-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۲۱, یکشنبه

سرکوب کاروان وکیل ها در نزدیکی خانه مولوی تره خیل

تهیه گزارش از اظهارات یک عضو مجلس نماینده گان- گزارشنامه افغانستان




درگزارش شاهد عینی ( یکی از نماینده گان مجلس) به گزارشنامه افغانستان دررابطه به سرکوب افراد مسلح وکیل های پارلمان در نزدیکی خانه مولوه تره خیل آمده است که همزمان با رسیدن کاروان موترهای حدود 15 تن از وکیل ها در نزدیک خانه مولوی تره خیل، قطعه مؤظف پلیس آنان را توقف می دهد. فتنه و آشوب زمانی بر پا شد که یک پلیس ازبادیگارد های مریم سلیمانخیل، کارت اسلحه، جواز کار و مدرک لازم طلبید. هیچ یک از محافظان وی ثبت و راجسترپلیس نبوده و تفنگ های شان نیز مجوز نداشت. 

باید گفت که درارگ پنج فرکسیون مافیایی لانه دارد؛ مگر درگروپ بندی های داخل ارگ، مریم سلیمانخیل عضو دسته اجمل غنی و داوود نورزی است. این گروه سکان اصلی قراردادهای تجاری، گزینش های اداری و حذف و اضافات مأمورین را در دست دارد و رقیب گروه دکتر فضلی است. مریم یکی از بازیگران اصلی در گیرودارهای ارگ در پنج سال اخیر است. این که وی چه گونه از امریکا پایش به ارگ باز شد، یکی از اسرار فاش نشده ای است که حتی حشمت غنی از آن سردر نمی آورد؛ هرچه هست، رشته ای است بین رولاغنی، پسران غنی و اجمل غنی که یک سرش در امریکا و سر دیگرش در ارگ کابل است. 

پلیس به محافظان دستور می دهد که از موتر پیاده شوند.

 پلیس می گوید: سلاح تان غیرقانونی و دریشی هایی که پوشیده اید، مجوز رسمی ندارد. در داخل موتر مریم سلیمان خیل یک نماینده مجلس از اهل هنور آقای خالصه هم حضور داشت. وقتی دعوا بین پلیس و مریم بالا گرفت، خالصه به دفاع از مریم حرف های نا سنجیده ای به پلیس گفت. پلیس به خالصه نزدیک شده و سیلی کشداری به صورتش کوبید و او را کنار زد. یک دختر نوجوان که درموتر مریم سلیمانخیل حضور داشت خیلی وحشت کرده و در حالت مدهوشی به سر می برد.

وزیر داخله یا جنرال خوشحال سعادت اصلاً در صحنه حضور نداشتند. به دستور وکیل ها، ناگهان تمام بادیگارد ها هر طرف موضع گرفته و تفنگ های شان را به سوی گروه کوچک پلیس عیار کردند. شماری از وکیل ها صدا بلند صدا می زدند که پلیس ها را عاجل خلع سلاح کنید.

درین اثنا، قطعه واکنش سریع که در نزدیکی آن جا افراز شده بود، وارد عمل شده و با سرعت، تمام محافظان مسلح وکیل ها را خلع سلاح و دستگیر کردند.  وکیل های خشمگین همه در موبایل های شان مشغول بوده و هر کدام با مرجعی گپ می زدند که به نماینده گان ملت توهین شده وقس علیهذا... طی یک ساعت که مشاجره آغاز شده بود، یک کاروان بزرگ و تازه دم ( حدود یک صد تن عضو مجلس) از شهر به محل ماجرا در هودخیل رسید. احتمال سرکوب و جنگ بالا بود. اما قطعه واکنش سریع کاروان وکلا و افراد مسلح آن ها را محاصره، سرکوب و خلع سلاح کرده و خود نماینده ها را از موترهای شان بیرون کشیده و در یک حویلی چهاردیواری محبوس کرد.

در گزارش شاهد عینی آمده است که وضعیت آن جاصحنه های درگیری و کش و گیر یک فیلم هندی سال های هفتاد میلادی را در خاطر زنده می کرد. درچنین اوضاع آشفته شاه وزیر برادر ملاتره خیل با یک گروه از افراد مسلح به صحنه رسید. وی بالای قطعه واکنش سریع غضب بود که مهمانان مولوی تره خیل را توهین کرده و داد می زد؛ اما هیچ کاری از دستش پوره نبود.

نماینده های پارلمان هر یک جدا جدا و پیوسته به وزیر داخله و جنرال خوشحال سعادت زنگ می زدند؛ اما هیچ کسی به آن ها پاسخ نمی داد. نماینده ها با صدای بلند فریاد می کشیدند که وزیر داخله و خوشحال باید به آن جا بیایند و از نماینده گان ملت معذرت بخواهند. اما به تقاضا های مکرر آن ها نه خوشحال جواب می داد و نه وزیر داخله.

مریم سلیمانخیل با صدای خفه و غضبناک به حمدالله محب زنگ زد و تقریباً حین صحبت هیاهو راه انداخته بود و تهدید می کرد. معلوم نشد که محب به او چی  می گفت. سرانجام مریم با کلماتی سخت کوچه بازاری و دشنام های رکیک مانند یک مرد پدر آزار و مادر آزار، او را تنبیه کرد. دشنام های مریم بسیار رکیک و مشابه به لاقید گویی های ولگرد های عاصی و کفری خیابان ها بود. 
پلیس قطعه واکنش سریع به آدرس همه وکیل ها فریاد می زدند:  دزد ها ، لچک ها... خاین ها...
سپس احضار خوشحال سعادت و اندرابی در مجلس شبانگاهی رسید که تفصیلش را خوانده اید.