رد کرد. او استدلال کرد که كوه‌هاي نزديك پايتخت ايران به گونه ایست که ممکن است چند روز متوالي امکان پرواز را از ما بگیرد و در نتيجه، هواپيمائي كه مي‌بايستي اسناد مختلف را از واشنگتن به رئیس جمهوری برسانند ممكن است براي مدتی طولاني معطل شود. روزولت نوشت " توجه داشته باشید که برای پرواز هواپیماها تهران که در گودی قرار گرفته مناسب نیست. لذا با كمال تاسف بايد به شما اطلاع دهم كه نخواهم توانست رهسپار تهران شوم. دولت و رهبران قوه مقننه با حضور در تهران مخالف اند".

 روزولت بصره را به عنوان يك محل ديگر ديدار پيشنهاد کرد با این محاسبه که یک خط تلفني از تهران به آنجا كشيده شود.

اين پيام را "كوردل هل" وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا در بهار سال 1943 که براي همآهنگی كنفرانس سه وزير امور خارجه وارد مسكو شده بود، تسلیم استالين کرد. استالين در پاسخ به "هل" اطلاع داد که استدلال رئیس جمهور امریکا را فراموش کنید!

استالين در ادامه گفت: "البته روزولت مي‌تواند درمورد امكان مسافرت به پايتخت ايران براي ديدار با نمايندگان اتحاد شوروي و بريتانياي كبير خود تصميم بگيرد، وليكن از جانب خودم بايد بگويم كه هيچ جائي را مناسب تر از تهران نمي‌بينم، وظايف فرماندهي عالي نيروي شوروي برعهده من گذاشته شده و اين امر مرا مجبور مي‌سازد به طور روزمره عمليات جنگي را در جبهه ما رهبري كنم. با اين وضع براي من به عنوان فرمانده عالي جنگ امكان ندارد دورتر از تهران بروم. همكاران من در هيئت دولت معتقدند كه در حال حاضر خروج من از اتحاد شوروي به خاطر پيچيدگي زياد اوضاع در جبهه ها غير‌ممكن است...".

استالين سپس گفت كه "وياچسلاو مولوتوف" معاون اول وی در هيئت دولت يقينا مي ‌تواند به جای وی در ديدار شركت جويد و هنگام مذاكرات، طبق مفاد قانون اساسي شوروی، از تمام اختيارات رئيس دولت شوروی برخوردار است، در اين صورت هيچ اشكالي در انتخاب محل ديدار وجود نخواهد داشت.

استالين در خاتمه گفت: " اميدوارم كه اين پيشنهاد قابل قبول طرف‌های ذی ‌نفع باشد".

این پاسخ قاطع استالین آشكارا وزير امور خارجه آمريكا را غافلگیر کرد. "هل" گفت كه بلافاصله پيشنهاد استالين را به اطلاع رئيس جمهور خواهد رساند و از طرف خود افزود كه پيشنهاد آخر(اعزام مولوتوف) "باعث ياس" روزولت خواهد شد زيرا ایشان برای ديدار با شخص استالين اهميت خاص قائل است. هل کاملا درک کرده بود که کنفرانس در محل دیگری غیر از تهران با عدم شرکت استالین همراه خواهد شد.

سرانجام امريكائي‌ها تهران را بعنوان محل برگزاري كنفرانس پذیرفتند. پيام روزولت به تاريخ 8 نوامبر حاكي از همين امر بود.

بدون شك، مسكو روی اين واقعيت كه نيروهای شوروي مطابق قرارداد 1921 به منظور قطع فعاليت‌هاي خرابكاري و جاسوسي عمال هيتلري در ايران به قسمت شمالي ایران (سرخس) وارد شده و در آنجا مستقر بودند حساب می کردند. نيروهاي انگليس نیز وارد قسمت جنوبي ايران شده بودند و به این ترتیب حل مسئله تامین امنيت جانی شركت‌كنندگان كنفرانس تهران آسان بود، اما مسئله دیگر فعاليت جاسوسی عمال مخفي نازي در تهران بود، که باید برای آن فکری می شد. دراين ارتباط تصميم گرفته شد كنفرانس در سفارت شوروی برگزار شود. عمارت اصلي كه معمولا دفتر سفارت در آنجا بود براي اقامت روزولت رئيس جمهور آمريكا و برای هيئت نمايندگي شوروی اقامتگاه سفير كبير اتحاد شوروی در نظر گرفته شد.

مسئله اقامت رئيس جمهور آمريكا براي مدت كار كنفرانس در سفارتخانه شوروي قبلا مورد مذاكرده شركت‌ كنندگان ديدار تهران قرار گرفته بود. با‌لاخره اين مسئله بر مبنای ملاحظات امنیتی مورد قبول واقع شد. ساختمان سفارت‌ آمريكا در حومه تهران، و سفارت‌خانه‌هاي شوروي و انگليس در مجاورت مستقيم يكديگر قرار داشتند. كافي بود یک خيابان کوتاه به كمك سپر‌هاي بلند مسدود شود و يك معبر موقت بين دو سفارت‌خانه ايجاد شود تا يك محدوده واحد بوجود آيد. بدين‌ ترتيب امنيت اعضاي هيئت‌هاي نمايندگي شوروي و انگليس تامين مي‌شد، زيرا تمام محدوده حفاظ امنیتی پیدا می کرد. اگر روزولت در سفارت‌خانه آمريكا اقامت مي‌گزيد در آنصورت وي و ساير شركت‌ كنندگان ديدار مجبور مي‌شدند روزي چند مرتبه از خيابان‌هاي تنگ تهران به محل مذاكرات رفت و آمد كنند. دراین صورت احتمال مي‌رفت عمال "رايش سوم" خود را درمیان مردم جا داده و دست به عملیات تروریستی بزنند.

"مايكل ريلي" نماينده سازمان اطلاعات و امنیت آمريكا در این نگراني با سازمان مخفي شوروي شريك بود. او خاطرنشان ساخته بود كه عليرغم همه تدابير احتياطي اتخاذ شده، هنوز نازی ها در تهران عده زیادی هوادار دارند، علاوه براين، اطلاعاتي در دست بود مبني براينكه سازمان جاسوسي هيتلري در تدارک برنامه ترور بودند. 20 سال پس از كنفرانس تهران، "ا‌تواسكورتزني" كه هيتلر مشكل‌ترين عمليات خرابكاري را به او محول مي‌كرد تائيد نمود كه وی از جانب هیتلر ماموريت ربودن روزولت را در تهران داشت.

روزولت رئیس جمهوری امریکا که پس از بازگشت از تهران، بدلیل اقامت در سفارت اتحاد شوروی با انتقاد محافل حکومتی و مطبوعات امریکا قرار گرفته بود، در یک مصاحبه مطبوعاتي به تاریخ 17 دسامبر 1943 بيانيه ويژ‌ه‌اي صادر كرد مبني براينكه بجاي سفارت‌خانه آمريكا در سفارت‌خانه شوروي اقامت داشته زيرا استالين اطلاعاتي مربوط به توطئه آلمان به دست آورده بود. روزولت افزود كه از قرار اطلاع مارشال استالين، احتمال مي‌رفت يك توطئه به‌منظور سوءقصد به جان همه شركت‌كنندگان كنفرانس صورت گيرد. رئيس جمهور اعلام داشت كه احتمالا قريب صد جاسوس آلماني در حوالي تهران به سر مي‌بردند. روزولت افزود: "آلمان‌ها بسيار کوشیدند تا موقعي كه ما از خيابان‌های تهران عبور مي‌كرديم كار مارشال استالين، چرچيل و من را يكسره كنند زيرا سفارت‌‌خانه‌هاي شوروي و آمريكا با هم قريب 5/1 كيلومتر فاصله دارند.

در اواخر نوامبر 1943 شرایط دیدار ژوزف استالين، فرانكلين روزولت و وينستون چرچيل در تهران فراهم آمد.




یادداشت های مترجم استالین "والنتین برژکوف" در کنفرانس تهران- 2

دیدار استالین و روزولت

در سفارت شوروی، در تهران



پیشخدمت فیلیپینی چرخ دستی را که روزولت با تمام سنگینی خود روی دسته های آن تکیه داده و تبسمی نیز بر لب داشت وارد اتاق کرد. با لحنی مهربان و در حالیکه دستش را دراز کرده بود گفت:

- هلَو. مارشال استالین، ببخشید، فکر می کنم کمی دیر کردم. استالین با اشاره به محل ملاقات که در داخل سفارت ما بود گفت:نخیر، بموقع آمدید. استالین یکی از سیگارهای خود را به روزولت تعارف کرد ولی او با تشکر قوطی سیگار خود را در آورده و با تبسم و در حالیکه شانه هایش را به علامت عذرخواهی بالا کشیده بود گفت: من به سیگار خودم عادت دارم.


من با اضطراب کوشش کردم با تمام قوا روی دیداری که در پیش بود متمرکز شوم. استالین و روزولت قرار بود بزودی با هم در سفارتخانه ما در تهران دیدار کنند. ترجمه سخنان استالین سخت بود زیرا وی در عین حال که شمرده سخن می گفت، با صدای خفیف و با لهجه گرجی حرف می زد و هرگز هم نمی شد از او پرسید از فلان جمله چه منظوری داشته است. سریعا و در یک لحظه باید منظور هر جمله او را درک کنم و بلافاصله آن را به انگلیسی برگردانم. مشکل وقتی جدی تر شد که گفتند باید متن گفتگو را ثبت هم می کردم. یگانه دلخوشی من این بود که استالین شمرده سخن می گوید و پس از هر جمله مجال ترجمه را به من میدهد.

وقتی به اتاق مجاور تالار اجلاس عمومی کنفرانس وارد شدم، استالین با لباس مارشالی، بسیار آهسته و شمرده در اتاق قدم می زد. سلام کردم و دفتر و قلم خود را روی میز پایه کوتاهی که در دو طرف آن یک صندلی و یک مبل قرار داشت گذاشتم. او همچنان در افکار خود غرق بود و قدم می زد. سپس یک سیگار از بسته ای که روی آن نوشته شده بود "گرسگووینا فلور" بیرون کشید و آتش زد. پس از روشن شدن سیگار، با دقت زیاد به من نگاه کرد و پرسید:

- راه زیاد خسته کننده نبود؟ آماده ترجمه هستید؟ گفتگوی بسیار پرمسئولیتی در پیش است.

با قاطعیت پاسخ دادم:

- بله، رفیق استالین، حالم خوب و آماده ام.

سپس، استالین مقابل میز کوچکی که من کاغذ و قلم خود را روی آن گذشته بودم ایستاد و بسته سیگار خود را روی آن گذاشت. سیگارش خاموش شده بود و این بار در حالیکه دوباره سیگار را روشن می کرد به مبلی که کنار میز بود اشاره کرد و گفت:

- شما دراینجا، کنار من می نشینید. روزولت را با چرخ دستی می آورند و در سمت چپ صندلی راحتی شما قرارش می دهند.

من که تازه دلیل نبودن سه مبل یا صندلی در دیداری سه نفره را درک کرده بودم گفتم:

- بلی!

استالین دوباره به حرکت آهسته خود در اتاق ادامه داد، اما به پایان اتاق نرسیده بود که در اتاق باز شد و پیشخدمت فیلیپینی چرخ دستی را که روزولت با تمام سنگینی خود روی دسته های آن تکیه داده و تبسمی نیز بر لب داشت وارد اتاق کرد. با لحنی مهربان و در حالیکه دستش را دراز کرده بود گفت:

- هلَو. مارشال استالین، ببخشید، فکر می کنم کمی دیر کردم.

استالین با اشاره به محل ملاقات که در داخل سفارت ما بود گفت:

- نخیر، بموقع آمدید. من کمی زودتر آمده بودم. البته رسم میزبانی است. آخه شما مهمان ما هستید. درحقیقت می توان گفت که در خاک شوروی به مهمانی آمده اید!

روزولت با خنده پاسخ داد:

- مخالفم. ما قرار گذاشته بودیم در منطقه بیطرف دیدار کنیم. ضمنا اینجا اقامتگاه من است و شما مهمان من هستید!

استالین با لبخند:

- بهتراست این بحث را کنار بگذاریم. بفرمائید که از جایتان راضی هستید؟ به چیز دیگری احتیاج ندارید؟

- خیر. همه چیز خوب است. اینجا مثل خانه خودم است. از این که این خانه را دراختیار من گذاشته اید صمیمانه تشکر می کنم.

استالین با اشاره دست دعوت کرد:

- خواهش می کنم نزدیکتر به میز.

پیشخدمت فیلیپینی  چرخ دستی را به محلی که تعیین شده بود هدایت کرد و سپس آن را به جلو برگرداند، ترمز چرخ را محکم کرد و خود از اتاق خارج شد.

استالین یکی از سیگارهای خود را به روزولت تعارف کرد ولی او با تشکر قوطی سیگار خود را در آورده و با انگشتان دراز و باریک خود یک سیگار در چوب سیگاری کهربائی ظریفی که از جیب در آورده بود قرار داده و روشن کرد، سپس با تبسم و در حالیکه شانه هایش را به علامت عذرخواهی بالا کشیده بود گفت:

- من به سیگار خودم عادت دارم. ضمنا، مارشال، پیپ مشهورتان کو؟ همان که می گویند با دود آن دشمن خود را بیرون می کنید؟

استالین که از جمله آخر روزولت استقبال کرده بود، چشم هایش را تنگ کرد و با تبسم گفت:

- بنظرم حالا دیگر همه را بیرون کرده ام. البته اگر پاسخ جدی بخواهید، راستش اینست که پزشکان به من توصیه کرده اند کمتر از پیپ استفاده کنم. با این وجود آن را با خودم آورده ام و برای جلب رضایت شما حتما دفعه دیگر آن را می کشم.

روزولت خیلی جدی گفت:

- باید از دستور پزشکان اطاعت کرد. من هم اجبارا همین کار را می کنم.

استالین خیلی رسمی پرسید:

- در مورد دستور گفتگوی امروز پیشنهادهائی دارید؟

- فکر نمی کنم که حتما در همین دیدار باید مسائل جدی و قابل بحث را طرح کرد، می توانیم درباره اوضاع کنونی و دورنمای آینده تبادل نظر کنیم. البته مایلم اطلاعاتی پیرامون اوضاع در جبهه شوروی و آلمان را مستقیم از زبان شما بشنوم.

استالین گفت: پیشنهاد شما را قبول می کنم.



بسیار آرام و بدون عجله بسته "گرسگووینافلور" را یکبار دیگر باز کرد و چنان با دقت در جستجوی یکی از آنها گشت و انتخاب کرد که گوئی آنها با هم فرق می کنند. آن را آتش زد و سپس آرام و شمرده ادامه داد:

- آنچه به اوضاع جبهه ما ارتباط دارد، شاید بطور عمده عبارت از آن باشد که اخیرا نیروی ما "ژیتومیر" را که یک نقطه گرهی راه آهن است ترک کرد.

روزولت پرسید:

- وضع هوا در جبهه چگونه است؟

- هوا فقط در اوکرائین مساعد است، اما در سایر بخش های جبهه گل و لای است و خاک هنوز یخ نبسته.

روزولت با لحنی توام با همدردی گفت:

-  دلم می خواست حدود 40- 30 لشکر آلمان را از جبهه شوروی به آلمان منحرف کنم.

-  بسیار کاری خوبی است، اگر ممکن شود.

-  این، یکی از مسائلی است که من قصد دارم همین روزها و در همین کنفرانس (کنفرانس تهران) پیرامون آن توضیحاتی بدهم. پیچیدگی مسئله در آنست که تدارکات برای یک نیروی دو میلیون نفره در برابر ما قرار دارد. ضمنا فاصله قاره امریکا تا اروپا حدود سه هزار مایل است.

-  دراین مورد وسائل نقلیه خوب لازم است. من البته از مشکلات شما آگاهم.

-  بنظرم این مسئله را می توانیم حل کنیم. کشتی سازی درایالات متحده رشد رضایتخبشی دارد.



استالین و روزولت در این دیدار مسائل زیادی را مطرح کردند. رئیس جمهور به خطوط کلی اندیشه همکاری ایالات متحده و اتحادشوروی در دوران پس از جنگ اشاره کرد و استالین از این اندیشه استقبال کرد و گفت که پس از جنگ اتحاد شوروی بازار خوبی برای ایالات متحده خواهد بود. روزولت از این گفته استالین به گرمی استقبال کرد و خود اضافه کرد: پس از جنگ امریکائی ها به مقدار زیادی مواد خام احتیاج خواهند داشت و به همین دلیل بین دو کشور می تواند روابط بازرگانی نزدیک و خوبی بوجود آید. استالین اضافه کرد: اگر امریکائی ها تجهیزات فنی به اتحاد شوروی تحویل بدهند، اتحاد شوروی نیز مواد خام مورد نیاز امریکا را تامین خواهد کرد.



دراین دیدار و گفتگوی اول، تفاوت آشکاری میان نظرات امریکا و انگلستان نسبت به سرنوشت جنگ و آینده مستعمرات به چشم می خورد. روزولت نسبت به لزوم برخورد نوین به مسئله کشورهای مستعمره و وابسته پس از جنگ زیاد حرف زد. شاید او صمیمانه به امکان اعطای تدریجی خودمختاری و بالاخره استقلال به آنها فکر می کرد، البته در طول کنفرانس نیز بارها این موضوع را دنبال کرد. اما واقعیت این بود که او در پشت این اظهارات خواه نا خواه منافع آن محافل ایالات متحده را منعکس می کرد که زیر پوشش تجدید نظر در وضع رسمی مستعمرات، عملا  مستعمرات قدرت های اروپای سرمایه داری را متزلزل می کرد و زمینه نفوذ ایالات متحده در کشورهای مستعمره را آماده می ساخت.

روزولت درباره آینده هندوچین گفت که می توان طی 40- 30 سال مردم این منطقه را آماده خودمختاری کرد، همین گفته در باره دیگر مستعمرات هم صادق است. سپس ادامه داد:

-   چرچیل نمی خواهد از تحقق این پیشنهاد قاطعانه حمایت کند، زیرا می ترسد که این اصل مستعمرات انگلیس را هم شامل شود. "هل" وزیر امور خارجه ما وقتی به مسکو آمده بود سند نوشته من را همراه داشت که مربوط به تشکیل کمیسیون بین المللی امور مستعمرات بود. منظور از این کمیسیون این بود که از ممالک مستعمره برای بررسی وضع آنجا و تدابیر ممکنه بهبود آن بازدید نماید. تمام فعالیت این کمیسیون باید کاملا جنبه علنی داشته باشد.

استالین از فکر تشکیل چنین کیمسیونی پشتیبانی کرد و گفت که به این مرجع میبایستی شکایت، درخواست و غیره برسد. روزولت آشکارا از واکنش رهبر شوروی راضی بود ولی نگرانی خود را نسبت به برخورد احتمالی چرچیل پنهان نکرد. او حتی به استالین تذکر داد که ضمن گفتگو با نخست وزیر بریتانیا بهتر است موضوع هند مطرح نشود زیرا اکنون چرچیل هیچ نوع آمادگی چنین صحبت هائی را درباره هند ندارد. او دوست دارد این مسئله پس از پایان جنگ بررسی شود.

استالین خاطرنشان کرد:

- بله. میدانم. هند زخم دردناک چرچیل است.

روزولت تائید کرد:

-  درست است، اما اعتقاد دارم انگلستان سرانجام مجبور خواهد بود دست به اقداماتی در هند بزند. من امیدوارم بازهم و با تفصیل بیشتر پیرامون هند با شما گفتگو کنم و ضمنا این نکته را در نظر خواهم داشت که اشخاصی که از مسئله هند دورند در مقایسه با اشخاصی که با این مسئله ارتباط مستقیم دارند بهتر می توانند برای حل و فصل آن تصمیم بگیرند.

استالین با احتیاط به این نظر واکنش نشان داد. او فقط به تائید این نکته بسنده کرد که اشخاصی که از هند بدورند برخورد عینی تری می توانند نسبت به آن داشته باشند.

روزولت به ساعت خود نگاه کرد. تا افتتاح رسمی کنفرانس که ساعت 16 تعیین شده بود وقت کمی مانده بود.

روزولت گفت:

-  فکر می کنم وقت آن رسیده که گفتگو را تمام کنیم. باید کمی استراحت کرد تا بتوان روی مسائل اجلاس متمرکز شد. تبادل نظر ما بسیار مفید بود و بطور کلی آشنائی و گفتگوی صمیمانه با شما موجب خوشحالی من شد.

استالین جواب داد:

- من هم بسیار خوشبخت شدم.

سپس از جا بلند شد و با سر به روزولت که در صندلی چرخدار خود نشسته بود ابراز تشکر کرد.

من به اتاق مجاور رفتم تا پیشخدمت فیلیپینی رئیس جمهور را صدا کنم. پیشخدمت بلافاصله آمد، دسته پشتی صندلی راحتی چرخدار روزولت را گرفت و او را به اقامتگاهش برد.

با وجود اینکه استالین و روزولت برای اولین بار یکدیگر را در تهران ملاقات کردند، دیدارشان در محیطی بسیار صمیمانه صورت گرفت. بنظر می رسید که آنها از مدتها پیش با هم آشنا هستند و تنها برای مدت کوتاهی از هم جدا شده بودند و اینک دوباره بهم رسیده اند. بنظرم این محیط غیر رسمی ناشی از آن بود که هر دو رهبر از تابستان سال 1941 به بعد مکاتبه منظم داشته و طی این مکاتبات که تقریبا هفتگی صورت می گرفت مسائل بسیار مختلفی را با هم مطرح کرده بودند.
رئیس جمهور امریکا را در تهران می خواستند بربایند.
 برگرفته از پیک نت





در سالهای اخیر و بویژه امسال، در سالگرد شکست ارتش هیتلری، سهم بزرگ ارتش سرخ در این شکست و جلوگیری از تسلط فاشیسم برجهان، با تحریف تاریخ و بزرگ جلوه دادن نقش امریکا و انگلستان در این شکست و پیروزی همراه شده است. در جنگ دوم جهانی، روسیه (اتحاد شوروی وقت) 27 میلیون کشته داد، تاریخی ترین مقاومت ها در مسکو و استالینگراد در تاریخ این جنگ باقی ماند، رهبری نظامی و سیاسی استالین در این جنگ، به یک نبوغ می ماند، اما کشورهای غربی تلاش می کنند تمام این واقعیات از بشریت پنهان بماند. از آن سخیف تر آن که استالین و هیتلر را در دو کفه یک ترازو قرار میدهند.


سال 1943 در تهران یک کنفرانس مهم بین المللی تشکیل شد. این کنفرانس که بعدها بنام "کنفرانس تهران" در تاریخ ثبت شد، با هدف گشایش جبهه جدیدی علیه آلمان هیتلری و با شرکت استالین رهبر اتحاد شوروی، چرچیل نخست وزیر بریتانیای کبیر و روزولت رئیس جمهور امریکا تشکیل شد. ایران رضاشاهی که در آستانه اتحاد رسمی با هیتلر بود، با تبعید وی از ایران توسط انگلستان و سپردن سکان سلطنت پهلوی بدست پسر ارشد او "محمدرضا"، درعمل به کانون یکی از مهم ترین تصمیمات جهانی علیه هیتلر تبدیل شد.

یکی از مترجمین جوان استالین دراین کنفرانس، که همراه هیات اتحاد شوروی به تهران رفته آمده بود، سالها بعد، خاطرات و مشاهدات خود را از این کنفرانس نوشت. او که "والنتین برژکوف" نام داشت یکسال پیش از انقلاب اکتبر، در سال 1916 بدنیا آمده بود. او پس از پایان جنگ دوم جهانی،  بعنوان خبرنگار ویژه مجله مهم "عصرجدید" به ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، چین، بلژیک، مجارستان، بلغارستان، کانادا، یوگسلاوی، جمهوری فدرال آلمان سفر کرد.

خود وی در کتابش و یا بهتر است بنویسم "گزارش" کنفرانس تهران می نویسد:


«این کتاب شرح رویدادی است که در تاریخ دیپلماتیک جنگ دوم جهانی جای ویژه دارد. کنفرانس در پائیز 1943 در تهران برگزار شد. نوشته های من نه یک رساله پژوهشی است و نه یک تجزیه و تحلیل کامل از کنفرانس تهران و مسائل مطرح شده در آن، بلکه خاطرات یک شاهد و یک مترجم ساده آن رویداد است. البته بر اسناد و خاطرات برخی شرکت کنندگان دیگر آن کنفرانس نیز تکیه کرده ام.

ائتلاف ضد هيتلری در آغاز سال‌های 40 ممکن شد و اتحاد نظامي و سياسي سه قدرت بزرگ اتحاد شوروی، ايالات متحده و بريتانيای كبير ادامه تحولات در اوضاع بين‌المللي در جنگ دوم جهاني بود.

اين اتحاد بر خلاف همه مشكلات و اختلافات بر سر اهداف نهائي جنگ به يك ائتلاف نيرومند میان دول دارای نظام‌های اجتماعي متفاوت مبدل گرديد و اين خود امر پيروزی بر فاشیسم هیتلری را تسريع كرد.

در دوره ائتلاف ضد هيتلری مناسبات ميان سه قدرت در سطوح مختلف، از قبيل ديپلماسي، اقتصاد، فرهنگ و قبل ازهمه، در رشته نظامي تكامل يافت. ضمنا ديدارها و تماس‌های شخصي، از جمله، مكاتبه منظم عالي ‌ترين رهبران اتحاد شوروی، ايالات متحده و بريتانيای كبير در این تکامل نقش داشت. "ثلاثه بزرگ" ( نامي كه به سه قدرت بزرگ اطلاق شد) برای صد‌ها ميليون نفر در سراسر جهان مترادف بود با اميد به پيروزی و رهائي از فاشيسم هیتلری.

ديدار تهران اهميت ويژه‌ای داشت، بدون شك، شركت‌ كنندگان اين ديدار از مسئوليتي كه تاريخ بر‌عهده آنان گذاشته بود آگاهي كامل داشتند. آنها از عهده مسائل پيچيده‌ای كه در برابرشان قرار گرفته بود با انعطاف برای سازش معقولانه برآمدند.

موافقت قابل قبول طرفین كار آساني نبود، زيرا علاوه بر درك اهميت يگانگي، اختلافات جدی و حتي علايم خصومت نیز میان طرفین وجود داشت.



انتخاب محل ديدار


پائيز سال 1943، نه تنها ملاحظات نظامي بلكه ملاحظات سياسي نيز ديدار سه رهبر ائتلاف نظامي ضد هيتلري را ايجاب مي‌كرد. لازم بود اقدامات بعدي مشترك در جهت پيروزي سريع‌تر بردشمن مشترك بررسي و هماهنگ شود و تبادل نظر پيرامون نظام جهان پس از جنگ صورت گيرد. با آنکه بر سر این دیدار تفاهم شده بود، بر سر محل کنفرانس همچنان اختلاف نظر وجود داشت. استالين ترجيح مي‌داد كنفرانس نزديك‌تر به خاك شوروي برگزار شود. او به اين نكته استناد مي‌كرد كه عمليات جنگي در جبهه شوروي و آلمان اجازه نمي‌ دهد كه او درحالیکه فرماندهي عالي جنگ را برعهده دارد، براي مدتی طولاني مسكو را ترك كند. روزولت، به نوبه خود، به قانون اساسي آمريكا اشاره مي‌كرد كه اجازه نمي‌ داد او به عنوان رئيس‌ جمهور براي مدت طولاني واشنگتن را ترك كند.

براي اولين بار در مكاتبه رهبران شوروي و آمريكا يك پيشنهاد مشخص در‌مورد محل ديدار در پيام روزولت مورخ 6 سپتامبر سال 1943 ارائه گرديد. رئيس جمهور امریکا اطلاع داد كه " ديدار می تواند در آفريقاي شمالي باشد".

تقريبا همزمان با آن، چرچيل نیز به مسكو اطلاع داد كه حاضر است برای این دیدار به قبرس يا خارطوم بیاید.

استالين در پيام مورخ 8 سپتامبر خود به این دو، ايران را پيشنهاد کرد و دو روز بعد جواب چرچيل، مبني براينكه "حاضر است به تهران بیاید" را دريافت كرد.

مسئله حل نشده ‌ماند زيرا روزولت از اين پيشنهاد پشتيباني نكرده و همچنان محل‌هاي مختلف ديگری را براي ديدار پيشنهاد مي‌ کرد. 14 اكتبر روزولت به استالين نوشت كه "قاهره از بسياري لحاظ  مناسب تر است و خارج از محدوده قاهره، نزديك اهرام، چند ويلا هست كه مي‌توان در آنها دیدار کرد. ضمنا در يكي از بنادر شرقي درياي مديترانه نیز محل مناسبی وجود دارد به شرطي كه هر يك از ما در كشتي های خود درمحل حاضر شویم. اگر این پیشنهاد را می پذیرید ما مي‌توانيم كشتي خوبي براي شما و هيئت شما در اختيارتان بگذاريم تا كاملا مستقل باشيد و در عين حال بتوانيد با ناوگان خودتان ارتباط مداوم داشته باشيد. محل دیگری که می توانیم با هم دیدار سه جانبه داشته باشیم حوالي بغداد است. در آنجا مي‌توانيم سه اردوگاه با تعداد كافي مامورين امنيتي روسي، بريتانيائي و امريكائي را دراختيار داشته باشيم."

19 اكتبر استالين پاسخ داد: " متاسفانه هيچيك ار محل‌هاي پيشنهادي شما را براي این ديدار مناسب نمی دانم و همچنان تهران را پیشنهاد می کنم. ضمنا موضوع امنيت در اين مورد براي من مطرح نيست".

در پيام بعدی استالین شرحی از برنامه تعرض زمستاني نيروي شوروي ارائه ‌داد. استالين توضيح داد كه " همكاران من عقيده دارند كه اين عمليات مستلزم رهبري روزمره ستاد كل ارتش و ارتباط شخصي من با فرماندهي مي‌باشد. در تهران مي‌توان اين شرايط را از طريق تلگراف و تلفن با مسكو تامين کرد، در صورتي‌ كه ساير محل‌های پیشنهاد دارای این شرایط نیستند."

روزولت، يك هفته بعد بار دیگر پیامی فرستاد و پيشنهاد ديدار در تهران را رد کرد. او استدلال کرد که كوه‌هاي نزديك پايتخت ايران به گونه ایست که ممکن است چند روز متوالي امکان پرواز را از ما بگیرد و در نتيجه، هواپيمائي كه مي‌بايستي اسناد مختلف را از واشنگتن به رئیس جمهوری برسانند ممكن است براي مدتی طولاني معطل شود. روزولت نوشت " توجه داشته باشید که برای پرواز هواپیماها تهران که در گودی قرار گرفته مناسب نیست. لذا با كمال تاسف بايد به شما اطلاع دهم كه نخواهم توانست رهسپار تهران شوم. دولت و رهبران قوه مقننه با حضور در تهران مخالف اند".

 روزولت بصره را به عنوان يك محل ديگر ديدار پيشنهاد کرد با این محاسبه که یک خط تلفني از تهران به آنجا كشيده شود.

اين پيام را "كوردل هل" وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا در بهار سال 1943 که براي همآهنگی كنفرانس سه وزير امور خارجه وارد مسكو شده بود، تسلیم استالين کرد. استالين در پاسخ به "هل" اطلاع داد که استدلال رئیس جمهور امریکا را فراموش کنید!

استالين در ادامه گفت: "البته روزولت مي‌تواند درمورد امكان مسافرت به پايتخت ايران براي ديدار با نمايندگان اتحاد شوروي و بريتانياي كبير خود تصميم بگيرد، وليكن از جانب خودم بايد بگويم كه هيچ جائي را مناسب تر از تهران نمي‌بينم، وظايف فرماندهي عالي نيروي شوروي برعهده من گذاشته شده و اين امر مرا مجبور مي‌سازد بطور روزمره عمليات جنگي را در جبهه ما رهبري كنم. با اين وضع براي من به عنوان فرمانده عالي جنگ امكان ندارد دورتر از تهران بروم. همكاران من در هيئت دولت معتقدند كه در حال حاضر خروج من از اتحاد شوروي بخاطر پيچيدگي زياد اوضاع در جبهه ها غير‌ممكن است...".

استالين سپس گفت كه "وياچسلاو مولوتوف" معاون اول وی در هيئت دولت يقينا مي ‌تواند بجای وی در ديدار شركت جويد و هنگام مذاكرات، طبق مفاد قانون اساسي شوروی، از تمام اختيارات رئيس دولت شوروی برخوردار است، در اين صورت هيچ اشكالي در انتخاب محل ديدار وجود نخواهد داشت.

استالين در خاتمه گفت: " اميدوارم كه اين پيشنهاد قابل قبول طرف‌های ذی ‌نفع باشد".

این پاسخ قاطع استالین آشكارا وزير امور خارجه آمريكا را غافلگیر کرد. "هل" گفت كه بلافاصله پيشنهاد استالين را به اطلاع رئيس جمهور خواهد رساند و از طرف خود افزود كه پيشنهاد آخر(اعزام مولوتوف) "باعث ياس" روزولت خواهد شد زيرا ایشان برای ديدار با شخص استالين اهميت خاص قائل است. هل کاملا درک کرده بود که کنفرانس در محل دیگری غیر از تهران با عدم شرکت استالین همراه خواهد شد.

سرانجام امريكائي‌ها تهران را بعنوان محل برگزاري كنفرانس پذیرفتند. پيام روزولت به تاريخ 8 نوامبر حاكي از همين امر بود.

بدون شك، مسكو روی اين واقعيت كه نيروهای شوروي مطابق قرارداد 1921 به منظور قطع فعاليت‌هاي خرابكاري و جاسوسي عمال هيتلري در ايران به قسمت شمالي ایران (سرخس) وارد شده و در آنجا مستقر بودند حساب می کردند. نيروهاي انگليس نیز وارد قسمت جنوبي ايران شده بودند و به این ترتیب حل مسئله تامین امنيت جانی شركت‌كنندگان كنفرانس تهران آسان بود، اما مسئله دیگر فعاليت جاسوسی عمال مخفي نازي در تهران بود، که باید برای آن فکری می شد. دراين ارتباط تصميم گرفته شد كنفرانس در سفارت شوروی برگزار شود. عمارت اصلي كه معمولا دفتر سفارت در آنجا بود براي اقامت روزولت رئيس جمهور آمريكا و برای هيئت نمايندگي شوروی اقامتگاه سفير كبير اتحاد شوروی در نظر گرفته شد.

مسئله اقامت رئيس جمهور آمريكا براي مدت كار كنفرانس در سفارتخانه شوروي قبلا مورد مذاكرده شركت‌ كنندگان ديدار تهران قرار گرفته بود. با‌لاخره اين مسئله بر مبنای ملاحظات امنیتی مورد قبول واقع شد. ساختمان سفارت‌ آمريكا در حومه تهران، و سفارت‌خانه‌هاي شوروي و انگليس در مجاورت مستقيم يكديگر قرار داشتند. كافي بود یک خيابان کوتاه به كمك سپر‌هاي بلند مسدود شود و يك معبر موقت بين دو سفارت‌خانه ايجاد شود تا يك محدوده واحد بوجود آيد. بدين‌ ترتيب امنيت اعضاي هيئت‌هاي نمايندگي شوروي و انگليس تامين مي‌شد، زيرا تمام محدوده حفاظ امنیتی پیدا می کرد. اگر روزولت در سفارت‌خانه آمريكا اقامت مي‌گزيد در آنصورت وي و ساير شركت‌ كنندگان ديدار مجبور مي‌شدند روزي چند مرتبه از خيابان‌هاي تنگ تهران به محل مذاكرات رفت و آمد كنند. دراین صورت احتمال مي‌رفت عمال "رايش سوم" خود را درمیان مردم جا داده و دست به عملیات تروریستی بزنند.

"مايكل ريلي" نماينده سازمان اطلاعات و امنیت آمريكا در این نگراني با سازمان مخفي شوروي شريك بود. او خاطرنشان ساخته بود كه عليرغم همه تدابير احتياطي اتخاذ شده، هنوز نازها در تهران عده زیادی هوادار دارند، علاوه براين، اطلاعاتي در دست بود مبني براينكه سازمان جاسوسي هيتلري در تدارک برنامه ترور بودند. 20 سال پس از كنفرانس تهران، "ا‌تواسكورتزني" كه هيتلر مشكل‌ترين عمليات خرابكاري را به او محول مي‌كرد تائيد نمود كه وی از جانب هیتلر ماموريت ربودن روزولت را در تهران داشت.

روزولت رئیس جمهوری امریکا که پس از بازگشت از تهران، بدلیل اقامت در سفارت اتحاد شوروی با انتقاد محافل حکومتی و مطبوعات امریکا قرار گرفته بود، در یک مصاحبه مطبوعاتي به تاریخ 17 دسامبر 1943 بيانيه ويژ‌ه‌اي صادر كرد مبني براينكه بجاي سفارت‌خانه آمريكا در سفارت‌خانه شوروي اقامت داشته زيرا استالين اطلاعاتي مربوط به توطئه آلمان به دست آورده بود. روزولت افزود كه از قرار اطلاع مارشال استالين، احتمال مي‌رفت يك توطئه به‌منظور سوءقصد به جان همه شركت‌كنندگان كنفرانس صورت گيرد. رئيس جمهور اعلام داشت كه احتمالا قريب صد جاسوس آلماني در حوالي تهران به سر مي‌بردند. روزولت افزود: "آلمان‌ها بسيار کوشیدند تا موقعي كه ما از خيابان‌های تهران عبور مي‌كرديم كار مارشال استالين، چرچيل و من را يكسره كنند زيرا سفارت‌‌خانه‌هاي شوروي و آمريكا با هم قريب 5/1 كيلومتر فاصله دارند.

در اواخر نوامبر 1943 شرایط دیدار ژوزف استالين، فرانكلين روزولت و وينستون چرچيل در تهران فراهم آمد.

ادامه دارد...