-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ شهریور ۱۷, یکشنبه

امریکا و پایان"جنگ انتقام"


نویسنده: وحید مژده



کولین پاول وزیر خارجۀ امریکا بین سال های 2001 تا 2005 در مورد جنگ کشورش در افغانستان گفته بود:
 جنگ افغانستان برای ما جنگ انتقام بود. اشارۀ او به واقعۀ یازدهم سپامبر بود که ادعا می شود نقشۀ آن حمله به امریکا در افغانستان طرح ریزی شده بود. اکنون به نظر می رسد که آن جنگ انتقام با کشته شدن صدها هزار افغان که هیچ نقشی و حتی اطلاعی از برنامۀ حمله یازدهم سپتامبر نداشتند، به پایان خود نزدیک می شود.

بعد از 9 دور مذاکرات میان طالبان و ایالات متحدۀ امریکا، به نظر می رسد که توافق نامۀ صلح میان دوطرف نهائی شده و قرار است بعد از تائید رئیس جمهور ترامپ، به امضای نمایندگان دو طرف رسیده و شکل عملی به خود بگیرد. خروج کامل نیروهای امریکایی افغانستان و ایجاد یک نظام جدید که مورد توافق همه جهت ها باشد، بخش عمده از این توافقات را تشکیل می دهد. خروج نیروها طبق یک جدول زمانی تعیین شده، بخش خارجی این توافقات و تشکیل یک دولت فراگیر، کار خود افغانهاست.
اظهارت خلیلزاد با یک شبکۀ تلویزیونی در کابل، نشان از پایان یک دور 18 ساله برای افغانستان و آغاز دور جدید دارد که بدون شک بسیار پر چالش خواهد بود. این چالش تنها متوجه آنهایی نیست که در طول هجده سال گذشته به خروج امریکا از افغانستان باور نداشتند؛ چالشی بزرگتر متوجه نیروی مقاومت یعنی طالبان است که آنها نیز باید خود را با تحول جدید هماهنگ سازند. تجربه نشان داده که برای یک گروه درگیر جنگ، گاهی دوام جنگ آسان تر از داخل شدن به روند صلح است.
سخنان خلیلزاد در مورد آیندۀ افغانستان بعد از خروج نیروهای خارجی، بیشتر به این معنا بود که دوران درگیری ما با قضیۀ افغانستان به پایان رسیده است. ما آمدیم تا مشکل افغانستان را از راه جنگ حل کنیم اما با اشتباهاتی که مرتکب شدیم، برندۀ جنگ نشدیم و اکنون باید به این جنگ پایان دهیم، صلح اولویت امریکا بوده و کار های بعدی برای حل مشکل افغانستان مربوط به خود افغانهاست.
اگر به گذشته بنگریم، آثار شکست امریکا در جنگ افغانستان سالها قبل ظاهر شده بود. به قول طالبان، در پایان سال 2009 امریکایی ها برای حل صلح آمیز مشکل افغانستان با آنها در تماس شده بودند که به میان آمدن دفتر قطر به عنوان یک آدرس برای طالبان، نشانۀ روشنی از این تغییر در نظر امریکا بود اما در همان زمان، حلقه هایی در داخل کانگرس امریکا به این نظر بودند که کنار رفتن حامدکرزی، شخصی که ناتوان از ایجاد یک حکومت داری خوب بود، و جایگزین کردن اشرف غنی می تواند وضع را تغییر دهد.
اشرف غنی با نوشتن کتابی مشترک با یک نویسندۀ دیگر در مورد "دولت های ناکام" این تصور را به میان آورده بود که متفکری برجسته است و می تواند مشکل افغانستان را حل کند. او در مورد حل مشکل افغانستان این نظریه را مطرح کرده بود که جنگ طالبان بنیاد ایدئولوژیک ندارد بلکه دلیل اصلی جنگ در افغانستان، فساد و نبود حکومت داری خوب در حکومت کرزی است. اگر با فساد مبارزه شود، مشکل جنگ در افغانستان نیز حل خواهد شد.
ریچارد هالبروک Richard Holbrooke نمایندۀ خاص امریکا برای افغانستان که یهودی و نزدیک با لابی صهیونیستی در داخل امریکا بود از هواداران اشرف غنی به شمار می رفت. او در انتخابات سال 2009 افغانستان، وقتی متوجه شد که امکان پیروزی برای غنی وجود ندارد، تلاش کرد تا وی را به عنوان رئیس اجرائیه داخل حکومت کرزی سازد اما حامدکرزی با این کار مخالفت کرد و برنامۀ امریکایی ها برای پنج سال به عقب افتاد.
دور دوم حکومت کرزی به عنوان رئیس جمهور منتخب تا سال 2014 دوام کرد و در انتخابات سال 2014 امریکایی ها اشرف غنی را که شکست خوردۀ میدان انتخابات بود به عنوان رئیس جمهور در حکومت وحدت ملی به قدرت رسانیدند. اشرف غنی در آغاز کار سروصدای مبارزه با فساد را بلند کرد و از پیگیری موضوع کابل بانک سخن گفت اما با گذشت زمان، فساد در دستگاه حکومت وی بیشتر از دوران کرزی گسترش یافت و جنگ ها هم شدت گرفت. غنی آخرین تیر در ترکش امریکا بود که این تیر نیز به هدف اصابت نکرد.
جنگی که تا امروز به کشته شدن بیش از 2500 سرباز و هزینۀ حدود یک تریلیون دالر برای امریکا تمام شده است می تواند دهها سال دیگر هم دوام کند. ترامپ به این نتیجه رسیده بود که راه حل مشکل افغانستان کشتن ده میلیون نفر یا خروج از افغانستان است. راه دوم عملی بود و برای یافتن راه آبرومندانه برای خروج از افغانستان، زلمی خلیلزاد ده ماه قبل ماموریت صلح خویش را آغاز کرد.
مصاحبۀ خلیلزاد با طلوع نشان داد که جنگ افغانستان برای امریکا مایۀ دردسر بوده است. قرارداد صلح در غیاب حکومت افغانستان و با امارت اسلامی افغانستان به امضا می رسد. هرچند خلیلزاد مدعی شد که امریکا طالبان را به عنوان حکومت به رسمیت نمی شناسد اما امضای قرارداد صلح و تعهد خروج از افغانستان با طالبان گویای مسایلی است که با بازی با کلمات قابل توجیه نیست.
هرچند خلیلزاد گفت که در صورت عدم تعهد طالبان به توافق های شان با امریکا، امریکا به افغانستان باز خواهد گشت اما هر انسان عاقلی می داند که چنین کاری ناممکن است. امریکا تمام نیروها و تجهیزات خود را از افغانستان بیرون می کند و حتی این پیشبینی هم دشوار است که حتی در صورت عدم پابندی طالبان به تعهدات شان، امریکا کار دیگری جز وضع تحریم های اقتصادی برنامۀ دیگری برای افغانستان داشته باشد.
امریکا می داند که القاعده دیگر توان پلان عملیات نظامی را علیه امریکا یا کشوری دیگری از طریق افغانستان ندارد. رسانه های امریکایی از قبل خبر مرگ حمزه بن لادن پسر اسامه بن لادن را پخش کردند تا به مردم امریکا بگویند که دیگر القاعده از طریق افغانستان مشکلی برای امریکا ایجاد نخواهد کرد.
خلیلزاد در سخنان خویش به این نکته اشاره کرد که محاسبۀ امریکا در مورد نفوذ پاکستان در تحریک طالبان افغان مبالغه بوده است و امریکا در جریان مذاکرات با طالبان، اثر چندانی از نفوذ پاکستان در تحریک طالبان افغان ندیده است هرچند نفوذ پاکستان روی افرادی در میان طالبان را رد نکرد. به یاد داریم که زلمی خلیلزاد زمانی که سفیر امریکا در افغانستان بود، به عنوان اولین مقام امریکایی، پاکستان را متهم به دست داشتن در ناامنی های افغانستان نمود. از آن به بعد او از طرفداران سرسخت افزایش فشار ها بر پاکستان بود و پاکستانی ها هم خلیلزاد را دشمن می دانستند.
با توجه به سخنان اخیر خلیلزاد در مورد نقش پاکستان، می توان نتیجه گرفت که سروصدای نفوذ پاکستان در صف طالبان برای توجیه حضور نیروهای خارجی در افغانستان صورت می گرفت. در افغانستان نیز هواداران امریکا به این نگرانی دامن می زدند که اگر نیروهای امریکایی از افغانستان خارج شوند، افغانستان توسط پاکستان اشغال خواهد شد. ناتوانی نیروهای افغان از دادن جواب متقابل به حملات موشکی پاکستان به مناطق مرزی افغانستان، بخشی از همین سناریو بود. اکنون خلیل زاد می گوید که ما در مورد میزان نفوذ پاکستان در صف طالبان اشتباه کرده بودیم.
پاکستانی ها با ادعای داشتن نقش و اثر در میان طالبان، سالها از امریکا و جامعۀ جهانی باج گرفتند و در نهایت وقتی امریکا از پاکستان خواست تا با فشار بر طالبان، آنها را به مذاکره با دولت افغانستان وادار سازد، اسلام آباد باوجود وعده های مکرر، در این امتحان ناکام شد.
امریکایی ها می خواهند به ما افغانها بگویند که هجده سال اختلاف با پاکستان همه ناشی از غلط فهمی و اشتباه بوده است و اکنون که امریکا قصد خروج نظامی از افغانستان را دارد، دولت افغانستان باید در روابط خود با پاکستان تجدید نظر نماید. اینست سرنوشت کسانی که می گفتند راه نجات ما، سپردن مقدرات ما بدست امریکاست!
در چند هفتۀ اخیر رسانه ها نیز در دروغ پراکنی اهتمام فراوان داشتند تا امکان امضای قرارداد صلح از جانب امریکا را زیر سوال ببرند. از قول جورج پمپیو وزیر خارجۀ امریکا گفته شد که او حاضر به امضای این قرارداد نیست اما او این شایعه را "خنده آور" خوانده است.
به نظر می رسد خلیلزاد در سفر اخیرش به کابل موفق به جلب حمایت غنی از این قرارداد نشده است در حالیکه سایر کاندیدا های ریاست جمهوری تاکید کرده اند که صلح را مقدم بر انتخابات می دانند.
گفته می شود که سفر غنی به واشنگتن که به دلیل مخالفت وی با امضای قرارداد صلح امریکا با طالبان از جانب امریکا به تعویق انداخته شده است. اگر این خبر درست باشد خبر خوشی برای ارگ نخواهد بود.
امریکا با امضای قرارداد صلح و خروج کامل نظامی از افغانستان می خواهد اشتباه 18 ساله اش در مورد افغانستان را اصلاح کند اما این اشتباه امریکا برای افغانها به قیمت خون بیش از نیم ملیون انسان تمام شد و مانند هر جنگی، پیامد های منفی این جنگ نیز تا دهها سال در جامعۀ ما زایندۀ مشکلات و چالش ها خواهد بود.