-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۱۹, جمعه

واشنگتن پست: پاکستان، درهنرتظاهر کمک به امریکا، استاد است

فرید ذکریا: چرا پس ازچندین سال تلاش‌های نیروهای آمریکایی، افغانستان هنوز شکننده است؟




او می‌نویسد که ملا عمر چندی پیش در کراچی مُرد و اسامه بن لادن هم سال‌هایی زیادی را در ایبت‌آباد زنده‌گی کرد .
فرید زکریا می‌نویسد که ما مشکل افغانستان را بدون شناختن این‌که شورش ضد حکومت افغانستان، در آن‌سوی مرز توسط یکی از قدرت‌مند‌ ترین اردو شکل داده شده و حمایت و تجویز می‌شود، نمی‌توانیم حل کنیم. او می‌گوید که حتماً یکی در آمریکا، این را خاطرنشان کرده است، اما هنوز کسی دقیق نمی‌داند چه کار کند و سیاست‌ها هم‌چنان بدون تغییر باقی مانده است .

او می‌نویسد که پاکستان در هنر تظاهر کمک با آمریکا استاد شده است، در حالی که یکی از خطرناک‌ترین دشمن‌شان را حمایت می‌کند. او مثال می‌آورد که پاکستان وانمود می‌کرد، در گفت‌وگوهای صلح با طالبان میانجی‌گری می‌کند، حال آنکه ملا عمر دو سال پیش مرده بود و ما با ارواح گپ می‌زدیم. او می‌افزاید که پرویز مشرف قاطعانه رد می‌کرد که اسامه بن لادن در پاکستان نیست، با وجود آن‌که زمامداران افغانستان این را به‌تکرار و به‌ طور علنی خاطرنشان می‌کردند .

زکریا می‌گوید، با گفتن این‌که اردو وسازمان استخبارات نظامی پاکستان (ای ایس ای) پدرخوانده‌ی طالبان است، شاید نفوذ آن را دست کم بگیریم. او می‌نویسد که بعد از این‌که لشکرسرخ شوروی در افغانستان شکست خورد و آمریکا هم خودش را کنار کشید، پاکستان به‌میدان خالی ستراتیژکش وارد شد و جهادی‌های جوان پشتون را که در مدرسه‌های پاکستان درس خوانده بودند، به‌خاک افغانستان سوق داد. او می‌افزاید که امروز تاریخ تکرار می‌شود؛ پاکستان دوباره می‌خواهد نفوذش را با جنگ نیابتی گسترش دهد .
در پاسخ به‌این سؤال که چرا پاکستان از طالبان حمایت می‌کند، از حسین حقانی، سفیر پیشین پاکستان درآمریکا، نقل قول می‌آورد: "پاکستان همیشه از این‌که نظم امور برای افغانستان زیر تاب هندوستان، غول شبه قاره بیاید، می‌هراسید. نظامیان پاکستان به‌این باور شدند که تنها می‌توانند از طریق مذهبی‌های متعصب در افغانستان نفوذ پیدا کنند. گروه‌های سیکولار و ملی‌گراهای افغانستان نسبت به‌ پاکستان سوء ظن داشتند، بناءً تنها راه در آن از طریق کسانی که ایدئولوژی مشترک مذهبی دارند، باقی ماند." او می‌افزاید که این استراتیژی‌ نو نیست و بنا به‌گفته‌های حسین حقانی، تمویل چنین گروه‌ها به‌ سال‌های میانی ۱۹۷۰، پیش از اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹، برمی‌گردد .

در پاسخ به‌سؤال این‌که آمریکا باید چه کند، باز هم از حسین حقانی نقل می‌آورد:« وقتی به‌شما دروغ گفته می‌شود و شما جواب نمی‌دهید، دروغ‌های بیش‌تر را تشویق می‌کنید.» او می‌نویسد، حسین حقانی استدلال می‌کند که واشنگتن باید با اردوی پاکستان سخت‌تر برخورد کند و مانع دو رویی‌شان شود. او می‌افزاید که این کار هم برای ثبات افغانستان و هم برای پاکستان خوب است .
فرید زکریا در آخر مقاله‌اش می‌نویسد که پاکستان بمب ساعتی است. نظر به‌بانک جهانی، از لحاظ اقتتصاد در رده‌ی ۴۳ و اما از لحاظ بزرگی نیروی مسلح، در رده‌ی ۶قرار دارد و دارای غیر شفاف‌ترین مهمات اتمی است که در حال گسترش است. با بی‌رحم ‌ترین تروریست‌های جهان در ارتباط است. نظر به‌تخمین‌ها، ۲۶ درصد تمام عایداتش مصرف ‌اردو و نظامیانش می‌شود، حال آن‌که ۵،۵میلیون کودک امکان رفتن به‌مکتب را ندارند . او می‌افزاید، تا زمانی که این نظامیان و طرز تفکر آنها بررسی و اصلاح نشود، آمریکا با نیروهای خود در افغانستان ، هم‌چنان به‌سقوط ستراتیژیک مواجه خواهد شد .