-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۲۰, شنبه

عربستان و امریکا نفت و طلای یمن را می خواهند


دلیل اصلی جنگ اینست



با آن که هنوز زود است قضاوت درباره سرانجام جنگ یمن و نقش حوثی های شیعه چهار امامی در این کشور، اما می توان نگاهی کلی انداخت به یمن.

تا پیش از سال 1990 میلادی یمن دو کشور مجزا و مستقل با نام های یمن شمالی و یمن جنوبی (جمهوری دموکراتیک یمن) بود. تسلط یمن بر تنگه باب المندب، یکی از پر رفت و آمدترین راههای آبی دنیا که دسترسی به دریای سرخ، کانال سوئز و درنهایت مدیترانه را آسان می سازد و توان کنترل دریای سرخ را دارد موقعیت استراتژیک ویژه ای به آن داده است. به این موقعیت ویژه وجود نفت در مرزهای مشترک با عربستان و وجود معادن فلز بخصوص "طلا" در یمن را میتوان اضافه کرد.

جنبش جنوب (حوثی ها) در سال 1990 پس از اعلام وحدت دو یمن پایه گذاری و تاسیس شد. نارضائی مردم، بویژه بخش جنوبی این کشور ریشه در زندگی زیر خط فقر برای 50 درصد از 25 میلیون جمعیت یمن و بیکاری بالای 40 درصد در این کشور دارد. مشکلات اقتصادی و نابرابری های اجتماعی چنان است که حدود 60 درصد از جمعیت این کشور ثروتمند به کمک غذائی نیازمند است و به آب آشامیدنی سالم هم دسترسی ندارد. این جمعیت با ادامه جنگ و فشارهای سنگین عربستان و کشورهای محور و متحد عربستان در جنگ یمن به قحطی و مرگ گسترده از گرسنگی انجامیده است.

پس از اعتراضات گسترده مردمی به حذف یارانه های سوخت و دو برابر شدن قیمت سوخت در اواخر سپتامبر 2014 جنبشی که در جنوب شکل گرفته بود و خبرگزاری های غربی آن را در وجود "حوثی" های شیعه خلاصه و تبلیغ می کنند توانست کنترل صنعا را بدست بگیرد. دولت نتوانست در برابر حملات آن مقاومت کند و در نتیجه منصورهادی رئیس دولت یمن ناچار به امضای مواقتنامه با آنها شد که سازمان ملل متحد میانجی آن بود. کادرهائی از جنبش جنوب بدنبال این موافقتنامه در درون دولت جای گرفتند. بصورت همزمان رئیس جمهور یمن "هادی" ادعا کرد، اشغال پایتخت - "صنعا" - توطئه ای از طرف حامیان "داخلی و خارجی" جنوبی ها بود.

جنوبی ها بتدریج توانستند تحت حمایت 70 درصدی ارتش یمن پارلمان را منحل کنند و در بیانیه ای "کمیته عالی انقلاب" را اعلام کنند. در راس این کمیته محمد علی الحوثی قرار گرفت. بصورت همزمان یک شورای 5 نفره نیز برای اداره کشور انتخاب شد.

حزب سوسیالیست یمن و "حوثی"ها که جنبش واحدی را تشکیل میدهند از تجربه حکومتی حزب سوسیالیست در دوران حاکمیت دولت دمکراتیک در بخش جنوبی یمن بهره می برند و با همین تجربه نه تنها جنبش بلکه مردم را سازماندهی کرده اند.

الحوثی پس از آن که در راس کمیته انقلاب قرار گرفت اعلام کرد: از مشارکت سایر احزاب سیاسی یمن در دولت و قدرت استقبال می کند. او خواستار افزایش مشارکت دموکراتیک مردم و تقسیم قدرت شد.