-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۹, سه‌شنبه

همه مخالف غنی اند؛ او کنار گذاشته می شود


عزیز آریانفر، نویسنده، مترجم و ناظر مسایل منطقه و جهان



امریکایی ها اکنون در دیگر جاهای جهان برنامه هایی دارند که برای واشنگتن از اهمیت بالاتری نسبت به افغانستان برخوردارند. مانند رقابت با روسیه در قطب شمال و تئاتر اروپایی سیاست های جهانی، مساله گرینلد، مساله ونزویلا، مساله اوکرایین، مساله لیبیا، مساله ترکیه، مساله میدان بزرگ نفتی شام در بستر مدیترانه، مساله کرد ها، جنگ بازرگانی با چین و مساله ایران.
این برنامه ها نیازمند سرمایه گذاری های هنگفت و تخصیص نیرو و تمرکز بسیار بالا اند که مساله افغانستان تنها مزاحم این برنامه ها شمرده می شود.
از همین رو، ترامپ می خواهد مساله فغانستان را برای مدت درازی تا فراهم شدن دوباره زمینه برای حضور نیرومند و پویا کنسرو کند و پرونده افغانستان را حفظ نماید.
ناگفته پیداست که به سود امریکا است که بحران افغانستان را برای مدت نامعلومی کنسرو کند. البته، امریکا به هیچ رو سر برآمدن از افغانستان را ندارد. از همین رو می خواهد که شمار نیروهای خود را به پایین ترین حد ممکن برساند و حضور دراز مدت خود را تنها در گستره راهبردی قندهار تا هرات و نیز در کابل حفظ نماید و در کابل یک رژیم متمایل به خود را روی کار بیاورد که بتواند با کمترین هزینه و تلفات تا فراهم شدن دوباره زمینه در چند دهه آینده گستره افغانستان را برای امریکا ریزرو نگه دارد.
این است که واشنگتن مشی کنسروسازی مساله افغانستان را پیش گرفته است .
روشن است که در کابل باید دولتی روی کار بیاید که توانایی ایستادن سر پاهای خود در دراز مدت را داشته باشد و با دریافت حمایت سیاسی امریکا و حمایت مالی عربستان بتواند سیطره حد اقلی امریکا را تا فراهم شدن زمینه حضور نیرومند در آینده حفظ نماید.
این دولت به لحاظ مهندسی سیاسی باید فراگیر بوده، شامل سه ستون اصلی قدرت در کشور باشد: مجاهدان، طالبان و گروه پشتون های ناسیونالیست به رهبری کرزی. در این حال، برای خشنود نگه داشتن پاکستان، واشنگتن ناگزیر است حاکمیت غیر مستقیم پاکستان را بر گستره بین قندهار تا بدخشان بپذیرد. در عین حال در کابل طالبان را هم شریک قدرت سازد. این گونه به گونه نسبی همه گروه های درگیر با مشارکت یافتن در بافتار دولت و کاست قدرت قسما راضی شده، تراز تنش ها تا اندازه برای چندی پایین خواهد آمد. ار چند این آرامی شامل گستره شمال نخواهد بود. در شمال برنامه های دیگر در دست اجرا است.
در گستره بین بدخشان و هرات باید به کمک عربستان از نیروی داعش و طالب و حزب التحریر و حزب اسلامی برای گرفتن جلو راندمان روسیه در محور جنوب و مصروف نگه داشتن آن کار گرفته شود.

روشن است که برای چنین ساز و کار اشرف غنی احمد زی مهره به درد بخوری نیست. زیرا به عنوان یک غلزایی از سپردن کنترل گستره آبایی خود به دست پاکستان خود داری می ورزد و آن مایه بدنامی تاریخی می پندارد. از همین رو هم مخالف مشارکت دادن طالبان در دولت کابل است.
این گونه منافع اشرف غنی و امریکا در تضاد و تناقض صد وهشتاد درجه یی قرار گرفته است. این در حالی است که مجاهدان و طالبان و تیم کرزی با برنامه های امریکا هماهنگی دارند.
اکنون امریکا از کارت رای بالای داکتر عبدالله برای زیر فشار گرفتن اشرف غنی، مدتی همچنان شمشیر دیموکلیوس بهره خواهد گرفت تا او را وادار به پذیرفتن شرایط خود و کوتاه آمدن در قبال طرح صلح میان امریکا و طالبان و در واقع میان امریکا و پاکستان نماید.
بیگمان، اگر او طرح امریکا را یکسره بپذیرد، شانسش برای پاییدن در ارگ بالا می رود. اما احتمال چنین چیزی بسیار اندک است. اما در کل منتفی نیست. اما اگر تن در ندهد، امکان کنار گذاشتنش بیشتر می شود. از قراین چنین بر می آید که همانا همین گونه خواهد شد و کنار زده خواهد شد. ار چند او در دو روز اخیر بیشتر به گزینه صلح با طالبان متمایل گردیده است و حد اقل به این کار تظاهر می کند. تا دیده شود که مانور می کند یا به راستی در برابر برنامه های واشنگتن کوتاه آمده است.
از این رو، روند انتخابات برای مدتی به بن بست خواهد خورد تا دیده شود از زیر پلو انتخابات چه ملی یی بیرون خواهد آمد؟
می توان گمان برد که در این گیر و دار شانس عبدالله نسبت به غنی بالا تر است . زیرا غنی نه توانایی کنار آمدن با همسایگان و کشورهای منطقه را دارد و نه توان رسیدن به اجماع داخلی مطمع نظر واشنگتن را. هم طالبان، هم مجاهدان و هم کرزی با تداوم کار او مخالف اند. برعکس، طالبان و کرزی دست کم در کوتاهمدت با تبارز داکتر عبدالله در سیمای مرد نخست سیاست افغانستان تکمین می نمایند. مجاهدان هم چاره دیگری جز پذیرفتن او ندارند.
در یک سخن، میدان مانور غنی چندان وسیع نیست و احتمال رفتن او بسیار بالا است. تا دیده شود چه خواهد شد.
اما نباید چنین پنداشت که همه چیز وفق مراد واشنگتن پیش خواهد رفت. زیرا حریفان نیرومند کاخ سفید نیز خواب نیستند و برای راندن امریکا از این سرزمین برنامه های خود را دارند. در داخل نیز کرزی و طالبان به محض رهایی یافتن از شر غنی ، برای گرفتن قدرت در کابل و کنار زدن داکتر عبدالله دست به کار خواهند شد. این در حالی است که در اردوگاه مجاهدان هم کشاکش های داخلی به اوج خود رسیده است.