-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۶, شنبه

بازمحمد مبارز باید می باخت

از نظر من به حیث بیننده علاقه مند مسابقه ضربه آزاد:

من روزانه یکی دو بار مسابقات در سطوح مختلف فری فایت را در یوتیوپ می بینم. هیجان و کنجکاوی غریبی مرا می پیچاند که توان و بی توانی آدم ها را در یک لحظه حساس تصادم واقعی بشناسم.

معمولاً علاقه مندم که شکست آدم های گستاخ، بسیار سر به هوا و بی اصول و بد اخلاق را ببینم. مثلاً وقتی مگ گریگور در برابر حبیب داغستانی به شکل فضاحت باری باخت و رسوای عالم شد؛ معتقد ترشدم که انسان باید پخته فکر، کارتمام؛ اما ملایم باشد. مگ گریگور محاسبه توهم آمیز از خود داشت؛ دهان خود را کج و وج می کرد و نتوانسته بود بفهمد که حمله و دشنام بر حبیب ( یک روز قبل از مسابقه) چقدر حبیب را علیه وی ذهناً وحشی، سنگ سان و قدرتمند ساخته بود.
مسابقه بازمحمد مبارز یا کنکوف روسی برخلاف احساساتی بود که قبل از دیدن داشتم. اولاً بازمحمد یک تقلید بی جا از حبیب می کند که انگشت خود را به طرف آسمان بلند می برد و ... درین کار چه نیازی است؟

انتظار داشتم یک مبارزه پر تنش و هیجان بار را نگاه کنم. اما چنین نبود. هم بازمحمد و هم کنکوف، هردو، پرت، کم شیمه، غیراستاندارد، خسته کن و نا انگیزنده بودند. بازمحمد کم رمق تر، غیرفنی و برای ظفریابی حتمی، نا مصمم تر بود. اصلاً احساس می کردم که وی پیشاپیش درمغز خود چیزی به نام پیروزی نداشت. قدرت بدنی تابع قدرت تعیین کننده مغزی است.

وی حتی در دفاع محکم و تعیین کننده آماده گی نگرفته بود. فکر می کنم بازمحمد احتمالن بنا به عوامل غیر ورزشی، از نظر روانی، پژمرده و کوفته شده بود. او از همان لحظات اول شروع مبارزه در رینگ، از کنکوف و حمله غلبه آمیز وی در ذهن خود حساب باز کرده بود. با ترس شروع کرد، با نا امیدی و کم توانی ادامه داد تا مغلوب طرف شد.