-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ آبان ۸, چهارشنبه

ورکشاپ قصیرالمدت برای ادریس زمان

هرگاه دریک مکتوب نوشته شود «حکومت داری خوب» ادریس زمان مکلف است آن به «حکومت والی خوب» تغییر دهد.



واژه های «شهر» و «داری» اغلب دو پاره برای یک مفهوم استعمال می شوند؛ شهردار یعنی متولی اداره ای که وظیفه اش جاده سازی، انتظام شهری، تنظیف محیط زیست شهری، ارائه خدمات آب و روشنایی و اماکن سبز است.

واژه های «شهر» و «داری» به حدی مفهوم شفاف و بلامنازعه دارند که هیچ نیازی به جایگزینی و تحمیل باقی نمی ماند.
حدود شصت هفتاد سال پیش در زبان اداری افغانستان و ایران، واژۀ ترکیبی ( فارسی- عربی) «بلدیه» به کار می رفت. بعد از بروز یک رشته سیاست های جدید در برخورد با زبان ها درافغانستان، واژه ( ښاروال) جایگزین بلدیه شد و «شهردار» هنوز رؤیت نشده بود. ښاروال، ترجمه بلامنازع «شهردار» است. مانند ترجمه دانشگاه یعنی پوهنتون؛ زایشگاه، زیژنتون، پرورشگاه، روزنتون که رد گیری این سلسله به زنجیرۀ بی پایان روایات «شهرزدا قصه گو» ماننده خواهد گشت. در ایران اصطلاح اسمی «شهردار» معمول گردید.

برای محافظه کاران اگر دربخشنامه ای بنویسید: برگۀ نتایج؛ سوال می کنند این «برگه» چیست؟ کلمه ایرانی است. اگر بنویسید «Result Sheets» ها ضمیمه فلان مکتوب است؛ سر به نشانۀ تصدیق تکان می دهند: بسیار خوب!

اگر در مکتوبی ذکر شود « دوره آموزشی کوتاه مدت»؛ می پرسند منظور چیست؟ جواب شما باید به شکل ترجمه باشد؛ یعنی: ورکشاپ یا کورس قصیرالمدت!

فوری به شما اندازه تعیین می کنند: خوب خوب.... مگر «دورۀ آموزشی» از ایرانی گرفته شده، نباید نوشته شود. اگر بنویسی:  Short Course مانند کاسه شیری است که دم دهان یک مار می گذارید تا شما را نیش نزند!

 تهی از اصالت خویشتن، و مملو از خزعبلات دیگران اند.

القصه به ادریس زمان اول باید یاد آوری شود که حداقل به پاس مفهوم «تخلص» خود یعنی «زمان» وفادار باشد. ایستادن در زمان حال، گذار آبرومندانه به آینده است. معلوم نیست مشارالیه از کجا آمده؛ این قدر دانیم که یکی از توابع سیاست «گذشته گرایی»  است. مثل ادریس بسیاری ها آمدند و چندی با هویت و مدنیت و ارزش های پایدار ملی و ادبی جنگیدند تا زبان و ارزش های مردم را ترافیکی کنند؛ اما سرشکسته رفتند و واژه ها بارور تر از گذشته در ادبیات جاری و ساری ماندند. ادریس از همین لغزش به ظاهر کوچک باید درس بهینه و بزرگ بگیرد.
  هزار درصد باور دارم هرگاه بخش نامه ای رسمی را روی میز ادریس زمان بگذارید که در آن از « حکومت داری » خوب سخن رفته باشد؛ ادریس خان جرئت ندارد «حکومت داری خوب» را خط بزند و زیر آن بنویسد: « حکومت والی خوب». وزارت خارجه باید به خط اصلی وظایف خویش پای بند باشد و به فساد فراگیر سیاسی و اداری پایان دهد.